محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

آدم گاهی دوست دارد.

خواهرم دوست دارد برود خارج. دوست دارد برود لندن. دوست دارد توی فنجان های انگلیسی چای بخورد. دوست دارد حجاب نداشته باشد. دوست دارد موهایش را رنگ کند. دوست دارد رژ بزند و برود توی خیابان. دوست دارد کفش پاشنه بلند بپوشد. دوست دارد هیچکس به او نگوید سرم درد می کند. هیچکس به او نگوید ناهار چی داریم؟ خواهرم دوست دارد برگردد عقب. دوست دارد خیلی کارها را انجام بدهد. دلش می خواهد خیلی کارها را انجام ندهد! و بارها می پرسد چرا من نمی توانم بروم انگلستان؟ گ
+ آدم گاهي دلش می خواهد برای خودش چای بریزد ،  بنشیند کنار خودش . از بودن با خودش لذت ببرد .بدون هیچ دلهره ای فقط گوش کُند به صدای سکوت ،آدم گاهي باید به یاد خودش بیاورد کهمَنِ دورنَش را چقدر دوست دارد .   آدم گاهي دوست دارد برای خودش بنویسد . از تنهایی هایش پ.ن: ( خدایا شکرت برای بودنم☂❤ ) 
در زدم و گفت کیست، گفتمش ای دوست، دوستگفت در آن دوست چیست ؟ گفتمش ای دوست، دوستگفت اگر دوستی! از چه در این پوستی ؟دوست که در پوست نیست! گفتمش ای دوست، دوستگفت در آن آب و گِل، دیده ام از دور دلاو به چه امّید زیست؟ گفتمش ای دوست، دوستگفتمش این هم دمی است، گفت عجب عالمی استساقی بزم تو کیست؟ گفتمش ای دوست، دوستدر چو به رویم گشود، جمله ی بود و نبود دیدم و دیدم یکی است، گفتمش ای دوست، دوست!                               معینی کرمانشاهی »
کسی را دوست دارم که تنهاست و اعلام نیاز میکند و ابراز علاقه 
ماندم تا تنهاییش را شریک باشم 
اما دوست تنهای من فقط در حرف  زیباست  و در عمل دوستان مشابه من زیاد دارد 
از حضورش گاه مسرور و گاه .
چهارچوب مشخصی ندارد ، شخصیت ثابتی هم ندارد ،تنهایی زهرش را ریخته
 گاهي مثل یک کودک معصوم و قابل ترحم و گاهي سرد و بیتفاوت و سنگ 
نوع حضورش را نمیفهمم ،و این بدترین کلافگی دنیاست 
حضورش را میخواهم و نمیخواهم ،دوستش دارم و ندارم .
و گاه چقدر تلخ و سخت 
د
ﺁﺩﻡ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺮﻭﺩ ﻭﻟﯽ ﻧﺮﺳﺪ… ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﺪ . ﻭﻟﯽ ﺑﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺁﺩﻡ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑَﻐَﻞ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻨﺪ !….
????♦️????♦️????♦️ من از عهد عالم‌. ترا دوست دارم. از آغاز عالم ترا دوست دارم چه شبها،من و آسمان تا دم صبح سرودیم.نم نم ، ترا دوست دارم. نه خطی ،نه خالی، نه خواب و خیالی من ای حس مبهم، ترا دوست دارم سلامی صمیمی تر از غم ندیدم. به اندازه ی غم، ترا‌دوست دارم بیا.تا صدا از دل سنگ خیزد. بگوئیم باهم، ترا دوست دارم. جهان یک دهان شد.هم آواز با ما. ترا دوست دارم ترا دوست دارم.
(ای دوست!) دیگر نمی‌گیری چرا از من نشان ای دوست؟! شاید که افتادم ز چشمت ناگهان ای دوست گم می‌شوم آخر شبی ، از پیش چشمانت. تا کس نگیرد بعد ازین از من نشان ای دوست مانند گنجشکی که بیرون از قفس مانده پر میزنم آخر به سوی آسمان ای دوست مثل ستاره می‌زنم سوسو ن در شب پنهان شوم تا در میان کهکشان ای دوست یا می‌روم در کوه و صحرا و بیابان ها یا می‌روم در دشت های بیکران ای دوست یا می‌روم در جنگل انبوه تنهایی.
من از عهد آدم تو را دوست دارماز آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبحسرودیم نم نم : تو را دوست دارم
نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدمبه اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزدبگوییم با هم : تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد هم آواز با ما :تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم.
 
قیصر امین پوراشعار شاعران معاصر
۲۳۲-پای بوس تو کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد   محقق است که او حاصل بصر دارد چو خامه در ره فرمان او سرطاعت     نهاده ایم مگر او به تیغ بردارد کسی به وصل تو دستکسی رسید که او     چو آستانه بیدن در همیشه سردارد به پای بوس … پای بوس تو – کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد – غزل ۱۱۶ – ۲۳۲منبع : فالگیرفال حافظ آنلاین
کنون که فتنه فرا رفت و فرصتست ای دوستبیا که نوبت انس است و الفتست ای دوستدلم به حال گل و سرو و لاله می سوزدز بسکه باغ طبیعت پرآفتست ای دوستمگر تاسفی از رفتگان نخواهی داشتبیا که صحبت یاران غنیمتست ای دوستعزیز دار محبت که خارزار جهانگرش گلی است همانا محبتست ای دوستبه کام دشمن دون دست دوستان بستنبه دوستی که نه شرط مروتست ای دوستفلک همیشه به کام یکی نمیگرددکه آسیای طبیعت به نوبتست ای دوستبیا که پرده پاییز خاطرات انگیزگشوده اند و عجب لوح عبرتست
دوست داشتن صرفا دلیل بر خواستن نیست. دوست داشتن همان طور که میگوییم " من دلم این را دوست دارد" مشخص است دلش این را میخواهد. "دل " احساسی بیش نیست.باید عمل کرد.عمل هم همراه با راه حل به وجود می اید.با فکربا عقلبا بینشپس باید چیزی یا کسی را دوست داشته باشی اما فقط دوست نداشته باشی. باید در راهش قدم برداری.این قدم ناشی از فکر توست.پ.ن: در حال نگاه کردن کانال کتابخونه در تلگرام بودم، تو ذهنم گفتم:وایییی چقدر دوست دارم تموم اینا رو بخونم.مطالعه گروه
تو را به جای همه رهگذران بی تفاوت که از کنار تو گذشتند، دوست می دارمتورا به جبران مهرهایی که از من دریغ شدغم هایی که بر من آوار شدو زخمهایی که بر من روا شد دوست میدارم. تو را  تا  ته روزگارانانیکه در آن نخواهم زیست دوست میدارم تو را به جای همه کسانیکه نداشته ام دوست میدارمتو رو به جای تمام کسانیکه دوستت نداشته اند دوست میدارم تو را به جای همه کسانیکه تو را نشناخته اند دوست میدارم تو را به خاطر اضطراب اولین بوسههیجان اولین گناهو گرمای یک آغو
 می گفت دیشب دوست ِش که سه سال از ما بزرگتره با همسرش دعواش می شه و شوهرش دوست ش رو می کشه . می گفت گفتن با زجر کشته شده . همه می دونستن این دونفر چقدر هم رو دوست دارند . اما شوهرش بعد از کشتن دختره زنگ می زنه به خواهر زن ِش وُ میگه دوسِش داشتم . برای همین کشتم ِش ! .+ قضاوت نکنیم اما ! از دست دادن ِ ثانیه ای ِ کنترل ِ نفس پدر ِ زندگی ها رو در میاره گاهي ! به جاش دعا کنیم برای هم ! آمین . 
من تو را مثل آخرین روز هفته،مثل پنج دقیقه خواب بیشتر،مثل یك صبحانه ى دورهمى،مثل بوى سنگك داغ،دوست دارم.من تو را مثل یك چاى دنج و گرم،مثل یك صندلى كنار شومینه،مثل یك كلبه ى چوبى در دل جنگل،دوست دارم.من تو را مثل خوابیدن زیر نور ستاره ها،مثل لبخند زدن به یك كودك،مثل قدم زدن در زیر باران،دوست دارم.من تو را مثل یك مادر،مثل یك پدر، مثل یك خانواده،دوست دارم.من تمام این ها را،در كنار تو دوست دارم.
سعی کنید هرگز کسی را عاشقانه دوست نداشته باشید اگر هم دوست داشتید نگذارید بفهمد دوست داشتن یک نقطه ضعف است با همین نقطه ضعف نابودتان میکنند اینکه یک نفر را عاشقانه دوست بداریم نادانی محض است مثل این است که همه تخم مرغها را در یک سبد بگذارید به اندک حادثه ای تا به خود آیید روزگارتان سیاه سیاه شده است
اصلا دوست ندارم چیزی راجع به قیمت هر بشکه نفت بدونم، دوست ندارم راجع به بورس چیزی یاد بگیرم، دوست ندارم خبری درباره کرونا بشنوم، دوست ندارم بررسی کنم دورکاری رو چرا لغو کردن. دوست دارم لش کنم و غروبا گل گاو زبان دم کنم و برم تو ایوون بشینم و از بوی اردیبهشت لذت ببرم.
 در نوع اول دوست داشتن بگونه ایست که شخص می گوید: آنقدر دوستت دارم که توان دیدن این را ندارم که جز من کسی دیگر تو را دوست داشته باشد و تو جز من کسی دیگر را دوست داشته باشی و کسی نزدیک تو شود و تو تنها از آنِ منی و عشق و محبتت تنها در انحصار من است، و لاغیر.اما نوع دوم می گوید:آنقدر دوستت دارم که نمی خواهم با انحصاری کردن دوست داشتنت آزادی و رهاییت را بگیرم و تو را زندانی کنم، می خواهم تو آزاد و رها باشی.چرا که لذت و آزادی تو، لذت و رهایی من است. نوع
شک از آن واژه‌هایی است که ابهامات زیادی دارد و تعاریف بسیاری از آن کرده‌اند. یکی از مباحثی که با عشق مطرح می‌شود، بحث دوست داشتن است و برخی این دو را یکی می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد که عشق چیزی فراتر و بیشتر از دوست داشتن باشد، چرا که ما خیلی‌ها را دوست داریم اما عاشق آنها نیستیم و خیلی‌ها هم هستند که نسبت به آنها کشش داریم ولی وما آنها را دوست نداریم و وقتی نیستند برای ما مهم نیست. به همین دلایل می‌توانیم بگوییم بین دوست د
شاید هرشب بخاطر من میآیی اما من در خودم هم نیستم من از كجا باید آمدنت را بشناسم! من همیشه فقط منتظر بوده ام معنی رسیدن را نمیدانم، مثل بودنهای تلخ یا نبودنهای شیرین اما گاهي همه چیز غمگین است حتی لبخند یک کودکی که از او چند شاخه گل میخریگاهي هم نبودن، فقط اتفاقی از طبیعت است مثل نبودن لاكپشتی كه مدتی دوست دارد در لاك خود باشد و نباشدو اما نبودن تو مثل آمدنت یک خیال است که نمیدانم آیا منتظرت بوده ام!؟ و یا اینکه همه اش فقط یك رؤیاست
#نگار_دزكی_ز
شک از آن واژه‌هایی است که ابهامات زیادی دارد و تعاریف بسیاری از آن کرده‌اند. یکی از مباحثی که با عشق مطرح می‌شود، بحث دوست داشتن است و برخی این دو را یکی می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد که عشق چیزی فراتر و بیشتر از دوست داشتن باشد، چرا که ما خیلی‌ها را دوست داریم اما عاشق آنها نیستیم و خیلی‌ها هم هستند که نسبت به آنها کشش داریم ولی وما آنها را دوست نداریم و وقتی نیستند برای ما مهم نیست. به همین دلایل می‌توانیم بگوییم بین دوست د
شاید هرشب بخاطر من میآیی اما من در خودم هم نیستم من از كجا باید آمدنت را بشناسم! من همیشه فقط منتظر بوده ام معنی رسیدن را نمیدانم، مثل بودنهای تلخ یا نبودنهای شیرین اما گاهي همه چیز غمگین است حتی لبخند یک کودکی که از او چند شاخه گل میخریگاهي هم نبودن، فقط اتفاقی از طبیعت است مثل نبودن لاكپشتی كه مدتی دوست دارد در لاك خود باشد و نباشدو اما نبودن تو مثل آمدنت یک خیال است که نمیدانم آیا منتظرت بوده ام!؟ و یا اینکه همه اش فقط یك رؤیاست
#نگاردزكی زا
وقتایی که نیستی خوشبختموقتایی هم که کنارمی خوشبخت ترینممیدونم زندگی همیشه خوب نیسمیدونم گاهي وقتا تلخیمیدونم سخت تر ازینم میشهولی امنیت از بودن یکی مهم ترین چیزهاینکه یکی باعث شادیت شه خیلی فراتر از دوست داشتن و دوست داشته شدنه!تو بدترین شرایطم حواست بهم باشههمین دیگه:) ب.ع#آدامس_دارچین#اول_شاندیز#خستگی_کارمون#چای_نبات#شیرینی_خوردن#ساندویچ_صبحونه_گرفتن
گاهي وقتها باید نوشت نه برای اینکه دیگران بخوانند و به به و چه چه کنند برای اینکه خفه نشیگاهي وقتها باید خفه شد و زانوهایت را بغل کنی و بگذاری بگذری تا بودنت ازارشان ندهد سکوت پناهگاهيه که وقتی خراب شه رو سرت دوست نداری نجات پیدا کنی فقط دوست داری تموم شه با یه علامت سوال بزرگ تو ذهنتچراااا من؟
هر آن که جانب اهل خدا نگه داردخداش در همه حال از بلا نگه دارد
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوستکه آشنا سخن آشنا نگه دارد
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پایفرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسلد پیماننگاه دار سر رشته تا نگه دارد
صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینیز روی لطف بگویش که جا نگه دارد
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفتز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد
سر و زر و دل و جانم فدای آن یاریکه حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
غبار راهگذارت کجاس
"دوست داشتن" عضوی از بدن است. درست است که همه فورا به فکر "قلب" می‌افتند ولی من می‌گویم که "دوست داشتن" دندان آدم است دندان جلویی که هنگام لبخند برق می‌زند. حالا تصور کنید روزی را که "دوست داشتن" آدم درد می‌کند! آرام و قرار را از آدم می‌گیرد! غذا از گلویت پایین نمی‌رود، شب‌ها را تا صبح به گریه می‌نشینی. آن قدر مقاومت می‌کنی تا یک روز می‌بینی راهی نداری جز اینکه دندان "دوست داشتن" ات را بکشی و بیاندازی دور! حالا.
لعنتی گوش کن اینجا جنگل نیست لعنتی گوش کن من دوست دارمآخرش باید من بمیرم تا از نگاه تو دست بردارملعنتی دنیامو بهم ریختی لعنتی حالم خیلی داغونهتو چیکار کردی با دلی که تو خلوتش داره میشه دیوونهگاهي وقتا دلم از دنیا و هر چی که کنارشه پرهگاهي وقتا حالم از هر چی که اسمش عشقه بهم میخورهگاهي وقتا تویه تنهایی میگم چرا دلت گیر شدهگاهي وقتا یه نگاه کن به خودت ببین چقدر پیر شده اما دیگه قلبت زمین گیر شدهتکست آهنگ اینجا جنگل نیست امیر علی98music04
 ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮕﻪ ای دوست  ﺩﻟﻢ  با فریاد  ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ بغض امان نمیدهد ﺁﺭﯼ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ  ﺍﺯدست خودم ازدست دنیا وﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﯽ معرفت و ﺍﺯ ﺍﯾﻦ همه مهمترﺗﮑﺮﺍﺭﻫﺎﯼ بی انتها ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪکلک وسنگدلی کینه ودروغ  پی درپی   دلم خیلی گرفته ای دوست ﺍﺯ ﺍﯾﻦ آدمهای بیرحم بی محبت ﻭ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ  ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ بچه گیهام و رفقای بی شیله پیله  وبرای ﮐﻮﭼﻪ های یراز خنده تنگ شده  دلم تنگ وغمگین است ای دوست چو
????امروز روز جهانیِ دوستیه. ????به خیلی ها میگیم "دوست" به هرکسی که بتونیم باهاش بیشتر از یه سلام و یه حال و احوالپرسی ساده حرف بزنیم. خیلی از این "دوست"ها، دوست نیستن! همکارن، همکلاسین، فامیل دورن، همسایه ن، یه آشنان ????"دوست" اونیه که باهاش رازهای مشترک داری! اونیه که وقتی دلت گرفت اول از همه شماره اونو میگیری! اونیه که جلوش لازم نیست به چیزی تظاهر کنی! دوست اونیه که همیشه برات گزینه اوله! ????همهء اینا رو گفتم که بگم آدما عوض میشن اما معیار دوستی
اگر نمیگفتی برگرد، برنمی گشتم.اگر نمیگفتی: دختر! هزار بار بهت نگفتم خاطره هات رو حفظ کن! برنمی گشتماگر اینجا رو دوست نمیداشتی برنمی گشتم.گاهي که فکر میکنم میبینم چقدر خوبه که تو هستی و من چقدر خوشحالم که دارمت و دوست دارمت.ممنونم که هستی.ممنونم که هستی
میان دوست داشتنهایم گم شده ام.نخند.خنده نداره كه!!تا حالا نشده سه چهار نفرو باهم دوست داشته باشی؟؟میدونم! میدونم!معلومه كه جنس هر كدومشون متفاوته.اینقدر متفاوت كه با یكیشون از فرررررط ِ دوست داشتن،قطع رابطه میكنیدرمورد اون یكی تصمیم میگیری باهاش چشم تو چشم نشی و فقط جواب سلامشو بدیبا یكی شون كه از همه گوگولی تره هنوز هم ،هم صحبتی!!!و در آخر با اون یكی ِ باقی مونده همسفر میشی.اما گاهي دلت واسه تك تكشون تنگ میشه.هوس میكنی با یه زنگ یا پیا
۲۶۴- اهل وفا هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد     خداش در همه حال از بلا نگه دارد گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان     نگاه دار سر رشته تا تگه دارد زدرد دوست نگویم حدیث جز با دوست   که آشنا سخن آشنا نگه دارد سرو زر و دل و جانم … اهل وفا – هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد – غزل ۱۲۲ – ۲۶۴منبع : فالگیرفال حافظ آنلاین
۱۰۱- پیک مشتاقان مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست     تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست واله و شیداست دایم همچو بلبل درقفس     طوطی طبعم زعشق شکر و بادام دوست زلف او دام است وخالش دانه آن دام و من   بر امید دانهای افتاده ام دردام دوست … پیک مشتاقان – مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست – غزل ۶۲ – ۱۰۱منبع : فالگیرفال حافظ آنلاین
قسم به تک تک این واژه ها که دل تنگم .
مرا میان همین سطرها صدا کردی
مرا که گم شده ام در هجوم این اشعار
مرا به حال خودم تا ابد رها کردی.
بداهه در اداره
دوست داشتن دلیل نمی خواهد گاهي حتی فشردن دست مدیری که زمانی میشود سوهان روحت !! وقتی اتفاقی دستش را روی دستت می گذارد بهترین حس دنیا را به تو هدیه می دهد حس اینکه او را هم دوست داری  
 
گاهي فقط بی‌خیال باش. وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی؛ روزت را برایِ عذابِ داشتن‌ها و افسوسِ نداشتن‌ها خراب نکن! دنیا همین است؛ همه‌ی بادهای آن موافق، همه‌ی اتفاقات آن دلنشین، و همه‌ی روزهای آن خوب نیست! اینجا گاهي حتی آب هم سربالا می‌رود. پس تعجبی ندارد اگر آدم‌ها جوری باشند که تو دوست نداری! گاه‌گاهي در انتخاب‌هایت تجدیدنظر کن. فراموش نکن؛ تو مجاز به انتخابِ آدم‌هایی، نه تغییرِ آنها.
مهربان ترین قسمتِ زندگیِ هر شخصی؛ 
زمانی ست که آن کسی را که دوست دارد، دوستش بدارد!
اینکه کسی باشد که تو را آنطور که دلت می خواهد دوست بدارد، می شود مهربان ترین قسمتِ زندگیِ تو نسبت به تمامِ مسائل خوش بین می شوی،
لبخند میزنی،
ایده می دهی،
فکرت باز میشود
و حتی دیگر نسبت به مسائلی که دلت را میزد واکنش نشان نمیدهی!
در دوست داشتن، نیروی عجیبی نهفته است. 
این را وقتی که تو را خیلی دوست داشتم فهمیدم!????بخند و درس بخون :)
گاهي وقت ها دلم میخواد دوستام رو ببینم به روایتی دلتنگشون میشم ولی چ میشه کرد نمیشه وارد حریم خصوصی یا حریم زندگی کسی شد به هر حال هر کسی یه زندگی خاص به خودش رو داره و. نمیتونی انتظار داشته باشی ازش ترجیه میدم آویزون کسی نباشی و همون روند خودم رو داشته باشم که چند بار پیگیری کن اگه خواست اونم پیگیر میشه اوه هم نه که خوب ولش مهم نیست دوست نداره طرف و نمیخواد دیگه حالا به هر دلیلی زندگی شخصی خودشه و دوست داره اینطوری بهشه و دوست نداره هر کسی وا
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی