محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

روزمرگی هایم

طولانی نمی گویم؛ فقط احساس مرا لبخند مرا و یا چشمانی که عادت به سر شب خوابیدن داشت را باز نگه داشتی، با همان ذوق و صدایی که دوستانم به من می‌خندیدن! اما هیچ کدامشان نفهمیدن چرا شب های بعد موهايم را باز کردم و ساعت ها گاهی تا سحر راه رفتم و راه رفتم. همه حرف هايم در دلم ماند و چیزی نگفتم! برعکس همه آن شب‌هایی که ریز و درشت روزمرگي هايم را برایت گفتم. راه رفتم تا همه آنها را هضم کنم؛ باید می فهمیدم حرف دلمان خریدار ندارد! دروغ چرا؟! فقط در جواب ش
حالا او  تمام حرکاتم را از بر است   . می‌داند وقتی صدایم  می‌کند چه‌جور لبخند می‌زنم می‌داند وقتی برایم  پیغام می‌فرستد و می‌بینم و تصمیم می‌گیرم باز نکنم چه‌جور اخم‌هايم در هم می‌رود و گوشه‌ی سمت راست لبم را می‌جوم. می‌داند کجای صفحه‌صفحه پیغام‌هایی که برایم می‌نویسد، دست‌هايم را فرو می‌کنم توی موهايم و پووووف می‌کنم و بعد سرم را تکان می‌دهم که از حضور به قول خودم سنگینم خلاص شوم . چشم‌هايم را می‌بندم و با خودم فکر می‌کنم
بلند شو آرایش کندلم برای سرمه ات تنگ شده برای رنگ تازه گیسویت برای همان رقص ساده و نگاه آرام که می اندازی !با توام بلند شو دیر شدهباید برویم و زود برگردیمدلم برای آمدن از مهمانی تنگ شدهوقتی که خسته روی تخت می افتیو حواست نیست که زیبا شده ای.
گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشودگاهی دلم برای پاکی کودکانه ی قلبم میگیردگاهی آرزو میکنم ای کاش دلی نبود تا تنگ شودتا خسته شود.تا بشکندتمام آن چیزی که درباره ی تو در سرم هست ده ها کتاب می شوداما تمام چیزی که در دلم هست فقط دو کلمه است
دوستت دارم 
خیلی سردم است. درست بگویم یک هفته است که سردم است. هوا سرد نیست اما بدونِ اُوِر کت طاقت نمی‌آورم. حتی جلوی همان شومینه که یک شب در میان بازی در می آورد. هوا آفتابیست اما آفتاب دارد دروغ میگوید میدانم که دروغ میگوید، باران هم دروغ میگوید همه این روزها خوب دروغ میگویند.
بعد از سی و چند سال، هنوز هستند آدمهایی که نمیفهمند فکر زیاد، تصمیم را خراب میکند،مصنوعی میکند،به قول بچه ها spoil میکندکبری ترین تصمیم ها را باید گذاشت برای مواقع پر جیش و پر اسپرم و پر خوابکمی قبل از خیس شدن شلوار و پایین کشیدن شلوار و خوابهای بی شلوار دیدن بی فکر و بی منطق و به قول بچه ها raw اگه بچه ها نبودن من با کی بدمینتون بازی میکردم؟
وقتی به اطراف دقت میکنی،میبینی خیلیامون دچار روزمرگي شدیمامروزمون تفاوت خیلی کمی با دیروزمون داره!.انگار داریم زندگی کردن رو فراموش میکنیم.مگه هر کدوم از ما،چند بار زنده ایم که داریم اینجوری زنده بودنمون رو هدر میدیم؟!
به این اتوبوس حالی كناین لبخند لاغرسوء تفاهمی ست بر لب های ماكه دو نیمه ی سیبی بودیم كه از وسط مرده بودغمی درختان خیابان را هل می داد و می بُردتو یك پنجره بودی كه ملایم از دیوار پایین می آمدآه می كشید و آتش می زد جهان راتا از جهانساعتی مچی باقی بماندبر دستی منتظرمن اما دستی بودمكه تا آماده می شدم برای خداحافظیانگشت هايم فرو می ریخت#حسین_صفا
من آدم ِ جالبی هستم از اینها که بدی می بینند و گریه می کنند و بعد هم یادشان می رود انگاری نه انگاری جان کنده اند ذاتم است دیگر اما یک مرتبه اما روی بی تفاوتشان بالا می آید تا وقتی دوست داشته ام و وقت گذاشته ام هستم تا وقتی" قدر "بدانی هستم بعد از ان روی ِ دیگر که نه بی تفاوتی می آید مینشیند کنج ِ دلم حالا هر قدر هم که می خواهی ،مهر ورزی و عشق ورزی کن جانم هیچ فایده ای ندارد
بعضی وقت ها هست که می آید و می آیی حرفی بزنی پایش و لال می شوی اما.، بس که عمیق است و قلبت را مچاله می کند و، این هیچ دخلی ندارد به اینکه چقدر نزدیک بوده گروه و نژاد خونش یا فاصله اش به تو یا اصلنی لمسش کرده ای یا نه .آن چیز یا کسِ حالا دیگر "نیست" را؛ "هست" را و "ندیدنی" را. و نبودن را، بودنش و جور دیگر بودنش حالا، از آن وقت هاست برای من. و راستی، آدم های نازنین دارند زودتر از قبل ها بارشان را می بندند این چند وقت یا فقط نگاه من است که حواسش را
کاش میشد آدم برای چند وقت بمیردوبعد زنده شودمثلا سه سال دیگر بیدار شود و برود سر زندگیششاید آن موقع خودش را پیدا کندگاهی اوقات آدمها جا میمانن روح آدم میماند و جسمش روانه آینده میشودمیشود مثل مرده ها که از احساسات دنیا هیچ را حس نمیکند بی حس باقی میماند
گذشته ها گذشته است اما آدم ها گاهی نمیتوانند از گذشته بگذرنداین یک واقعیت تلخ است!
من تمام دوستت دارم هايم رادر صندوقچه ای  پنهان کرده بودمبرای روز مبادا روزی که من باشم تو باشی وبعد روی  سرپنجه پاهايم بایستم چشم در چشمت  بشومگونه هايم گر بگیردسرم را پایین بیندازموباز  بالا بیاورم چشمانم برق بزندلبهايم بلرزد  دستهایت را بگیرم و بعد بگویم .برای همان روز که .همان روز که خدا دوست داردهمان روز.- تمام دوستت دارم هايم کپک زدفاسد شد تاریخش گذشت .دستهايم خالی ماندچشم هايم در هیچ چشمی خیره نشدو هیچ روزی سر پنجه نایستادمهیچ
دلم از این پست‌های عاشقانه می‌خواد.الان واکنشم بهشون یک چیزی در حد خنده‌ست.یعنی احتمالا باید برم عضو یک رابطه‌ی خیلی صمیمی بشم و مثلا بعد یک سال هنوز دستم برود راجع به عاشقانه‌‌ی بی‌نقصمان بنویسم .کلا البته این با روحیاتم سازگار نیست از لحاظ تغییر رابطه‌هام و نداشتن یک آدم طولانی.آدم رابطه‌به‌دوشی(بر وزن خانه‌به‌دوش) مثل من خیلی هنر بکند می‌تواند درباره‌ی رابطه‌ی پرکششی که بعد از مدتی به گه کشیده شده بنویسد
یهویی با یه حس عالی دلم خواست بگم دوستتون دارم رفقا و اینکه شما ها برام مجازی نیستین و از واقعی واقعیترین. اگه بگم مثل اعضای خانواده ام اغراق نکردم. اینجا در کنار شماها لحظه ها و روزایی رو پشت سر گذاشتم که ادمهای حقیقی اطرافم ازش بیخبر بودن. تو شادیام همراه بودین و تو غصه هام سنگ صبور. یکی از دلایل خوشبختیم وجود شما ده یازده نفری هست که هرچند من بی معرفت شم وجودشون کمرنگ نمیشه. ممنون که هستین کلی دوستتون دارم
هفته هم تموم شد، امروز پنج شنبه است ، اولین پنج شنبه از آخرین ماه از سالی که سرشار از اشتباه بوده واسمپر از ندونم کاری و پر از بی فکریسال جدید چی در انتظارمونه؟سال جدید رو هم میخوام با همون فرمون پیش برم؟این روزها خیلی بیشتر از قبل فشار رومه ، فشاری که نمیزاره درست فکر کنم و تصمیم بگیرمروزمرگي!دقیقا گرفتار روزمرگي شدم!الان هم دوباره بی دلیل اومدم اینجا و مینویسم ، فقط اومدم که اومده باشم! خیلی دلم میخواد سریع تر خودم رو جمع و جور کنم و دوبار
گاهی باید باور کنیم تنهایی را .تلخ ترین بلای بودن نیست چیزهای بدتری هم هست روزهای خسته ای که در خلوت خانه پیر می شوی و سال هاییکه ثانیه به ثانیه از سر گذشته است تازه .تازه پی می بریمکه تنهایی ترین بلای بودن نیست چیزهای بدتری هم هست: دیر آمدن دیر آمدن!
یک جورهایی تار و پودم در حال از هم گسیختن است، مخصوصا این گاز کربن دی اکسیدی که بخاطر لاپاروسکوپی وارد بدن کرده بودند و حالا نمیگذارد که مثل آدمیزاد نفس بکشم. از عمل جان سالم به در بردم ولی به گمانم همین مشکل به تنهایی می تواند خفه ام کند. نباید بخندم ولی خب از آنجایی که کلا مرض دارم(!) حجم خنده هايم هم بیشتر شده است. پدرم داد میزند، خنده ام میگیرد، مادرم ظرف می شورد خنده ام می گیرد ????????‍♀  فردا عصر برای معاینه با بخیه های پاره پاره راهی مطب می
روزمرگي&برنامهروزمرگي آفت بی برنامگی است. زندگی بیش از دو روش نیستاول اینکه؛روزمرگي یعنی همینجوری زندگی کنیم و برای لحظه به لحظه زندگی هیچ برنامه ایی نداشته باشیم تمامی آسیب های اجتماعی ناشی از روش انتخاب زندگی به شکل روزمرگي است.زندگی به شیوه روزمرگي باعث رواج؛خودکشی،افسردگی،استرس،بیکاری،طلاق،اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی می شود.برنامه؛شیوه زندگی از پیش تعیین شده است که باعث کاهش ناهنجاریهای رفتاری و روانی می شود اینگونه روش زندگی
بعضی هابرای ترک شدن آفریده شده اندهمان ها که میخواهی از کنارشان بروی سرشان را بالا میگیرند و خنده می اندازند در چشمانشان که خیالت راحت باشد وقتی می روی و عطر ِ تنت را با خودت میبری بعضی ها برای ترک شدن آفریده شده اندهمان ها که بلدند ، وقت رفتن کفش هایت را جفت کنند و بگذارند جلوی پایت و حواسشان به آهار ِ کتت باشد که مبادا گَردی نشسته باشدبرویش. بعضی ها برای ترک شدن آفریده شده اندهمان ها که برای خداحافظی آخردر سکوت در آغوشت می گیرندو سکو
دراین سال ها انچنان غرق روزمرگي میشدمكه گاه سری به خاطرات گذشته ام میزدمانچنان غرق شده بودم كه گاهیخودم را هم از یادبرده بودمزندگی میكردم سرد وسختدل می باختم و دلم می شكستبرمن چه گذشته ؟تو كجایی؟ او كجاست؟زخمی عمیقم ترك برداشته دلم را می سوزاندكاش از اولین روز عاشقیبهانه ات نبودمكاش تنها بار عاشقی را روی دوشم نمیگذاشتیكاش فقط كمی فقط كمی من هم طعم عشقت را می چشیدمكاش اینهمه چشمانم به زبانت خشك نمیشدبرای یك دوستت دارمقلبم را بعد تو به هر
نفسهايم برای تو.تپش قلبم برای تو.تاریکی هايم، دلتنگی هايم، تمام خاطراتم، خنده هايمتمام انچه هستم فدای تو میکنم تا که لحظه‌ای بازهم بخندی برای من .تو بخندی و من تمام دنیارا صاحب شومتو بخندی و من تمامأ اب شوم زیر پایت.انقدر مظلوم و عاشقانه نگاهت کنم تاکه بوسه ای بر پیشانی‌ام بنشانیو من در تقدیر تو باشم. و برای تو باشم.من تمامم را میدهم تا باز هم برای من بخندی. 
دلم یك سفر مى‌خواهد. بى‌بازگشت. مثلِ مسافرى كه غرق مى‌شود و آب جنازه‌اش را پس مى‌زند توى ساحل. دلم غرق شدن مى‌خواهد. دوست دارم جیب‌هايم را پر از سنگ كنم، سنگ‌هایى كه روى تك‌تكشان نقاشى كرده‌ام. نقشِ یك زن. زنى كه دارد فریاد مى‌كشد. زنى كه خسته است. زنى كه بُریده. از پس زمینه‌ى زندگى‌اش بُریده و دارد مى‌افتد. مى‌افتد كه آرام بگیرد. دوست دارم جیب‌هايم را پر از سنگ كنم و آرام‌آرام بروم توى دریا. مثلِ ویریجینا وُلف كه جیب‌هایش را پر از سنگ
باور کنتو را پنهان خواهم کرددر آنچه که نوشته‌امدر نقاشی‌ها و آوازها و آنچه که می‌گویمتو خواهی ماندو کسی نه خواهد دیدو نه خواهد فهمید زیستن ات را در چشمانمخواهی دید و خواهی شنیدگرمای تابناک عشق راخواهی خفت و برخواهی خاستروزهای پیش رو را خواهی دیدکه نخواهند بودچون روزهای گذشتهآنطور که زیسته بودیدر افکارت غرق خواهی گشتفهمیدن هر عشقیگذران یک عمر استسپری خواهی‌اش کردتو را وصف ناپذیرزندگی خواهم کرددر چشمانم خواهم زیستدر چشم‌هايم ، تو را
کفش هايم کو سهراب سپهری
با صدای احمد رضا
رادیو عاشقانه ها شهرام سورتجی

ندا ی آغاز
کفش هايم کو
چه کسی بود صدا زد سهراب؟
آشنا بود صدا مثل هوا.لیمو دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
کفش هايم کو سهراب سپهری
با صدای احمد رضا
رادیو عاشقانه ها شهرام سورتجی

ندا ی آغاز
کفش هايم کو
چه کسی بود صدا زد سهراب؟
آشنا بود صدا مثل هوا.لیمو دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
خلاصه بازی هامبورگ و هافن هايم از هفته سیزدهم بوندسلیگای آلمان فصل 2017-20. تیم هامبورگ که در این فصل نتایج خوبی کسب کرده در این دیدار موفق شد هافن هايم را.نماوا کلیپ 9 بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
انیمیشن مفهومی Routine داستان پسر جوانی است که به دام روزمرگي افتاده است. هر روز و شب، هر ماه و هر سال برایش تکراری و فاقد شادی و احساس خوشبختی است. روزمرگي .شقایق دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
دست هايم را رو به آسمان گرفته امامّا می دانم که جایگاهت در قلب من است . حرف هايم را به زبان می آورمبا آن که مطمئنّم می دانی‌شان . کاری کن که یادت ، آرامم کند . جلوی خنده ی تمسخر آمیزِ شیطان را بگیر. ایمانم را بخر .آبرو داری کن خدای من . #ریحانه_گیلانی @reyhane_gilani2
گروه صنعتی کارخانجات راش در پنجاهمین نمایشگاه هايم تکستیل از چند آلبوم جدید خود رونمایی کرد.اخبار مربوط به نمایشگاه هايم تکستیل را از صفحه ما دنبال کنید و من.آبان کلیپ بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
عشق من حواسم هست یعنی از روزی که عاشقت شدم حواسم هست ، به خنده هايم، عشوه هايم، نگاه هايم
خاص بودن عنصر وجود من است ، حاصل تحمل روزهای سخت زندگیم! و این خاص بودن خیلی هارا عاشق میکند
اما
عشق من حواسم هست
برای خود قوانینی گذاشته ام
مثلا دلبری هايم فقط برای توست
برای کسی ناز نمیکنم، حسم را فرو میبلعم و به تو میرسم و فوران می کند
عشق من حواسم هست ، به تو به وقتت به کارت ، به شلوغی احوالت اما چه کنم عاشقم دلتنگم 
تمام نازهايم را، عشوه هايم را،
عشق من حواسم هست یعنی از روزی که عاشقت شدم حواسم هست ، به خنده هايم، عشوه هايم، نگاه هايم
خاص بودن عنصر وجود من است ، حاصل تحمل روزهای سخت زندگیم! و این خاص بودن خیلی هارا عاشق میکند
اما
عشق من حواسم هست
برای خود قوانینی گذاشته ام
مثلا دلبری هايم فقط برای توست
برای کسی ناز نمیکنم، حسم را فرو میبلعم و به تو میرسم و فوران می کند
عشق من حواسم هست ، به تو به وقتت به کارت ، به شلوغی احوالت اما چه کنم عاشقم دلتنگم 
تمام نازهايم را، عشوه هايم را،
ویزیت آخر هم انجام شد. وقتی میگویم دکترمان فوق العاده است، یعنی به معنای واقعی کلمه همینطور است. رفتم دراز کشیدم که بخیه هايم را باز کند ولی این وسط مدام سوال می پرسیدم و او توضیح میداد. کل عمل را یکبار هم شرح داد. بعد گفتم: آقای دکتر، سی دی عملمم میدی یادگاری نگهدارم؟گفت: خواسته بودی؟گفتم: نه باید میخواستم مگه؟؟گفت: اره. قبل‌ عمل یه رضایتنامه میگیریم و بعد هم سی دیو میدیم. چون یبار شکایت شد غیرقانونی شد. درسته که عمل ضبط میشه ولی خب بلافاصله
* از این جراحت می‌توانم آخرین گریه‌ام را روی زمین بکنم و به دورترین سیاره‌ی منظومه‌ی شمسی بگریزم .* قلب برای تپیدن به خون نیاز دارد . به چیزی که درش به گردش درآید .* حرف‌‌هايم را در منقار توکایی سبز بگذارم . شاید گلویش ماوایی شد بر ترس‌هايم .* کاش به جای نوشتن و حرف زدن می‌شد روبروی کسی نشست و چای نوشید . فقط چای نوشید و سکوت را چون جهانی دلخواه به گلو برد .
آدم‌های بیشتر از خیلی زیادی از این‌جا کوچ کرده‌اند. اسم خیلی‌ها به چشمم آشناست. یادم می‌افتد روزهای دوری ما همدیگر را از روی نوشته‌هايمان خیلی خوب می‌شناختیم. خبر داشتیم کی برای زندگیش چ برنامه ای نوشته کی توی خیابان تصادف کرده و پایش شکسته و کی عاشق بوی زن‌های ولگرد است. روزهای دوری که یکی‌مان توی غربت عادت داشت سرش را به دیوار بکوبد و یکی‌مان توی خانه اینترنت نداشت و سرکار، حریم خصوصی نداشت و توی دهان، زبان با تربیت! روزهای دوری که
الف‌هايم در اساطیر #نورس ، یکی از نه بخش جهان در کیهان‌شناسی نورس و سرزمین #الف ها است. این سرزمین در بالاترین طبقه جهان نورس، در کنار #آسگارد و #واناهايم قرار دارد. #فریر ایزد نژاد ونیر ها، فرمانروای الف‌هايم و الف‌های روشنایی به شمار می‌رفت. الف‌هايم، اِلف‌های روشنایی و حتی اِلف‌های تاریکی سرزمین #سوارتالف‌هايم، هرگز در منابع و افسانه‌های #ژرمن و نورس شرکت نداشته‌اند و فقط نام آن‌ها در حال عبور از چندین مکان ذکر شده‌است.اِلف‌
آن روزها که همش رویا به سر داشتم، همش خوش بودمو خندان، بازیگوشی می کردم، گریه هايم بر سر اسباب بازیو زمین خوردن هايم بود چون از بس به این سو و آن سو می دویدم.
چه خوش بود، خاطرات قدیمم، آن روزها که تنها دغدغه ام خوشی بود.
شاید تنها، دلیلش ندانستن بود، نفهمیدن.
نمیدانستم و فقط شاد بودم، نمی دانستمو فقط می خندیدنم.کاظم سعیدزاده
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی