ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

بگو اونم مثل من بد میخوادت یا که قایمکی شب میپادت

دانلود اهنگ بگو اونم مثل من بد ميخوادت از ایليا
دانلود اهنگ اونم مثل من بد ميخوادت از ایليا ای جی
 
بگو اونم مثل من بد ميخوادت يا که قايمکي شب ميپادت
 
دانلود اهنگ بگو اونم مثل من بد ميخوادت يا که قايمکي شب ميپادت
 
دانلود اهنگ بگو اونم مثل من بد ميخوادت ياکه قايمکي شب ميپادت
 
اهنگ بگو اونم مث من بد ميخوادت
 
ایليا ای جی بگو اونم مثل من بد ميخوادت
 
دانلود اهنگ ایليا ای جی دوست دارم
 
دانلود اهنگ ایليا ای جی پایه بوددانل
موهام موخوره زدع ????????به تصویب مجلس شورای خانه قاسمی رسیده که موهام رو کوتاه کنم اونم پسرونه خودم ناراحتم خیلی هم ????هر چند موهام خیلی هم بلند و قشنگ نی ولی به هر حال موهامه بهشون علاقه دارم اونم خیلی زياد +کسی رو هم نداشتیم که بهمون بگع اگه موهات رو قطع کنی نه من تو :)  
گفتم : میری؟گفت : آرهگفتم : منم بيام؟گفت : جایی که من میرم جای دو نفره نه سه نفرگفتم : برمی گردی؟فقط خندید.اشک توی چشمام حلقه زدسرمو پایین انداختمدستشو زیره چونم گذاشتو سرمو بالا آوردگفت : میری؟گفتم : آرهگفت : منم بيام؟گفتم : جایی که میرم جایه یه نفره نه دو نفرگفت : برمیگردی؟گفتم : جایی که میرم راه برگشت ندارهمن رفتم اونم رفتولياون مدتهاست که برگشتهوبا اشک چشماشخاک مزارمو شست وشو میده…
چی میشد اگر بلد بودیم حسمونو همونجور که واقعا هست درک کنیم و همونقد صادقانه به زبون بياریمش؟چی میشد اگر علاقه‌مونو به اونکه شب و روزمون شده، میرفتیم میگفتیم و مطمئنم بودیم اونم حرف واقعی دلشو بهمون میزنه؟مثلا عاشق یکی میشدیم، میرفتیم میگفتیم فلانی چند وقته از خواب و خوراک افتادم بس که تو فکرتم و اونم میگفت چقد منتظر بودم بيای اینو بگی. چقد مطمئن بودم ميای میگی!چی میشد اگه غرور نبود. شک نبود. بی‌اعتمادی و ترس نبود؟چی میشد اگه آدما جای ا
روزای خوبی نیست درگیر و داغونم تنها کسی ک میتونه آرومم کنه و بهم آرامش بده محمد که اونم خیلی ازم دوره .نمیدونه که چقدر وجودش بهم آرامش میده کاش اونم همینقدر آرامش میگرفتحس و حال خوبی ندارم نسبت به هیچی آخرای سال همیشه حالو روزم بهم میریزه.از پنجره به بیرون نگاه میکنم ماه از پشت پنجره معلومه درست بالای سرم چقدر نگاه کردن ب آسمون و ماه و ستاره ها و ابرها بهم آرامش میده درست به اندازه ی لبخند محمد عاشق لبخند تو عکساشم خوشحالم ک تو این فصل از ز
پارت5
عموحامی وزنموکتی به همراه تک فرزندشون سپهر که26سالشه مهندس عمران و خواستگارمن!!
اما من هیچ تمایلی بهش ندارم البته دل به دل راه داره چون اونم منو واسه ازدواج نمیخاد
یعنی من اینطوری فکرمیکنم. خلاصه نشستیم و کلی از ترکیه گفتیم ازکارمون گفتیم و.
آخرشب بود رفتم تواتاقم تا لباسمو عوض کنم که صدای در اومد.
من_بفرمایید
مامان_دخترم یه سوپرایز برات‌دارم.
من_بگو عزیزم 
یهو یکی اومدتو وااااااااییییی عشقم اومده.
رها_ببخشید من دنبال دخترعمه گلم
دانلود آهنگ جدید بابک مافی بنام شاید اونم با بالاترین کیفیت










Download New Music Babak Mafi – Shayad Oonam
ترانه ، آهنگ: بابک مافی , میکس و مسترینگ: محمد فلاحی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










دانلود آهنگ جدید
خدایی چه ملتی هستیم ما   هر چی گرون میشه هر چی گرون تر میشه بازم میخریمی ماه بمولا فقط ی ماه نخریمفقطم آب بخوریمو نون خالی .تو اون ماه نمیمیریموالا من چند جفت کفش خریدم.بزارید بگم چند جفت اووووووووووووووووم هفت جفت کفش و کتونی اونم مارک دار 220000 تومان.اونم گفتم که با شم اقتصادیی که دارم خخخخ خریدمشون البته دو جفت کفش و ی کتونی واس منه.دو جفت کفش و ی کتونی و ی پوتینم واس خواهریتازه هنوز کفشای پارسالم هم کفش و هم کتونی م سالمه سالمهاو
چند وقتی هست افتادم تو ولیعصر برای درست کردن این لپ تاپ وامونده. وسط بدبختيا این سگ مصبم شده سوهان روح و روانم. یه جا رفتم گفت مشکل از فنه . دیویست تومن گرفت و گفت درسته برو . فن و تنظیم کرد و خاک و خولاش و گرفت.صدا تراکتورش درست شد . مثل ادم فنش کار می کرد. اما خب همون شب اول دوباره شروع کرد به خاموش شدن . زنگ زدم به طرف گفت بردار بيار . بردم . گفت هاردتم خراب شده . اینم درست می کنم . قطعا مشکل از اینه . اونم درست کرد . سیصد تومن گرفت . اومدم خونه بعد دو ش
دیشب بعد مدتها یکی از دوستای خانوادگیمون اومدن خونمون.عادتمه اگه مهمون بياد معمولا دو سه نوع غذا و خورشت درست میکنم.دسر و سالاد و این چیزها. واسه اشپزی اگه حوصله داشته باشم سلیقه به خرج میدم . خیلی از غذاها خوششون اومده بود و شوهرش اونقدر تعریف کرد که اخرش کم مونده بود خانمش دعواش کنه. اصلا راضی به این همه تعریف نبودم اونم جلوی خانمش.میگن نه به این شوری شوری نه به این بی نمکی همین بود. نه به طرف مقابل من که این چیزها زياد متوجه نیست نه به شوهر د
هیچ قشنگ تر از این نیست که بری دستشویی????????اونم نصفه شب خونه بی بی جانم باشم و دستشویی تو حياط و سرمای منفی ۵،۶ درجه ????دَدَ چِخمیش میشی تا برگردی تو خونهولی لعنتی آرامش بعدش ☺هیچی نمیشه اون حسحالا هی برید کادوی ولنتاین بگیرید????دوتا مثه عشقای من تو زندگی داشته باشید همه چی حله هم پولت تو جیبت میمونه هم مجبور نیستی مضخرفیجاتشو گوش کنی و.والا ????امروز بازهم سوتی دادم ????اومدم بگم  بی اف و جی اف گفتم بی اف و بی جی ???????????? یعنی کلا ۱۰سال زبان رفتن
میمِ من امشب خیلی دلم ميخوادت، کاش میشد دوباره بغلت کنم و تو بخندی. میفهمی که من دیگه نمیتونم هیچ کسیو جز تو دوس داشته باشم؟؟ میفهمی؟؟ چه روزای خوشی داشتم عصرایی که میومدم دفترت و تو شمع روشن میکردی و یه موسیقی ملایم میذاشتی اون لحظه ها هیچ نمیدونستم که اینا قشنگ ترین و خوش ترین اوقاتیه که دارم وگرنه به همین راحتی ولشون نمیکردم میمِ من دلتنگتم دلتنگ کارای قشنگت، دلتنگ مهربونيات، دلتنگ خوشبینيات، دلتنگ اون شبی که اتاق تاریک بود و تو ر
با این منِ جدید به غایت ارتباط برقرار کردم و البته ندانم تا کی قراره دووم بيارم حالا خودمونیم به من اصلن این چرت بازی ها نمياد انقدر آروم و نرم و لطیف و بی تفاوت برخورد کنم ولی خدایی فاز به تخمه ژاپتی خوبی دارم :))هرچی فحش میده کاملن محترمانه جواب میدم و اصلن به خودم نمی گیرم. اونم منی که اگه جواب ندم همه می دونن میمیرم! ولی الان واقعن از خودم راضیم چون تا دهن مهن صاف نکنم و به غلط کردن نندازمشون که باهام چنین رفتار کردن اونم افرادی که نه کو.ن پيا
دلم تنگ شده واسه وقتایی که باهم خوب بودیم ????????کاش میشد فهمید وقتی دلت واسه کسی تنگه اونم حست میکنه يا نه ولی بعید میدونم تو حتی منو يادت باشه چه برسه دلت تنگ شه واسم پذیرش تک تک این چیزایی که من دارم تجربه میکنم سخت تر از هر چیزیه که قابل تصوره ????  
سلام دوستان
مممنون از کامنتاتوناز دیشب تا حالاهمش
خبر بد ب دستمتم میرسه.اون از دیشب
اونم از صب ساعت 9بود 3تا خبر بدباهم انقدر بهم شوک وارد شد از استرس
ک حالم بد شد رفتم بیمارستان
الان کامنتارو تایید ممیکنم ببخشید ک امروز سر نزدم بهتون .
همین الان از موسسه پیشنهاد دادن بلیط قطار مشهد برامون بگیرن یه چن روزی بریم اونم با خانواده :)در حالِ غش کردنممممالبته زنگ زدن گفتن قطارا فروخته شدن حالا ممکنه با اتوبوس بریمکه برا من فرق نداره در هرصورت خوش خوشانمه :))دعا کنین دا
خیلی جالب دیشب گلایه مادرشوهر کردم وامروز از در ودیوار ریختدر دو ماه اخیر خواهرشوهرک(کوچک)دودفعه تماس گرفته اونم برای اینکه یک بارش کنکور ثبت نام کنم و یک دفعه پول بریزم براش به یه حساب دیگه!بعد می گند چرا قاطی می کنی.اخه ادم اینقدر دستش بی نمک باید باشه
و خب پشت تک تک حرف هاش کلی حس عاشق بودنه، یه مجنون واقعی بودن یه جوری که تو قصه ها هم نتونن بنویسنش پشت دال واو سین ت” اش پشت همه ی دوست دارم ها یه تیکه از روح و قلبمه که بی هیچ چشم داشتی بهت میبخشم که تو بودی که بهم حس زنده بودن میدی اونم درست وقتی تو اوج مرده بودنم❤️
قدیما نگرونِ تکراری شدنِ پوزیشنای  تخت خواب و رخت خواب بودن الان دیگه بحمدالله قبل از ازدواج همه جور رابطه ایُ با اکسشون دارن جز همین دوجور،اونم بخاطر بی مکانی! واقعا روابط زن و شوهری با حضورِ یه اکسِ پایه واس ماشینُ کوچه و باغ و کوه متنوع تر میشه!! آفرین!
سلام دوستان مممنون از کامنتاتوناز دیشب تا حالاهمش خبر بد به دستمتم میرسه.اون از دیشب اونم از صبح ساعت 9بود 3تا خبر بدباهم انقدر بهم شوک وارد شد از استرس که حالم بد شد رفتم بیمارستان الان کامنتارو تایید ممیکنم ببخشید که امروز سر نزدم بهتون .
هیج وقت فکر نمیکردم بعد این همه وقت بشینم برای بچه های دبستانی پاور آموزشی در رابطه با محیط زیست درست کنم اونم یه پاوری که پر از شکل و جذاب و حرف های زيادی برای گفتن داشته باشه جالبه بدونین فقط هشت ساعت وقت داشتم اخه خواهری دیروز ناغافل سفارش این پاور رو داد چون میدونستم خیلی خسته هست گفتم چشم شما جون بخواه خخ خلاصه اینکه پدرم دراومد تا خودمو اندازه یه بچه هفت هشت ساله کوچیک کنم اینکه کلمات خیلی ساده ای بکار ببرم، عکس های کودکانه و رنگ و وارن
همیشه همین جوریه. تا بخوام یکم با ماندانا حرف بزنم و بحث کنم آخرش با داد و عربده کشيای اون و ساکت شدن من تموم میشه و حرفایی مثل تو بچه ای و نمی فهمی و اینا.تقصیر خودش نیست. میگرن داره و عصبیه. هربار اینو به خودم میگم ولی اونم نباید هربار داد بکشه. یکم فکر کنه شاید حرفای منم یه ذره ارزش فکر کردن داشت و درست بود.
تمام بدنم درد میکنه ???? اینقد خسته شدم انگار یه تریلی با ۱۸تا چرخش به اضافه ضاپاسش از روم رد شده :|دیشب خاب پسره همکلاسیمو دیدم :) فکر کنم دیشب جنازش رفته تو‌رختخاب اونم اینقد ازش کار کشیدم :)))هفته اینده میخام بی محلش کنم ؛))این پسرا مرگشون تو بی محل کردنشونه :Dترم اول که بودم تو ازمایشگاه یه چیزی گم کرده بودم هی دنبالش میگشتمحالا این پسره هی میپرسید چی گم کردی کمکت کنم پیداش کنی :|منم هیچی نمیگفتم :/اونم بدون اینکه بدونه چی گم کردم دنبال گمشده ی
از هر کی توقع داشته باشی از خودت توقع نارفیقی نداری، اینکه شب  شب عید دندونت بی وفایی کنه و پر کرده ش رو بیرون بندازه آخر نامردیه ، پولش بماند اینکه دکترها با کلی منت و تلفن این رو اون حاضر میشن یه بلایی اونم موقتی و نیمه کاره سر دندونت بيارن و اصل کار رو بذارن بعد از عید درد نامردی دندون رو بیشتر میکنه  
درسته ایرانسل سیستمی گذاشته که شما از شارژ بقیه استفاده کنی ولی دیگه سوءاستفاده نکن :|به من پيام میده ش ندرم به خانم خ زنگ بزنم خب من چه گلی به سرم بگیرم نکنه هزینه اونم من باید بدم همینطوری که از ش من استفاده میکنی پررو آدم باید یکمم شخصیت داشته باشه دیگه عه
نبودی ببینی چه ویرونه شد دللعنتی این شبایی که باید پیشم باشی و تا صب نیستی چقدر سخت میگذره.اونم توی جمعایی که همه میشناسنت و سراغتو میگیرن و توقع دارن باهم باشیم.حس میکنم با این کارت چقدر ترد شده و تنهاییم از همه.چقدر لازم بود باشی و نبودی!.کی میخونه اینارو بنظرت؟
مامان دیروز رفته بود بازار ،همكارش خانم ف رو دیده با دختراش . دختر بزرگش مدرسه ما درس میخونه! از مامانش پرسیده الان سین میم داره چیكار میكنه؟! اونم گفته داره درس میخونه ،مامانمم حرفش رو تایید كرده.گفته : آره طفلی خیلی پیر شده -_- ، خستگی از سر و صورتش میباره !خواستم بگم كنكور پیرمونم كرد:/
کمک !
کمک!
کمک!
کمکم کنید.
واقعنی کمک میخام
من خیلی تو وبلاگهای به روز شده سرک می کشم بجز چن تایی اکثراً دخترا حرف های ناموسی می زنن ، اونم به کی ؟ بخودشون !!! بجان خودم من هنگ کردم ینی همش فک می کنم که تو خابم .
یه ماه نیست ک این وبو زدم همیشه هم رفتم این وب و اون وب شاید خیلی ها اسم منو بشناسن (البته فقط دخدرا خخخ) هر روز ک میگذره بیشتر هول ورم میداره
بدجوری از این جامعه ترس ورداشتم
ینی آخرش ی پسر باید با یکی از اینا ازدواج بکنه ؟؟؟!!!
خدايا کمکم کن
شنبه امتحان مقاومت مصالح داشته باشی اونم این درسو کل ترم بخونی بعد بترسی که میفتی
نصف شبی هم دلت بگیره کلا همه چی قاطه هم شده
داشتم میخوندم که دیگه حوصلم نکشید بخونم 
دراز کشیدم یه اهنگ گوش کنم شایدم بخابم يا بازم بخونم
یه قهوه درست کنم نخابم بشینم درس بخونم که نیفتم
دلم گرفته بود گفتم بيام یکم بنویسم تا دلم باز بشه بتونم درس بخونم
 
 
هیچ وقت حتی فکرشم نمیکردم قرار باشه صحبت های جلسه مدیر ب./.ه پرداخت م. /. ل. /. ت رو بشنوم اونم تو تلگرام آنلاین
هوووف خدا 
چیکار دارم میکنم ????‍♀️????‍♀️????‍♀️
اونم این صحبت های یواشکی. 
چرا گذاشت من این مکالمه هاش رو با مدیر اونجا بشنوم 
هوووووف
 
 
دیشب اومدم بخوابم اومده بالا سرم رو تخت میگ سوغاتی ها رو دادی داداشت .گفتم چی .هی فک میکنم خدايا چیومیگ .من چیزی نخریدم براش ک .(عادت داره با طعنه و نیش و کنایه بگ) گفتم چیو میگی میگ همونا ک با دفترچه بیمه ات خریدی .منو بگو شاااااخ در اوردم .اونا رو از کجا دیده و فهمیده .داداشم گفته بود براش زولپیدم و ترانکوپین بخرم تهران اومد بگیره ازم .مامان با حالت عصبانیت گفت نخور اینا رو سکته میکنی .اینا سکته میدن .تو خودت میخوری ب اونم گفتی بخوره ؟!! هیچی نگفت
باورم نمیشه ، چندماه پیش روحمم خبر نداشت این روزها دنبال کارهای سربازی باشم .اونم چی ؟ سرباز معلمی توی روستا ، خیلی بهم مياد ! ولی واقعا الان موقع این حرفهاست؟ فک میکنم رفتن به خدمت همانا و تباه شدن آن روياها همانا . و نرفتن به خدمت همانا و ه شدن دهنم همانا .
باز سر و کله ی علیرضا پیدا شد . البته من از امسال علیرضا خوشم مياد ولی خب زياد باید ب پسر جماعت اونم نامحرم رو نداد ولی میشه ازش استفاده کرد و سوال هامو بپرسممیخوام ی وبلاگ بزنم و تمام افکارمو از امروز تا ابد بنویسم اینجا جای خاطره نوشتنه اونجا افکار و نظراتسحر یک عدد انسان که در کشف و جستجو همون خدای شیطون و بازیگوش!!!!فعلا
خیلی خسته امو اصولا وقتی خیلی خسته ام خوابم نمیبره !!خداروشکر هیچ چیزم به آدمیزاد نرفتهاونقدر از این پهلو به اون پهلو شدم گرسنه ام شد الان دلم یه قرمه سبزی جاافتاده میخواد با سالاد کلم و سس زياااااادولی متاسفانه این موقع شب امکانش نیست و باید بلند شم فوقش یه نیمرو بخورمکه اونم به بلند شدن از تخت نمی ارزه و بیخيالش میشم  
کاش یک جفت بال داشتم. نمی دانم با بالهایم شهامت پرواز داشتم يا نه! مثلا اگر از همین پنجره ها می پریدم بیرون همه انگشت اشاره شان را سمتم می گرفتند و من احتمالا از پرواز کردن معذب می شدم. اما ای کاش یک جفت بال داشتم! قايمکي، زیر ِ کتف هایم.
هی صداش می زدممی دیدم جواب نمیدهتا اینکه یه صدای خنده از اتاق خواب شنیدمو تا رفتم ببینم داستان چیهبا یه آدم تماما سياه مواجه شدم از پاهاش شروع کردم تا رسیدم به سرشو وقتی مغزم فرمان داد فرار کنعربده ن فرار می کردم  اونم اومد بیفته دنبالمکه زارت پاش گیر کرد به مبل و چادر از روش افتاد و پهن شد کف هال :)))))و جفتمون از خنده پخش شدیم همون جا :)))
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها