محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

تو را ببوس ک لبهایت هنوز طعم عسل دارد

جهان فاسد مردم را بریز دور و در این دوری به عطر نافه خود خو کن کمین بگیر جهانت را سپس شکارچیانت را به تیرِ معجزه آهو کن مفصّل‌اند زمستان ها و برف، نسخه خوبی نیست برای سرفه‌ی گلدان‌ها گلی نمانده خودت گل باش تو را بکار و شکوفا شو تو را بچین و تو را بو کن دلم دَف است نیستانا نگاه صوفیِ ناخوانا جهان‌پریشیِ مولانا دهان‌پریشیِ مولانا تو خانقاه منی، با من بچرخ یاحق و یاهو کن! شب است یک تنه زیبا شو و چند ماه شکیبا شو سپس مرا متولّد کن بتاب روی شبم در
این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.
دانلود آهنگ مرا ببوس همین حالا دانلود کنید و لذت ببرید از ♫ اهنگ زیبا و نوستالژیک نام مرا ببوس برای آخرین بار با صدای حسن گلنراقی به همراه تکست و بهترین کیفیت در رسانه موزیکفا ♫ Download Old Music BY : Hasan Golnaraghi | Mara Beboos With Text And 2 Quality 320 And 128 […]
دانلود آهنگ مرا ببوس حسن گلنراقی
دانلود
پیشانی آفتاب پیشانی آفتاب، از دور ببوس آمد، بغلش بکن ، و پر شور ببوس صبح آمد و باز با طراوت خندید لبهای قشنگ حضرت نور ببوس بختک غم شب تاراست و اندوهی دمادم نشسته روی سینه بختک غم کرونا،فقر همه اسباب نابودی فراهم افتاب پر فروغ : آفتاب پر فروغ و مهربان حضرت هادی امام شیعیان می زند لبخند بر دنیای عشق می شود ، امشب چراغانی جهان غم لبنانیان دلم درد از غم لبنانیان است درونم شعله ای اتش فشان است به خاکستردر آمد نصف شهری به هر سو ناله ی بی خانمان است ز
سالمرگ حسن گل‌نراقی ( ۱۳۰۰ - ۱۳۷۲) خوانندهٔ ایرانی است؛ که بیشتر به‌خاطر ترانه مرا ببوس» معروف است . حسن گل‌نراقی بعد از تحصیلات متوسطه، به‌کار پدری خود که خریدوفروش بلور و چینی عتیقه بود پرداخت. گل‌نراقی بیشتر به عنوان یک خواننده معروف است. ترانهٔ مرا ببوس»، یکی از دو ترانه‌ای است که وی خوانده‌است. این ترانه از خاطره‌انگیزترین و پرشنونده‌ترین ترانه‌های ایرانی بوده‌است. یکی از علت‌های شهرت این ترانه تقارن آن با وقوع کودتای ۲۸ مردا
دانلود آهنگ جدید سوگند به نام مرا ببوس با لینک مستقیم
 
Download New Song By Sogand Called Mara Beboos With The Quality Of 128 And 320
دانلود آهنگ سوگند مرا ببوس
320
128
متن موزیک
 
مرا ببوس مرا ببوس برای آخرین بار
 
تو را خدانگهدار که میروم بسوی سرنوشت
 
بهار ما گذشته
 
گذشته ها گذشته
 
منم به جستجوی سرنوشت
 
در میان طوفان هم پیمان با قایقرانها
 
گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
 
به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها
 
که برفروزم آتشها در کوهستان
خرید کتاب روی ماه خداوند را ببوس اثر مصطفی مستور قیمت : 17500 تومانبرند : Markazخرید پستی کتاب روی ماه خداوند را ببوس اثر مصطفی مستور قیمت کتاب روی ماه خداوند را ببوس اثر مصطفی مستور  برای خرید و مشاهده جزئیات محصول در دیجی کالا کلیک نمایید.    برای خرید و مشاهده جزئیات محصول در دیجی کالا کلیک نمایید. رمان روی ماه خداوند را ببوس» نوشته‌ی مصطفی مستور» نویسنده‌ی نام‌آشنای معاصر است. به نظر بسیاری از صاحب‌نظران حوزه‌ی ادبیات داستانی، این اث
دانلود مداحی مهدی اکبری اگه حالت از همیشه بدتره
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیاگه حالت از همیشه بدترهزندگیت جهنمه نمیگذره برو امشب پای مادرو ببوس که بهشت زیر پای مادرمادر دوست دارماگه میگی روضتو میام حسینتو هم آقا کاری کن برام حسینبرو خونه دست مادرو ببوس که بگیره دستتو امام حسین مادر دوست دارم اگه میگی داری درد بی دوامادرت رفته به رحمت خدا برو خاک قبر مادرو ببوس به نیابتش برو امام رضااگه حالت از همیشه بدترهزندگیت جهنمه نمی
لام لبهايت مرا شیرین بود گر دل از هجران او غمگین بود یک قلم گر می نگارد نام او با دل خونین و آهنگین بود لابد از ریگ بیابان دفتری برگرفته برگ خود رنگین بود یار ما دارد نشانی از بلا کان برای هر دلی سنگین بود چاره دردم گل رخسار اوست تا به کی عشق این چنین جنگین بود شرم دارد گر رخش را بر کند باید از سوی دلم تمکین بود عاشقان را یاد یاران خوش بود خاصّ آن، چون، لیلی و مجنون بود 1399.07.30 13:37 "یسار"
امشب عروسش می شوی…من دوستت دارم هنوز!بی من چه شیرین میروی…من دوستت دارم هنوز!در این مثلث سوختم…دارم به سویت می دومداری به سویش میدوی…من دوستت دارم هنوز!قسمت نشد در این غزل…شاید جهان دیگری…مستی و رقص و مثنوی!من دوستت دارم هنوز!امشب برایت بغض من کل میکشد محبوب من!حتی اگر هم نشنوی من دوستت دارم هنوز!در سنگسار قلب من لبخند تو زیباترست…یک جور خاص معنوی من دوستت دارم هنوز!خوشبخت باشی عمر من در پنت هاس برج عشق!!!در ایستگاه مولوی من دوستت دارم ه
قورباغه را ببوس - تریسیهمانطور که ویلیام شکسپیر می zwnj;گوید: ldquo;هیچ چیزی وجود ندارد، تنها فکر است که آن را به وجود می zwnj;آورد. rdquo; شما اینجا، روی این کره خاکی هستید تا کاری خارق zwnj;العاده با زندگیتان انجام دهید، تا خوشحالی و لذت، ارتباطات عالی، سلامتی در سطح خوب، موفقیت کامل و رضایت کامل را تجربه .دریافت فایلدانلود فایل های کمیاب
فرخا از تو دلم ساخته با یاد هنوزخبر از کوی تو می آوردم باد هنوزدر جوانی همه با یاد تو دلخوش بودمپیرم و از تو همان ساخته با یاد هنوزدارم آن حجب جوانی که زبانبند منستلب همه خامشیم دل همه فریاد هنوزفرخ خاطر من خاطره شهر شماستخود غم آبادم و خاطر فرح آباد هنوزدوری از بزم تو عمریست که حرمان منستزدم و میزنم از دست غمت داد هنوزبا منت سایه کم از گلشن آزادی چیستمی برم شکوه ات ای سرو به شمشاد هنوزیاد گلچین معانی و نوید و گلشننوشخواری بود و نعشه معتاد هن
هنوز همونه چشمای خون بارت هنوز همونه بغض آمیخته با لبخندت هنوز همونی هنوز همونی ولی گرگ. دیگه اون نیست ! دیگه گرگ نیست, خاک شده خاک هیچ غبار . تو همونی هنوز برای دل گرگی که هیچ ازش نمونده جز سپند بر سر آتشفشان خاکستر پران روی شعله خاکستری که ذره ذره اش هنوز تو رو فریاد میزنه. پ.ن: انگار سفر سنگ گرگ,سفر رنج گرگ به پایان رسیده.
از افکار کفرآمیز که بگذریم، اصلا بیخیال فقط شرح حال میگم. چشم درد دارم و هنوز قصد استفاده از گوشی دارم. گوش درد دارم و هنوز قصد استفاده از هندزفری دارم. سردرد دارم و هنوز قصد انیمه شونن دیدن دارم. حنجرم می‌سوزه و هنوز قصد تشنگی کشیدن دارم. گرسنگی داره فشار میاره و هنوز قصد نخوردن دارم. کمخوابی و بدخوابی بم فشار آورده و هنوز قصد بیدار موندن دارم. اعصابم بدلایلی داغونه ولی هنوز قصد مقاومت دارم. به خرما نیاز دارم ولی نمیخورم.
سلام مامان هستما، هنوز به یادت هستم .شاید این روزها سبک زندگیم رو عوض کرده باشم اما هنوز هستم .هنوز دلم میخواد بشینم یه گوشه و یه دل خون گریه کنم .هنوز بغض هامو خفه می کنم که یوقت صداشون در نیاد .هنوز وقتی بهت فکر می کنم نفسم بند میاد .هنوز دارم با حسرت زندگی میکنم .هنوزم که هنوزه دلم تو رو می خواد .هنوزم که هنوزِ من دلم داشتن دوباره ی تورو می خواد .دلتنگم مامان، از اون بیشتر سرگردونم :)
تو خدا را بسیار دوست داشتی من تو را. تو وجودت حقیقت بود من اوج توهم خدا هم شاید بود همان دور و بر حالا هنوز در وهمم و تو هنوز عینی ترین واقعیت موجود و دنیایی که هر روز به سوی بی نظمی پیش میرود!! تو هنوز خدا را میپرستی و من در شکی غلیظ نفس نفس میزنم هستم؟! هنوز مینویسم "توهم یک مغز بیمار"
مه من هنوز عشقت دل من فکار داردتو یکی بپرس از این غم که به من چه کار داردنه بلای جان عاشق شب هجرتست تنهاکه وصال هم بلای شب انتظار داردتو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانیکه شراب ناامیدی چقدر خمار داردنه به خود گرفته خسرو پی آهوان ار منکه کمند زلف شیرین هوس شکار داردمژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کنکه هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارددل چون شکسته سازم ز گذشته های شیرینچه ترانه های ه محزون که به یادگار داردغم روزگار گو رو پی کار خود که ما راغم یار ب
عشق یعنی زیرِ نم نم هایِ بارانم هنوزخیسِ شوقت هستم و پر میکشد جانم هنوزرفته ای هرچند از این شهر و دیگر نیستیمن ولی شب پرسه یِ خیسِ خیابانم هنوزبرخلافِ برگِ تقویمی که می گوید بهاربرگریزِ خاطراتِ مهر و آبانم هنوزدست در دستِ خیالت بیخیالِ عابرانپرسه پرسه در هوایت شعر می خوانم هنوزسنگفرشِ خیسِ باران خورده می داند چقدرکوچه گردِ خش خشِ برگِ درختانم هنوزکوچه گردِ برگِ زردِ غرقِ دردِ خاطراتهمصدایِ بغضِ عریانِ زمستانم هنوزآه لیلی! بی تو خیلی خست
عشق یعنی زیرِ نم نم هایِ بارانم هنوز خیسِ شوقت هستم و پر میکشد جانم هنوز رفته ای هرچند از این شهر و دیگر نیستی من ولی شب پرسه یِ خیسِ خیابانم هنوز برخلافِ برگِ تقویمی که می گوید بهار برگریزِ خاطراتِ مهر و آبانم هنوز دست در دستِ خیالت بیخیالِ عابران پرسه پرسه در هوایت شعر می خوانم هنوز سنگفرشِ خیسِ باران خورده می داند چقدر کوچه گردِ خش خشِ برگِ درختانم هنوز کوچه گردِ برگِ زردِ غرقِ دردِ خاطرات همصدایِ بغضِ عریانِ زمستانم هنوز آه لیلی! بی تو خ
آن شب چقدر یخ زده بودم بدون تو یک جنگل ملخ زده بودم بدون تو آن شب که بانگ صاعقه آرام گوش برد آن شب که باد روح تو را روی دوش برد گفتی خدا بخیر کند یا امام طوس گفتم مرا برای خداحافظی ببوس باران لباس های مرا خیس کرده بود مادر دوباره موی تو را گیس کرده بود سالی گذشت و روی خودش را سیاه کرد مردی که هر دوشنبه به ساعت نگاه کرد ای جمعه های ساکت افسرده این منم آه ای دوشنبه های ورق خورده این منم رفتی و باز نامه ی من ناتمام شد چون جاده ها ادامه ی من ناتمام شد ر
درون سینه غمی هست ، یک غم پر سوز دلا بسوز که او را تو دوست داری هنوز نیامدی ، دل من در غمت شده حیران امید در دل زارم زیاد هست هنوز امید واهی این دل چه میکند با من میان ماندن و رفتن مرددیم هنوز میان عقل و دلم جنگ نا برابر هست دلم شکست می دهد این عقل ناقصم را هنوزکست میخورد این عقل ناقصم هر روز)
خزان جاودانی مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها که وصال هم بلای شب انتظار دارد تو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانی که شراب ناامیدی چقدر خمار دارد نه به خود گرفته خسرو پی آهوان ار من که کمند زلف شیرین هوس شکار دارد مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن که هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارد دل چون شکسته سازم ز گذشته های شیرین چه ترانه های محزون که به یادگار دارد غم روزگار گو رو پی کار خ
انجمن ادبی اسدالله خان #غزل (روضه) : ــثبتــ(دُمبه) شـاهد مــرگ ِ بزرگ عمامه دارانــم هنوز شعرخوانِ روضهء این روضه خوانانم هنوز نیستم دربندِ امیالِ کـــذائی با خرد زلف افشــان مایل ذوق جوانانم هنوز از ازل ایل وُ تبارم جمله عاشق بودنده اند عاشقِ دلبسته ء ایــل وُ تبارانم ،هنوز از گرایش های دینی پاک غارت گشته ام چون به دیدار تو افتم شاد خندانم هنوز از امامِ دُمبگان با خند هــایت پُر شــدم ریش جنبان درقفس حیران وُ شادانم ، هنوز انجمن ادبی اسدا
پاییزترین فصل سال، فصل بی‌توست هنوز برگها روی درختان می‌رقصند هنوز گرمای خورشید لطافت دارد هنوز برف زمستان، نه برای سرماست که برای لذتِ ساختنِ آدم‌برفی‌ست اما تو نیستی!! و بی تو خورشید می‌سوزاند سرمای برف، استخوانم را می‌ترکاند بهار بی‌طراوت می‌آید و همچنان پاییز است و خزان است و برگریزان دلگیر سوسن_شیخ_محبوبی
تنهاترین غریبی و تنها هنوز همداری شکوه عشق تمنا هنوز همدرموج های سرخ غزل از گلوی توخون می وزد درمغرب غوغا هنوز هماین لاله های سرخ که بعداز غروب عشقدارند عالمی لب دریا هنوز همبرصفحه های روشن تاریخ می چکنددروصف ربنای تو حتی هنوز همدنیا به نام نامی تو غرق ماتم استای نام تو غریب به دنیا هنوز همگشتی غریب شهر خود ای کشتی نجاتای پاشاه عالم بالا هنوز همخورشید درنگاه علی اصغرت شکستهفتادو دوستاره زیبا هنوز همساغی بیا که تشنه دستان تو شدهاهل حرم وزی
۩ ۩ ۩ ۩☫ گفته بودی از (طریقت ) بی گمان داری سراغ ☫ ۩ ۩ ۩ عاقبت تا آخرش گفتم به کفرانم هنوز من ز اُوج چشم تو در فکر طغیانم هنوز گفته بودم در دو چشمت غرق شد دیوانه ای؟ من ز چشمت اندک اندک رو به عصیانم هنوز گفته بودم: نازنـین بـاور کنی یـا بُـگذری من از این لبخند تو در وضع بحرانم هنوز ترک آئین ماحصل چشمان وُ لب شد نازنین در خُمــاری دیده ات پیــوند ایـمانم هنوز آن تب گَرمــای تو هر روز من را میکشد من ز اُوج افتاده ام دربند هذیانم هنوز گفته بودی از( طر
برای کسی که شاید سالی یک کتاب بخواند و اکثر مطالعه‌اش محدود به پست‌های چندخطی در شبکه‌های اجتماعی می‌شود، احتمالاً مطالعۀ کتاب با درد و شاید خون‌ریزی همراه باشد! به همین خاطر تصمیم گرفتم چهار کتاب که راحت خوانده می‌شوند و خواندنشان هم جذاب است معرفی کنم. رمان روی ماه خداوند را ببوس اثر مصطفی مستور این رمان مانند دیگر کتاب‌های مستور در حال‌وهوایی فلسفی نوشته شده است اما بسیار روان خوانده می‌شود و به‌دور از پیچیدگی است.
دخترک قالی می بافت
هر رجی را که می بافت به آواز بلندی می خواند
) غزلی رویایی از عشق ! (
دخترک نخهای گره خورده را, شانه می زد
هر رج, از رج دیگر . زیباتر
من از او پرسیدم :
شاهزاده رویاهایت در خواب است
آخر عشق کجاست ای جانم ؟
گفت : عشق .
قدرتمند ترین نیروی جهان است !
که نمیفهمم, انگشتانم تاول زده است
کمرم درد دارد و پاهایم بی حس است
نان شب, شام است و امیدم بافتن این قالیست !
تا که شاید زیر پایی افتد ,
خانه ای را از بوی عشقی که من
به تک تک گلهایش بخش
به خاک من گذری کن چو گل گریبان چاککه من چو لاله به داغ تو خفته ام در خاکچو لاله در چمن آمد به پرچمی خونینشهید عشق چرا خود کفن نسازد چاکسری به خاک فرو برده ام به داغ جگربدان امید که آلاله بردمم از خاکچو خط به خون شبابت نوشت چین جبینچو پیریت به سرآرند حاکمی سفاکبگیر چنگی و راهم بزن به ماهوریکه ساز من همه راه عراق میزد و راکبه ساقیان طرب گو که خواجه فرمایداگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاکببوس دفتر شعری که دلنشین یابیکه آن دل از پی بوسیدن تو بود هل
از آقای مصطفی مستور قبلا کتابی که مجموعه ای از چند داستان کوتاه بود (اسمش هم خاطرم نیست!) خوانده بودم و چندان جذبش نشدم .از دیروز کتاب " روی ماه خداوند را ببوس" به قلم ایشان را شروع کردم. بسیار جذاب بود به نحوی که دیشب به زور برای چند ساعتی کنار گذاشتمش و در جشن تولدم شرکت کردم! موضوع بسیار جالب، حرفهای بسیار تامل برانگیز، داستان پر کشش و مطرح کردن سوالات اساسی که جوابهای بسیار غریب و خوبی به انها داده میشود.
در این کشاکش رنگین کسی چه می داند که سنگ عزلت من در کدام نقطه‌ فصل است هنوز جنگل ، ابعاد بی شمار خودش را نمی شناسد هنوز برگ سوار حرف اول باد است هنوز انسان چیزی به آب می گوید و در ضمیر چمن جوی یک مجادله جاری است و در مدار درخت طنین بال کبوتر حضور مبهم رفتار آدمی زاد است سهراب سپهری
خرمشهر داستانی قدیمی اما زنده است؛ درد دارد اما ایستاده؛ هر محله، کوچه و خانه‌اش، داستانی دارد. برای تک تک آدم‌هایش می‌توان داستانی جداگانه نوشت؛ از زندگی دیروز، زخم‌های امروز و آرزوهای فردا. خرمشهر داغ دید؛ داغ خرمی‌اش را، داغ نخل‌هایش را و داغ فرزندانش را. چهل سال است که خرمشهر داغدار است؛ داغدار روزهای از دست رفته. صدای خرمشهر داغ خورد. برایش جشن بازسازی گرفتند اما دیگر شهر نشد. با این حال هنوز زنده است، هنوز نفس می کشد و هن
هنوز خودمو یه دختر پرجنب و جوش و کم سن میدونم هنوز خودمو قوی و باحال و کول میدونم این روزها مثل همیشه عاشق این روزهام ترکیب رنگ سبز و زرد که رنگ غالبش سبزه???? هنوز تو ذهنم سوال میاد هنوز کامل اوکی نشدم اما بهترم هیجان رفتن ب خونه ی جدیدو دارم درسته ب ارزوهام نرسیدم یا بهتر بگم شاید هنوز نرسیدم اما ذوق خونه ی جدید منو شاد میکنه!اینکه دیگه از هر نظر راحتیم اینکه دیگه داداش با ما نیس!!! خب خیلی هیجان داره حتی پیلوت بزرگ خونمون!ک قرار گاهی توش ورزش
به نام خدا سی سالگی هم چیز جالبی شده. چندوقت است وقتی می خواهم در مسائل سخت، مثل ابراز دلخوری به مردم، به فرار و بهانه آوردن و غرغر پشت سر پناه ببرم، یکی توی سرم توبیخ گرانه می گوید تو سی سالت شده نازنین! هنوز میخوای کاراتو بقیه انجام بدن؟ هنوز مثل ضعیفا به جای اینکه به طرف بگی پشت سرش میگی؟ هنوز به جای اینکه قاطع بگی نه، دنبال بهانه میگردی؟ بعد یکدفعه احساس میکنم به تنهایی قدرت همه کار را دارم. فقط چون سی سالم شده و توی سالگی دیگر هیچ راهی برای
 ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارسبوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفسمنزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلامپرصدای ساربانان بینی و بانگ جرسمحمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دارکز فراقت سوختم ای مهربان فریاد رسمن که قول ناصحان را خواندمی قول ربابگوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بسعشرت شبگیر کن می نوش کاندر راه عشقشبروان را آشنایی‌هاست با میر عسسعشقبازی کار بازی نیست ای دل سر بباززان که گوی عشق نتوان زد به چوگان هوسدل به رغبت می‌سپارد جان به
به نام خدا تا قیامت ز قیام تو قیامت برپاست از قیام تو، پیام تو، عیان است هنوز همه ماه است محرم، همه جا کرب و بلاست درجهان، موج جهاد تو روان است هنوز باغ خشکیده دین را تو ز خون دادی آب نه عجب گر که شکوفا و جوان است هنوز بهجتی (شفق)
یک مقام ارشد سازمان بهداشت جهانی گفت: هنوز ویروس در سراسر جهان وجود دارد که این باعث نگرانی می شوند و این سازمان هنوز نگران افزایش موارد ابتلا به کرونا در سراسر جهان است چزا که هنوز موارد بسیار زیادی در روسیه ، آفریقا ، قاره آمریکا و برخی از کشورهای آسیای جنوبی و چند کشور اروپایی گزارش می شود و ما نگران این مناطق هستیم.یکم بیشتر بمون
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی