محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

این صبر که من میکنم افشاندن جان است.‌‌

از ۲۳م(شهریور) به اين ور اوضاع زندگیم یه جوری به هم ریخته که حتی روی اينکه زنگ بزنم به کسی بگم فقط برام دعا کن رو ندارم. *اين چند وقت زنگ میزدم به بابا باهاش درددل میکردم پریروز فشارش جوری رفت بالا که نگران جونش شدم. *در غریبترین و بیکس ترین حالت ممکنم * هیچ غمی هیچ وقت اين قدر تو زندگیم کش نمی‌اومد که اين دفعه. *یه شونه میخوام که براش گریه کنم بهم نگه خسته ام کردی از بس بیتابی میکنی. *کاش برام دعا کنند کاش برام دعا کنی.
نماز و نیایش و عبادت به هر شکل و فرم در طلب ارتباط دادن زمین به آسمان است.معبد تمثیل و مثال است جه در روی کوه چه در روی زمین چه پایینتر از سطح زمین .موضوع و هدف اين است که آسمان را به زمین ارتباط دهیم.آسمان نه به معنای سپهر نیلگونی که زمین را احاطه کرده است و نه به معنای ورای اين زمین و منظومه ها.معنای آسمان را در فراتر از چشم و حواس باید جست .که آسمان نماد معناست ،و زمین نماد بیان .معنا در وحدت و توحید است و بیان در ظهور و کثرت .و نماز و عبادت و نیای
دید مجنون را یکی صحرا نورد در میان بادیه بنشسته فرد کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم میزند با اشک خونین اين رقم گفت ای مجنون شیدا ، چیست اين؟ می نویسی نامه ، بهر کیست اين؟ گفت مشق نام لیلی ميکنم خاطر خود را تسلی ميکنم چون میسر نیست من را کام او عشق بازی میكنم با نام او .
وقتی که قرار باشه برگردم دانشگاه: ۱_تا سنندج میدوم ۲_رسیدم ورودی شهر زمینو ماچ ميکنم:)))) ۳_در دانشگاهو مثل زیارتگاه ماچ ميکنم ۴_همه ی همکلاسیامم که خوشم نمیومد ازشون بغل ميکنم و ماچ ميکنم +در راستای پست ریحانه ++زدم تو خط ماچ کردن.همم رو ماچ ميکنم از شدت شوق:)))
همیشه یه جایی تو ذهن من از زندگی وجود داره که من از اونجا شروع ميکنم عوض میشم و همه گند هایی که زدم رو جمع ميکنم، اتاقمو مرتب ميکنم منظم ورزش ميکنم کتاب میخونم زبان میخونم درس میخونم به خودم میرسم دسته بندی پستای وبلاگمو درست ميکنم.
سلام. جدیدا در مورد بچه مردم که حرف میزنم فقط جلو ته تغاری، بعد از اسمش میگم بچه مردم نه عشق زندگیم .حال ته تغاری بهم میخوره. بین ناخوش و تشویش استیکر کامنتا میشه.اصلا اينقده کیف میده حرصش رو در میارم.نازی آبجی کوچولو خودمه.فکر ميکنم هنوز همون ته تغاری دو سه سالست. بعضی وقتا دوست دارم لپش رو بکشم ولی خوب بزرگ شده اين سر به سر گذاشتنام به منزله لپ کشیدنه ولی خودش نمیفهمه.خخخخ کلا من خیلی کارا و حرفا رو جایگزین یه کارا و حرفای دیگه ميکنم
سلام دوستان خوبین؟حس خوبی به خودم ندارم.احساس ميکنم هیچ کاری بلد نیستم هر وقت افسرده ،بی خواب و خوراک میشوم ،اين جوری میشوم ،احساس خطر ميکنم،من فکر ميکنم هیچ احساسی ندارم احساسات:صفر شده است مثل بچه ها که شاید کمتر از انها فکر ميکنم از دنیا خبر ندارم با اينکه همیشه با خدا حرف میزنم ولی فکر ميکنم با کس دیگری حرف نمیزنم و لطمه به من وارد شده است .
من یه چیز خیلی مهم فهمیدم دیشب . یکی از علل اينک من از خونه نمیرم میدونی چیه .اينک مثلا وقتی مامانم برام میوه میاره ، لباسام مرتب میکنه ، غذا میپزه و . همه ی اينا برای من محبتیه ک از جانب اون بهم میرسه .همچنین در مورد بابا .هر دوشون هر کاری میکنن محبتشون (ک البت من خیال ميکنم محبت بدون شرطه ولی چون نیست ترجیحا فقط میگم محبت) میرسونن و من اينو میخوام .چون حس ميکنم دختر خوبیم ، دوسم دارن ، راضین ازم و همینجور ک هستم دوسم دارن و چون ب صورت کلامی در حد
همیشه به اين فکر ميکنم که اگر روزی رو به روی هم قرار بگیریم به تو چه میگویم. به اين فکر‌ميکنم که من اول سلام‌میدهم یا تو! اگر اتفاقی توی یک راه باریکه به هم بربخوریم.تو اول مرا میشناسی یا من؟ همیشه به اينجای داستان که فکر ميکنم عطرت توی شامه ام را پر میکند و اشک توی چشمم را. بعد به اولین کلمات فکر ميکنم که بعد از سلام ،مکالمه را شکل میدهند.و متداول ترین کلمات را تمرین ميکنم.حالتان چطور است؟پادرد مادرتان بهتر شد؟من میگویم و تو جواب میدهی و
خدا رو بابت وجود شیوا شکر ميکنم. اون بدون چشم داشت خیر منو میخواد خدا رو بابت آرامشی که به قلبم داد شکر ميکنم وقتی به خدا فکر ميکنم حالم خوبه حتا اگه گریان باشن خدا رو بابت تن سالم شکر ميکنم. داشتن ضربان منظم و نفس های بدون درد و سختی و قدم های استوار و. عالیه
برای رفع خستگی چند روز اخیر چیکار ميکنم؟ همینطور که از روزهایی که گذشت مینویسم، هندزفری رو گذاشتم توی گوشم و اتفاقی آهنگ تو بارون که رفتی سیاوش قمیشی رو گذاشتم و با صدای بلللللند گوش ميکنم و حس ميکنم توی صداش انقدر آرامش هست که احتمالا الان (بی خیال تمام دنیا!) میرم بقیه ی آهنگهاش رو سرچ ميکنم.
آره تو رو پیدا ميکنم اين شهر و شیدا ميکنم آره غوغا ميکنم تو فقط باش اين حسه عشقه نه هوس تا وقتی که باشه نفس دیگه از هیچ چیزی نترس تو فقط باش آهنگ شیدایی _اشوان انگار ???? صورتیم داره تبدیل میشه به ♥️ قرمز شایدم احساساتی شدم ‌.نمیدونم
وقتی اينجوری احساس کلافگی و بی قراری ميکنم از مامان میخوام برام دمنوش گل گاو زبان درست کنه. یک ماگ که پر از مایعی تقریبا سیاه رنگه دستم گرفتم و به حرکت بخار روش نگاه ميکنم.اين احساسات عجیبی که تجربه ميکنم نگرانم میکنه.منشا اينها کجاست؟.مامانم تذکر میده تا سرد نشده بخور.از افکار نامعلوم و مبهم بیرون میام و بهش لبخند میزنم.لیوان رو به صورتم نزدیک ميکنم و گرماش رو بیشتر حس ميکنم. +اهل دمنوش خوردن نبودم و از اول پیشنهاد ن بود.
چرا خوبی ميکنم بدی میبینم 
چرا اعتماد ميکنم بی اعتمادی میبینم
 
اين بار میخواهم از احساسی بگویم که شاید بارها برایم تکرار شده است و مرا تا مرز افسردگی پیش برده است , احساسی شبیه یک نوع باختن 
 
سوالاتی که مرا درگیر خود ساخته است 
 
چرا وقتی خوبی ميکنم , بدی میبینم !
 
چرا وقتی اعتماد ميکنم بی اعتمادی میبینم !
 
چرا رویای زیبایی که میسازم , و به دوستی اعتماد ميکنم , بی توجه از زیبایی رویای من , کاخ آرزوهایم را یک شبه ویران م
من صبح ک رفتم بیمارستان قلبم نورانی بود ولی الان . دیروز کشیک بودم .اينو دیشب نوشتم خواستم تکمیل کنم ولی اينقد خوابم میومد نتونستم داشتم فک ميکنم سال به سال چقد از نورانیت قلبم کم شد . خصوصا اين سالهای آخر درسم .بیشترش سر اينک هی سر مسائل مختلف خودم مقایسه ميکنم و احساس بدی ب خودم پیدا ميکنم .هرچند سعی ميکنم اين احساسات پیدا نکنم ولی نمیشه حقیقتا همون یکم روشن بودن قلب خیلی احساس خوبیه .وقتی قلبم روشن میشه تازه گریم میاد و حس ميکنم چقد دلم واس
میدونی به چی فکر ميکنم؟ به موهایی که سفید کردم تو اين قرنطینه، اونقدر که از روز اول خواستم و مراقب بودم رعایت کنن. به تموم اين هشت ماهی که نه مهمونی رفتم، نه کافه رستورانی، نه خریدی ، نه سفری، هیچ.! به کنکورم فکر ميکنم که با دو تا ماسک و شیلد رفتم و از استرس کناریم که سرفه میکرد نفهمیدم زمانم چطور تموم شد! به دستام فکر ميکنم که اينقدر ضدعفونی کردام و شستم پوستشون ناجور شده! و در آخر به اين فکر ميکنم وقتی قرار بود کسی از خونه مبتلا بشه همه اين زح
۵دقیقه قبل از خوابیدن سورن، سورن به معنای واقعی به ستوه میارم و همش خودمو کنترل ميکنم گاهی اسباب بازی چیزی دم دستم باشه پرتش ميکنم که یکم اروم شم و تو دلم از سعید گله ميکنم که چرا یکم تو نگهداری سورن کمکم نمیکنه چرا مامان اونجوری که میخوام کمک نمیکنه چرا دم‌نمیزنم منم خسته شدم از بچه داری چرا همرو‌تو خودم میریزم حتی جلو سعید که نه بچس اشکال نداره و فلان ، به شدت عصبانبم .خونمو هرچی جمع ميکنم جمع نمیشه سورن شبا دیر میخوابه روس منو میکشه تا خ
با وجود اينکه خیلیا میگن تصمیم خوبی گرفتی اما خودم حس ميکنم دارم خیانت ميکنم . من قرار بود بدون اجازه مهرداد کاری انجام ندم . ولی الان دارم یه پروژه بزرگ شروع ميکنم . بدون اطلاع اگر مهرداد بفهمه منو می زاره کنار . دارم بهش بدجوری خیانت ميکنم . اين پروژه دردسره برای اون و دوستاش . من دارم به استادم خیانت ميکنم اما در جواب اين حرفام میگن به مهرداد چه ربطی داره ! تا کی مهرداد ؟ تا کی صبر کنی ببینی مهرداد خان چه دستوری میده ؟ تا کی بیکار بمونی دیشب خو
از خواب بیدار شدم و روی بالشتم ، پنج تار مو افتاده؛ روی تخت رو نگاه ميکنم چهار تار موی دیگه میبینم؛ موهام رو صاف ميکنم و بیست تار موی جدا شده از سرم رو میبینم. در حال بستنشون، چند تار موی دیگه میبنم. موهام دارن چی میشن؟ دوباره عصر هم میخوابم و صاف ميکنم و باز هم موهای من
از خواب بیدار شدم و روی بالشتم ، پنج تار مو افتاده؛ روی تخت رو نگاه ميکنم چهار تار موی دیگه میبینم؛ موهام رو صاف ميکنم و بیست تار موی جدا شده از سرم رو میبینم. در حال بستنشون، چند تار موی دیگه میبنم. موهام دارن چی میشن؟ دوباره عصر هم میخوابم و صاف ميکنم و باز هم موهای من
در حضور دیگران می‌گویم تو محبوب من نیستی و در ژرفای وجودم میدانم چه دروغی گفته‌ام می‌گویم میان ما چیزی نبوده است تنها برای اينکه از دردسر به‌دور باشیم شایعات عشق را، با آن شیرینی، تکذیب ميکنم و تاریخ زیبای خود را ویران ميکنم احمقانه اعلام بیگناهی ميکنم نیازم را می‌کشم، بدل به کاهنی میشوم عطر خود را می‌کشم و از بهشت زیبای چشمان تو می‌گریزم نقش دلقکی را بازی ميکنم، عشق من و در اين بازی شکست میخورم و باز می‌گردم زیرا که شب نمی‌تواند، حتی
در حضور دیگران می‌گویم تو محبوب من نیستی و در ژرفای وجودم میدانم چه دروغی گفته‌ام می‌گویم میان ما چیزی نبوده است تنها برای اينکه از دردسر به‌دور باشیم شایعات عشق را، با آن شیرینی، تکذیب ميکنم و تاریخ زیبای خود را ویران ميکنم احمقانه اعلام بیگناهی ميکنم نیازم را می‌کشم، بدل به کاهنی میشوم عطر خود را می‌کشم و از بهشت زیبای چشمان تو می‌گریزم نقش دلقکی را بازی ميکنم، عشق من و در اين بازی شکست میخورم و باز می‌گردم زیرا که شب نمی‌تواند، حتی
,    ,    دانلود آهنگ خواهش ميکنم گیتا,    گیتا خواهش ميکنم دانلود,    دانلود آهنگ گیتا بنام خواهش ميکنم,    اهنگ الو الو خواهش ميکنم از پیشم نرو,    دانلود آهنگ گیتا به نام خواهش ميکنم,    دانلود اهنگ بگو الان بمیر میمیرم,    دانلود آهنگهای گیتا خواننده قدیمی,    دانلود آهنگ خواهش ميکنم نرو از ناهید,    اهنگ الو خواهش ميکنم از گیتا و جمشید نجفی,   دانلود اهنگ و تکست
از زمانی که بخاطر کرونا ورود نظافتچی تو خونه ممنوع شده، بجای پنجشنبه‌ها، خونه را شنبه‌ها تمیز ميکنم. وقتی مصطفی می‌رود سرکارش و سینا هم سرکلاس است. اول ملحفه‌ها را عوض ميکنم و میشورم، گاز را تمیز ميکنم، رومیزی میز آشپزخانه را عوض ميکنم و. گردگیری و جاروبرقی. سرویس‌ها را معمولا مصطفی جمعه‌ها میشورد و طبیعتاً شنبه شب یک خونه مرتب دارم با کوهی ملحفه و لباس که رو بند رخت و در کمدها آویزان کردم تا خشک بشن.
وقت اذانه 
از بیرون صدای دعا و قرآن میاد
خدایا.خدای خوبو مهربونممیدونم صدامو میشنوی
میبینی که دارم پاک زندگی ميکنم دارم تلاش ميکنم
مثل همیشه دارم سعی ميکنم بنده ی خوبی باشم.
تورو به اين لحضهه ها و اين روزها قسم میدم نزار ازت دور بشیم
من فقط یه زندگی پاک میخوام با یه عشق پاک
من همه تلاشمو ميکنم خوب باشم.
مواظب پاکیه کسی که دوسش دارم باش
خدایا مواظبمون باشعشقه ماه و ستاره
متن آهنگ علی آقادادی حس ميکنمهمراه با دانلود آهنگ  علی آقادادی حس ميکنمText  Music Ali Aghadadi Hes Mikonamحس ميکنم عمرم به دنیا نیستاون رفته و روح من اينجا نیستخیلی چیزا پیداست تو حرفاشگفته بهم تنهاست اما نیستمن شک ندارم با یکی دیگهالان نشستن پیش همدیگهعشق منه اما به اون میگهبغضم نمیذاره بگم دیگهمتن آهنگ قدیمی
ی زمانی ی بنده خدایی میگف چندروز تموم فقط ب مرگ فکر ميکنم و هیچ کاری نمیتونم بکنم میگفتم وا یعنی چی الان دقیقا خودم اونجام نمیفهمم بقیه چجوری عادی زندگی میکنن نمیدونم از زندگی چی میخوام وبرا چی دارم زندگی ميکنم و اين بی هدفی حالم وبدمیکنه و اين موقع اس ک فک ميکنم مرگ تنها راهه
کد آهنگ پیشواز ببخش اگه میبینم هر دفعه بهت خوبی ميکنم میشه برعکس حیف ایرانسل,دانلود آهنگ ببخش اگه میبینم هر دفعه بهت خوبی ميکنم میشه برعکس حیف ,دانلود آهنگ ریمیکس ببخش اگه میبینم هر دفعه بهت خوبی ميکنم میشه برعکس حیف ,دانلود آهنگ ببخش اگه میبینم هر دفعه بهت خوبی ميکنم میشه برعکس حیف بهمراه متن,دانلود آهنگ کمیاب, ببخش اگه میبینم هر دفعه بهت خوبی ميکنم میشه برعکس حیف ,دانلود ترانه ببخش اگه میبینم هر دفعه بهت خوبی ميکنم میشه برعکس حیف,دانلود آ
از سوپر مارکت محل یک بستنی عروسکی میخرم و لیسش میزنم ویک آب معدنی که بعدش بخورم و بعد، از آقای فروشنده تشکر ميکنم و لبخند میزنم و خداحافظی ميکنم . پیاده راه می روم و از تاکسی های زرد و مشکی خدافظی ميکنم،از تمام مسیرهایی که شب ها تنهایی قدمشان می زدم خدافظی ميکنم،از پل هوایی که با خودم فکر می کردم بالاخره یک شب بارانی می آید که دستان کسی را می گیرم و با هم از آن بالا ماشین هارا نگاه می کنیم و برایشان تُف می اندازیم خدافظی ميکنم، از بی آرتی های ول
همیشه اشتباه ميکنم تو انتخاب ادما.البته دیگه اشتباه نميکنم که من که خیلی وقته دست اينا برام رو شده  دیکه حتا یه کلمه ب سا چیزی نگو .وای خدایا متنفرم از اينکه هر شب یکی از اين دیوث ها باید ناراحتم کنه و خوشیایی که داشتمو ازم بگیره .نباید بزاری ازت بگیرن .ولی واقعا واقعا واقعا بدم اومد اه گه تو اين زندگی و ادماش که همیشه برعکس اون چیزی هستن که من میگم و ازش تعریف ميکنم همیشه برعکس اون چیزی میشن که من یه ساعت پیش دارم ازش تعریف ميکنم همیشه
,    ,    دانلود آهنگ خواهش ميکنم الو,    گیتا خواهش ميکنم دانلود,    دانلود آهنگ گیتا بنام خواهش ميکنم,    دانلود آهنگ خواهش ميکنم نرو از ناهید,    دانلود اهنگ بگو الان بمیر میمیرم,    دانلود آهنگ گیتا به نام خواهش ميکنم,    اهنگ الو خواهش ميکنم از گیتا و جمشید نجفی,    دانلود آهنگهای گیتا خواننده قدیمی,    دانلود اهنگ الو خواهش ميکنم از ناهید,   دانلود اهنگ و تکست آ
سلاممن یه پروازی ام در اوج آسمان پرواز ميکنم و خدا عاشقانه دوستم دارد.من پرواز ميکنم .پروازی با مسافرانی غریبه اما مهربان و صادق و باوفابا کاپیتانی سید و مهربان و صبورمن پرواز ميکنم و افتخار ميکنم یک پروازی ام.????همیشه عشق باشد همیشه برکت????????عضوی از باشگاه پرواز ????????باشگاه پرواز پیام نمای شبکه دو صفحه ۶۵۰????#باشگاه پرواز#کاپیتان#پروازی 
سوالی که پیش میاد اينه که من وقتایی که یهو یه مدت طولانی غیبم میزنه چیکار ميکنم؟ عرضم به حضور مبارکتون که ترمزِ زندگی رو میکشم و میشینم به مسیر فکر ميکنم! نه اينکه بگم همه کار و زندگی رو تعطیل ميکنما.نه! بعضی کارایی که مم به انجامش هستم رو انجام میدم مثلا کارای کانون.کارای دانشگاه.کارای خونه و. مثل همه ی آدما به ظاهر زندگی ميکنم. ولی بعضی چیزارو کمرنگ ميکنم.مثلا نوشتن. ارتباطم با آدما و.
امشب حس ميکنم کل دردای دنیا جمع شدع رو دلم احساس خفگی ميکنم چرا انقد دلگیره امشب? از شب بدم میاد ادمویاد تنهاییاش میندازع از روزم بدم میاد چون ادمارو با نقاب میبینم با رفتارای فیک از هردوش بدم میاد فقط و فقط دعا ميکنم کنکورمو بدم و برم.یجایی دور از اين شهر و استان هووووف خدامیدونه امشب چطوری قراره برام صب شه چطورین چخبرا?
اين روزها دهان که باز ميکنم فقط غر میزنم حتی وقتی کسی میپرسد چه خبر؟ یا حال و احوالت چه طور است؟ حتی وقتی میخواهم حرفهای معمولی بزنم و نمیخواهم غر بزنم هم مکالمه را که شروع ميکنم خودبخود به غر زدن ختم میشود! از آدمهایی که مدام از همه چیز و همه کس می نالند بیزارم، مثل الان خودم!! پس تا اطلاع ثانوی تازمانی که حرف بدرد بخوری بجز غر برای گفتن داشته باشم سکوت اختیار ميکنم.
به چشم هایم نگاه میکند.هنوز هم وقتی مرا میبیند نگاهش را می د هنوز پشت لبخند های ریز و پنهاش احساس ميکنم یک کوره آتش یخ زده جا باز کرده که هر آن ممکن است منفجر شود. بوی ادکلن و عطر خاصی دارد.فکر ميکنم مخلوطی از چند ادکلن باشد.شاید هم قاطی شده با عرق تنش که فکر ميکنم بی نظیر ترین بوی ادکل همین باشد.می پرسد که:تو تا حالا عاشق شدی؟ از زیر پلک هایم نگاهش ميکنم.می گویم:نه. باز هم با همان صدای آرام و خونسرد ادامه می دهد که: مگه میشه؟ 27سالت باشه و هیچ وق
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی