ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺥ ﺯﺍﺩ

پاورپوینت بیوگرافی فروغ فرخ زاد چیست؟
پروژه تحقیقی پاورپوینت بیوگرافی فروغ فرخ زاد
By subscribing to the site for download پاورپوینت بیوگرافی فروغ فرخ زاد Also get acquainted with new articles.
در این قسمت از سایت شما می توانید پاورپوینت بیوگرافی فروغ فرخ زاد را پیدا کنید.
چگونه پاورپوینت بیوگرافی فروغ فرخ زاد را برای موبایل دانلود کنیم.
Download the best articles on the website below with the subject پاورپوینت بیوگرافی فروغ فرخ زاد.
دانلود مجانی پاورپوینت بیوگرافی فروغ فرخ زاد
To get پاورپوینت بی
چون سنگ‌ها صدای مرا گوش می‌کنیسنگی و ناشنیده فراموش می‌کنیرگبار نوبهاری و خواب دریچه رااز ضربه‌های وسوسه مغشوش می‌کنیدست مرا که ساقه سبز نوازش استبا برگ‌های مرده هم‌آغوش می‌کنیگمراه‌تر از روح شرابی و دیده رادر شعله می‌نشانی و مدهوش می‌کنیای ماهی طلائی مرداب خون منخوش باد مستیت، که مرا نوش می‌کنیتو دره بنفش غروبی که روز رابر سینه می‌فشاری و خاموش می‌کنیدر سایه‌ها، فروغ تو بنشست و رنگ باختاو را به سایه از چه سیه پوش می‌کنی؟فروغ
.فروغ که بخوانم یعنی دوباره رسیده ام آنجایی که عمری ست از آن میگریزم فروع که بخوانم و دلم برای مدت مدید کنج تنهاییم را تمنا کند .یعنی دوباره آمد به سرم .از آنچه میترسیدم .!فروغ که بخوانم و بیخیال دنیای اشفته بازار این روزهایم شوم .فروغ که بخوانم و سفیدی چشمم رنگ خون شود .فروغ که بخوانم و همه ظاهرم شبیه بغضی فرو خورده شود .یعتی دوباره باید این ویرانه را از نو بسازم .یعنی دوباره دستم لرزید و دومینو های سالها پست سرهم ردیف کرده ام با غفلت
به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار كه در من جاری بود
به ابرها كه فكرهای طویلم بودندبه رشد دردناك سپیدارهای باغ كه با من
از فصل های خشك گذر می كردندبه دسته های كلاغان
كه عطر مزرعه های شبانه رابرای من به هدیه می آوردند
به مادرم كه در آینه زندگی می كردو شكل پیری من بود
و به زمین كه شهوت تكرار من درون ملتهبش رااز تخمه های سبز می انباشت سلامی دوباره خواهم داد
می آیم می آیم می آیمبا گیسویم : ادامه بوهای زیر خاك
با چشمهایم : تجربه های غلیظ تا
نسرین کاراجا می‌گوید: تا به امروز بیشتر جنبه زبانی و آموزش زبان فارسی در ترکیه مطرح بوده و ادبیات مقوله جدیدی است که پیش می‌رود.  نسرین کاراجا، عضو هیات علمی دانشگاه اولوداغ بورسا و کارشناس و مشاور ارشد زبان ترکی کانال رادیو تلویزیون ملی ترکیه که در سفری کوتاه به ایران آمده بود، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره شناخت خود از ادبیات ایران گفت: در مورد ادبیات معاصر ایران متاسفانه اطلاعاتم خیلی زیاد نیست و اطلاعاتم درباره ا
ﭘﺪﺭﻡ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ:" ﺯﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺴﯿﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺖ، ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ. "ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﻮﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺖ!ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ:" ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺮﺩﻫﺎﻧﯿﺴﺖ،ﻣﺮﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﯾﯽ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. "ﻭﻟﯽ ﭘﺪﺭﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﻮﺩ، ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺖ!ﻫﯿﭻ
شنیدنی‌های موسیقی ایران در خرداد ماه ۹۸ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:شنیدنی‌های موسیقی ایران در خرداد ماه ۹۸ابتدا دو تک آهنگ از علیرضا قربانی و از پروژهٔ جدید الکترو آتیک او با همراهی حسام ناصری با نام با من بخوان»، که بعد از پروژهٔ فروغ» نشان‌دهندهٔ مسیر درست قربانی است را می‌شنویم. سپس به معرفی دو آلبوم تازه منتشر شده . . شنیدنی‌های موسیقی ایران در خرداد ماه ۹۸ - فیدیاشنیدنی‌های موسیقی ایران در خرداد ماه ۹۸ ابت
امام و حجّت اهل یقینیفروغ آسمان، مهر زمینیگشادی بال دانش بر سر مگشودی راه دین در باور مااز آن موجی که از علم تو برخاستشریعت زنده و اسلام برجاستز دریای تو خیزد موج دانشدرخشد نام تو بر اوج دانش ولادت امام محمدباقر (ع) مبارك باد
در فضای آسمان ها راه دورروکهکشان ها درسکوت دادگاه بی فروغ سرگذشت سرنوشت شوق راکشید کلمه دوستت دارم را محوکرد عشق برما حکم نامردی نوشت آخرش دل داده ها از هم جدا وای بر ماواین حکم و این قانون زشت دست دردست داده اند راحت نشست هرچه مهربودیامحبت بی وفا ازهم کسست
شعر زمستانی فروغ فرخزاد
پیش رویم چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر، آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام منزلگه اندوه و درد و بد گمانی،
کاش چون پاییز بودم…
شعر از فروغ فرخزاد”
شعر کوتاه زمستان
آرزو کن با من
که اگر خــواست زمســـتان برود!
گرمیِ دستِ تو اما باشد
مــا” ی ما مـــن” نشود
سایه ات از سرِ تنهاییِ من کم نشود!
دوبیتی زیبا در مورد زمستان
به دل نا گفته صدها حرف دارم
میان سینه زخمی ژرف دارم
به روی پوستین سالخوردم
زمستان در زمستان ب
بخش غم انگیز ماجرا اینه که بد ثینگز هپن به هر حال هیشکی نمیتونه جلوشونو بگیره و کاری که تو از دستت بر میاد اینه که کنار بیای ، قبول کنی ، تعاریفتو تغییر بدی ، طور دیگه ای نگاه کنی ، سازه هاتو خراب کنی ، خودتو گول بزنی ، حواستو پرت کنی ، به خودت دروغ بگی توو بدترین حالت ، اون جایی که دیگه چشمات فروغ ندارن ، پاهات توان اونجایی که میفهمی سیاهیایی که نادیده میگرفتی دیگه سرتاسر فراگرفتنتمیتونی بری لم بدی رو کاناپه ، خیره بشی به زندگی و کم کم تمو
به نام معلم به نام دکترعلی شریعتی به نام فروغ فرخ زادبه نام احمدشاملوبه نام داریوش فروهربه نام دکترمحمدمصدق به نام بزرگان مبارزه آزادی خواهی دگراندیشی به نام مسیح علی نژاد.به نام دکترعبدالکریم سروش به نام هاشم آقاجری به نام محسن کدیوربه نام محمدرضاشجریان به نام بانوگوگوش به نام عشق هنرآزادی به نام فرهنگ سلامی به رهایی سلامی به دموکراسی سلامی به مردم سالاری سلامی به جمهوریت سلامی به مردم سلام به عقلانیت سلام به خردسلام به صندوق آراءسلا
دانلود رایگان فیلم بانوی اردیبهشت
دانلود رایگان فیلم سینمایی بانوی اردیبهشت با کیفیت 1080p Full HD
فیلم بانوی اردیبهشت ۱۳۷۶ به کارگردانی رخشان بنی اعتماد
دانلود فیلم بانوی اردیبهشت
کارگردان: رخشان بنی اعتماد | ژانر: اجتماعی | سال تولید: 1375 | تاریخ انتشار: 1376
مدت زمان: 87 دقیقه | نوع: سینمایی | مخاطب: بزرگسال | کیفیت: WEB-DL
حجم: 1.28 گیگابایت + 637 مگابایت + 361 مگابایت | محصول ایران
خلاصه داستان: فروغ کیا فیلمسازی است که سال‌ها پیش متارکه کرده و با پسرش م
داشتم یکی از دفتر طراحی هامو ورق میزدم که اینو دیدم:♥️نشود فاش کسی آنچه میان من و توست♥️تا اشارات نظر نامه رسان من توست ????گوش کن با لب خاموش سخن می گویم????پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست ????گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید????همه جا زمزمه عشق نهان من و توست ????این همه قصه فردوس و تمنای بهشت????گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست ????نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل????هرکجا نامه عشق است نشان من و توست ????سایه زاتشکده ماست فروغ مه مهر????وه از این آت
دکوراسیون استوایی یک کدام از سبک‌های پر نشاط و شادی و اختصاصی دکورا سیون است که از جنگل‌های گرمسیری و بخشها استوایی ریشه می گیرد . در چینش استوایی عناصری نظیر فروغ آفتاب , رنگ‌ها و گیاهان بازیگران با اهمیت می‌باشند .مهم ترین مقالات ساختمان و دکوراسیون و تاسیسات
"شورای شهر تصویب کرد؛نامگذاری خیابانی در تهران به نام استاد شجریان» اعضای شورای شهر تهران با نامگذاری خیابانی به نام محمد رضا شجریان» موافقت کردند. همچنین تعدادی از معابر به نام های انتظامی، نصیریان، داود رشیدی و کشاورز تغییر نام دادند. همچنین اعضای شورا با نامگذاری خیابان‌هایی به نام فروغ فرخزاد، اخوان ثالث و ۱۰ شاعر دیگر موافقت کردند.پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : اعضای شورای شهر تهران با نامگذاری خیابانی به نام محمد رضا شجریا
مدخلحیات معنوی و الگویی خاتم رسولان، در عمل و رفتار پیروانش جلوه می کند.امروز بیش از هر زمان، پیروی از آن الگوی کامل» و تأسی به آن اسوه حسنه» بر امت آن حضرت ضروری است، تا نه تنها با قلم و تألیف و مقالات از ساحت نورانی پیامبر اعظم(ص) دفاع شود، بلکه مؤثرترین دفاع و رساترین تبلیغ، با زبان عمل» صورت پذیرد و چشم جهانیان با مشاهده رفتار و اخلاقِ امت محمدی» دریابند که آنچه در باره پیامبر به عنوان تبلیغ سوء، گفته و نوشته و پخش می شود بی اساس است و
انیس کنج تنهایی کتاب است  فروغ صبح دانایی کتاب است
بود بی مزد و منت اوستادی  زدانش بخشدت هر دم گشادی
ندیمی مغز داری پوست پوشی  به سرکار گویایی خموشی
درونش همچو غنچه از ورق پر        به قیمت هر ورق زان یک طبق در
ز یک رنگی همه هم روی و هم پشت گر ایشان را زند کس بر لب انگشت
به تقریر لطایف لب گشایند   هزاران گوهر معنی نمایند
جامی   
مدخلحیات معنوی و الگویی خاتم رسولان، در عمل و رفتار پیروانش جلوه می کند.امروز بیش از هر زمان، پیروی از آن الگوی کامل» و تأسی به آن اسوه حسنه» بر امت آن حضرت ضروری است، تا نه تنها با قلم و تألیف و مقالات از ساحت نورانی پیامبر اعظم(ص) دفاع شود، بلکه مؤثرترین دفاع و رساترین تبلیغ، با زبان عمل» صورت پذیرد و چشم جهانیان با مشاهده رفتار و اخلاقِ امت محمدی» دریابند که آنچه در باره پیامبر به عنوان تبلیغ سوء، گفته و نوشته و پخش می شود بی اساس است و
ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر تو ام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویششایدم بخشیده از اندوه پیش
همچو بارانی که شوید جسم خاکهستیم ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان منآتشی در سایه مژگان من
ای ز گندمزار ها سرشارترای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در بگشوده بر خورشیدهادر هجوم ظلمت تردید هاهی
با تو ام دیگر ز دردی بیم نیستهست اگر ‚ جز درد خوشبختیم نیست
ای دلتنگ من و این بار نور ؟هایهوی زندگی در قعر گور ؟
ای دو چشمانت چمنزاران م
تماشگر بازی کودکان اگر بوده باشید . این تصویر اشنا را گمانم بسیار دیده اید : کودکی دغدغه دارد که اسبلب بازیهایش را دیگران نبرند و به بازی نگیرند .-مال خودم است ، به کسی نمی دهم !
وعروسک و تفنگ وماشین و توپ وکتابش را محکم تر به خود می فشارد .
کودکان دیگر _ طعنه زده یا نزده ، جنجال کرده یا نکرده _ لاجرم پی بازی و جست و خیزشان می روند و کودک را تنها می گذارند . در گوشه ای تنها ، با دستانی پر از بازیچه های فر یبنده و رنگارنگ ، اما بی خاصیت . شادی ولذت و زن
نباید از غمِ تنهایی‌اَم گلایه کنمبرای آن که خودم خواستم چنین باشد.نشد که دل بدهم توی زندگی، به کسیاگر چه خواست برایم کمالِ دین٭ باشد!خلاصم از همه ی شهوتِ نگی امفرشته‌ای هستم در رکاب حضرتِ #جبرخودم شدم متعجّب از این که در من هستبه طور دِهشتناکی، توانِ کردنِ صبر!به شهر بی‌خبری‌ها مسافرت کردمکه بعد از این نخورَد سنگ دیگری به سرمغرور را نوشیدم بدون مزّه   که زوداز ارتفاعِ بلندِ کنایه ها بپرمعواطفم را در زیر خاک پوساندمبدون این که بریزم ب
شهرزاد قصه های ناتمامم، هزار و یکشب دلتنگیهایم راتاب بیاور. برگرد و به بالینم بیا. از پای تا به سر، سمع و بصر میشوم; تو فقط لب بگشا. سمری بخوان از دلشدگان عشق. برگرد و با افسون کلامت، افسانه ای بگو برای مرغ دلتنگ دل. مرا از شبستان بی فروغ، ببر به پاگشایی شبچراغ آسمان. قصه بگو; بگو امشب، افلاکیان بر سر شوق آمده اند. سروش آسمانی، خطبه یعقد مهتاب می خواند. وشهرزاد چنین قصه آغاز کرد، ای ملک جوانبخت، بدان که امشب، سروش مهربانیخطبه ی عقد عروس آسمان
شهید شیرعلی سلطانی
من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبیا و از بین برنده مشركان و امیر مسلمانان و فروغ جهادگران و زینت عبادت كنندگان و افتخار گریه كنندگانم. من فرزند بردبارترین بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پیامبر هستم. من پسر آنم كه جبرئیل او را تأیید و میكائیل او را یارى كرد. من فرزند آنم كه از حریم مسلمانان حمایت فرمود و با مارقین و ناكثین و قاسطین جنگید و با دشمنانش مبارزه كرد. من فرزند بهترین قریشم.من پسر اولین كسى هستم از مؤمنین كه د
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی به جز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
رفتم که داغ بوسه ی حسرت تو را
با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
رفتم، مگو مگو که چرا رفت، ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده ی خموشی و ظلمت چو نور صبح
بیرون فتاده بود به یکباره راز ما
رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لا به لای دامن شبرنگ زندگی
نوتیف گروپ ویدیو کال واتس اپ اومد بالا. دکمه سبزو کشیدم. مامان بود. فروغ بود. سلام علیک کردیم. مامان دید بی حوصله م. گفت تازه از خواب پاشدی؟ گفتم آره. اولین دروغ. صحبت کردن. بیشتر اون دوتا باهم. از هر دری میگفتن. بین حرفاشو متوجه سکوت من میشدن. منو وارد بحث میکردن. یه کلمه ای جواب میدادم. بیشتر نظاره گر بودم. و حتی یه جاهایی حواسم پرت اطراف بود. مامان گفت از خواب پاشدی جیش داری حتما. بدو برو دشویی زودی بیا ما منتظرت میمونیم. همونطوری که تماس برقرار
نور عترت آمد از آیینه ام کیست در غار حرای سینه ام رگ رگم پیغام احمد می دهد سینه ام بوی محمد می دهد من سخن گویم ولی من نیستم این منم یا او ندانم کیستم جبرئیل امشب دمد در نای من قدسیان خوانند با آوای من ای بتان کعبه در هم بشکنید با من امشب از محمد دم زنید از هوا گلبانگ تهلیل آمده دیده بگشائید جبریل آمده مکه تا کی مرکز نا اهلهاست پایمال چکمه بوجهلهاست مکه دریای فروغ وحی شد بت پرستان بت پرستی نهی شد روز، روز مرگ ظلم و ظالم است بانگ نفرت مرد ، اقرا حا
مرغی نهاد روی بباغی ز خرمنیناگاه دید دانهٔ لعلی به روزنیپنداشت چینه‌ایست، بچالاکیش ربودآری، نداشت جز هوس چینه چیدنیچون دید هیچ نیست فکندش بخاک و رفتزینسانش آزمود! چه نیک آزمودنیخواندش گهر به پیش که من لعل روشنمروزی باین شکاف فتادم ز گردنیچون من نکرده جلوه‌گری هیچ شاهدیچون من نپرورانده گهر هیچ معدنیما را فکند حادثه‌ای، ورنه هیچگاهگوهر چو سنگریزه نیفتد به برزنیبا چشم عقل گر نگهی سوی من کنیبینی هزار جلوه بنظاره کردنیدر چهره‌ام ببین چه
گرگ هاری شده امهرزه پوی و دله دو
شب در این دشت زمستان زده ی بی همه چیز،میدوم، برده ز هر باد گرو.
چشمهایم چو دو کانون شرار،صف تاریکی شب را شکند، همه بی رحمی و فرمان فرار.
گرگ هاری شده ام، خون مرا ظلمت زهرکرده چون شعله ی چشم تو سیاه.
تو چه آسوده و بیباک خرامی به برم!آه، می ترسم، آه
آه می ترسم از آن لحظه ی پر لذت و شوق،که تو خود را نگری،
مانده نومید ز هر گونه دفاع،زیر چنگ خشن وحشی و خونخوار منی.
پوپکم! آهوکم!چه نشستی غافل!
کز گزندم نرهی، گرچه پرستا
لفظی فصیح شیرین قدی بلند چابک روحی لطیف زیبا چشمی خوش کشیده
یاقوت جان فزایش از آب لطف زاده شمشاد خوش خراماش در ناز پروریده
تا کی کشم عتیبت از چشم خدل فریبت روزی کرشمه ای کن ای یار برگزیده
آن لعل دل کشش بین آن خنده دل آشوب آن رفتن خوشش بین وآن کام آرمیده
آن اهوی سیه چشم از دل ما برون شد  یاران چه چاره سازم با این دل رمیده
زنهار تا توانی اهل نظر میازار دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده
هر زاهدی که دیده یاقوت جا فزایش سجاده ترک کرده پیمانه در ک
نمی دانم چه می خواهم خدایا به دنبال چه می گردم شب و روزچه می جوید نگاه خسته ی من چرا فسرده است این قلب پر سوزز جمع آشنایان می گریزم به کنجی می خزم آرام و خاموشنگاهم غوطه ور در تیرگی ها به بیمار دل خود می دهم گوشگریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم و یکرنگ هستندولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرایه بستنداز این مردم، که تا شعرم شنیدند به رویم چون گلی خوشبو شکفتندولی آن دم که در خلوت نشستند مرا دیوانه ای بد نام گفتنددل من، ای دل دیوان
 حسین بیشتر از آب، تشنه‌ لبیك بود، افسوس كه به جای افكارش زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.»   دکتر شریعتی بار دیگر ماه محرم از راه رسید و شور حسینی در بین مردم کشورمان به وفور خواهیم دید.اما شعور حسینی افسوس که یا نمیبینیم یا به ندرت می شود دید.از امام حسین چه درسی گرفتیم ؟؟ اصلا درسی گرفته ایم؟ چه پیامی از عاشورا گرفتیم ؟ اصلا پیامی گرفته ایم؟بزرگترین درد امام حسین را تشنگی اش معرفی کردند اما افسوس که بزرگت
 
رقص روی شیشه - قسمت 10
کارگردانمهدی گلستانهنویسندهطلا معتضدیتهیه‌کنندهپیمان جعفری
بازیگرها
میترا حجار,  هدی زین العابدین,  مهتاب کرامتی,  بهرام رادان,  علیرضا زمانی نسب,  بیتا فرهی,  مهرداد صدیقیان,  نگار فروزنده,  ستاره اسکندری,  اکبر زنجانپور,  عیسی یوسفی پور,  مجتبی واشیان,  نسیم فروغ,  جواد یحیوی,  همایون ارشادی
خلاصه‌‌‌‌‌فیلممشکلات خانواده رخشان تمامی ندارد. در این میان، رعنا برای ا
دلم میخواد بنویسم، انگار نیاز دارم مغزم رو خالی کنم.در یک لحظه هزاران کلمه به ذهنم هجوم میارن و در چشم بر هم زدنی توی پستوهای ذهنم پنهان میشن.چند روزیه ساکت شدم کمتر با اطرافیانم حرف میزنم، این حالت گاهی به سراغم میاد نه دلم میخواد با کسی حرف بزنم و نه دلم میخواد حرفی بشنوم،دلم یه جای خلوت و خالی میخواد گاهی شدیدا نیاز به این دارم که تنها باشم دور از همه،مثلا یه کلبه توی یه خونه روستایی با یه کتابخونه بزرگ پر از کتاب های، مارکز، داستایوسفگی
 
رقص روی شیشه - قسمت 9
کارگردانمهدی گلستانهنویسندهطلا معتضدیتهیه‌کنندهپیمان جعفری
بازیگرها
میترا حجار,  هدی زین العابدین,  مهتاب کرامتی,  بهرام رادان,  علیرضا زمانی نسب,  بیتا فرهی,  مهرداد صدیقیان,  نگار فروزنده,  ستاره اسکندری,  اکبر زنجانپور,  عیسی یوسفی پور,  مجتبی واشیان,  نسیم فروغ,  جواد یحیوی,  همایون ارشادی
خلاصه‌‌‌‌‌فیلمیغما ، ناپدید شده است و تلاش های رعنا برای پیدا کردن او بی ن
آن کلاغی که پریدازفراز سر ماو فرو رفت در اندیشه ی آشفته ی ابری ولگردو صدایش همچون نیزه ی کوتاهی ، پهنای افق را پیمودخبر مارا با خود خواهد برد به شهرهمه می دانندهمه می دانندکه من و تو از آن روزنه ی سرد عبوسباغ را دیدیمو از آن شاخه ی بازیگر دور از دستسیب را چیدیمهمه می ترسندهمه می ترسند ،اما من و توبه چراغ و آب و آیینه پیوستیمو نترسیدیمسخن از پیوند سست دونامو همآغوشی در اوراق کهنه ی یک دفتر نیستسخن از گیسوی خوشبخت من استبا شقایق های سوخته ی بوس
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها