محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

حال ناخوشی که باعث نوشتن من میشه .

درد دهی یا که دوا هر دو بُوَد از تو روا گاه بدرد تو خوشم گاه دوا می طلبم چند روزی ميشه که به دلایل کاری و مشغولیت های شدید ذهنی، نمی تونم چیزی بنویسم، امروز از این موضوع داشتم کلافه می شدم تا اینکه تصمیم گرفتم درباره ی همین موضوع یک مطلب بنویسم، که چرا من مدتی هست نمی تونم بنویسم، چه دلایلی باعث ميشه که من نتونم فکرم رو منسجم کنم و درباره ی موضوع خاصی بنویسم، قبل از شروع هم باید بگم من وقتی شروع به نوشتن می کنم دیگه بر نمی گردم ببینم چی نوشتم فق
وقتی بعد مدت ها میای سراغ وبلاگ خودت و کلا ادرسش رو فراموش کردی و ادرس رو از لینک وبلاگت توی وبلاگ دوستات بر میداری در ادامه پست قبل باید بگم جوجه های عزیزم (میتو و گندم طلا) رو فروختیم، خیلی خیلی سخت بود :( فقط موند تیتو و برفی . تیتو همچنان به برفی محل نمیذاشت و برفی همه ش تنها بود . میدونستم که نمی تونم برفی رو هم نگه دارم . وقتی همکارم ازم خواست برفی رو بهش بدم شاید با عروس هلندی اون که اسمش سانی ه دوست بشه استقبال کردم، اینجوری حداقل خیالم
یک دغدغه این روزها اینه که، با اینکه نوشتن رو دوست دارم، با اینکه بهش نیاز دارم و با اینکه برای اینکار برنامه جدی دارم و لازم هست که هر روز انجام بدم و بنویسم، مدام به عقب می اندازم. چرا؟  - موس خراب اذیت می کنه و تایپ کردن رو حتی سخت کرده- ویراشگر ناسازگار و ناکارآمد بلاگفا. اول اینطوری نبود. فونت و سایز ناجور پست قبل حاصل کار ایشونه.- موضوعی برای نوشتن نیست- موضوع هست. قابل نوشتن در وبلاگ نیست- کارهای مهم تر و اولویت بالاتر، قبل از نوشتن ایستا
دیدی.حتی نوشتن هم دل و دماغ میخواهد.نداشته باشی حتی حرف زدنت هم نمی آید چه رسد به نوشتن.نوشتن هم هنر است.بد تخلیه میکند دل بی صاحب راهمچین کیفورت میکند حال چه از شادی چه از غم.اما دل و دماغش مهم است.نباشد سراپا آتشی. مثل مار به دور خود میپیچی و باز میشوی اما به قاعده نیستی. .این روزها نیز بگذرد.
دوستی در کمال محبت، در شبکه اجتماعی تلگرام، اظهار لطف نموده و دعای "قلمتان هميشه سبز باشد" را پیشکش و بدرقه راه نگارنده نموده اند. انصافا، این دعا حسابی به دل نشست و باعث شد "بعضی ها می پسندند" دلگرمم کند تا کمافی السابق، نه بهتر و بیشتر، به نوشتن ادامه دهم. قطعا، کسی از بیشتر و بهتر نوشتن بدش نمی آید، زیرا این امر تعداد مخاطبین را فزونی داده و در ضمن، باعث خواهد شد که برخی از افراد دارای سلیقه خاص، که هر نوشته ای را نمی پسندند، به خیل!؟ خوانندگ
حال نوشتن نیست مرا
بغض کهنه را خفته نتوان کرد
دل هوای دیگر دارد
سودایی به سر دارد
گم شدیم تو روزمرگی ها. باید دل را دریابیم
واقعا به کجا چنین شتابان
 
--------------------------------------------------
پ.ن : خوندن مطالب قدیمی توسط یه تازه وارد برام کلی جالب بود. شاید باعث بشه که دستم به نوشتن بره و داستان نیمه تمام سین و میم رو ادامه بدم.
 
میخوای برای یه آزمون سریع مرور كنی ولی هیچ خلاصه ای از مبحثی که خوندی نداری؟
 
خب میخوایم در مورد خلاصه نویسی دروس حرف بزنیم!
 
۱-موقعی كه داری یه مبحث رو برای بار اول میخونی و باهاش آشنا میشی حتما سعی كن زیر كلمه های كلیدی خط بكشی و کنارشون یه علامت بزنی ????
 
۲-وقتی یه قسمتی رو خوندی و تموم شد برگرد و تیتر هارو به همراه اون كلمه های كلیدی برای خودت بنویس.
 
۳-سعی كن موقع خلاصه نویسی تا حد امكان جدول یا نمودار بكشی كه این کار مرور كرد
آموزش برخی از ترفند های ورد(نوشتن کسر،نوشتن واترمارک و.)
برنامه ورد یک برنامه بسیار کاربردی برای نوشتن مقالات و کتاب است که بسیار قدرتمند هم میباشد،در این .خاطره دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
دلم واسه نوشتن تنگ شده بود. این مدت اصلا وقت نمیکردم بیام و به تنها جایی که تنهاییام توش پر میکنم و مینویسم سر بزنم.یه مدت سرم گرم چند تا کار دکوراسیون گرم بود و میتونم بگم تجربه های جالبی رو با چند نفر دیگه داشتم. باعث شد یه کم از لاک تنهاییم بیام بیرون و یه کم حالم و روحیم عوض بشه . یکی از این سفارشا کار دکور و چیدمان یه خونه عروس و دوماد از سمت کامرانیه بود که خیلی لوازم شیکی هم خریده بودن. دونه دونه چیدمانشاون که انجام میدادم دلم میخواست با خو
سلام
وقت دوستان بخیر
بنده به دلیل کسالت مدتها از نوشتن در وبلاگ واینترنت اجبارا به دوربودم
با این حال به نوشتن ادامه دادم فعلا حالم بهترشده وخدارا شکر قصد دارم نوشتن در وبلاگ را همچنان ادامه بدهم.
ممنونم از تمام دوستانی که فراموشم نکردند وپیام دادند وبرایم دعا کردند.
دوستدار همگی شما-محمد
سلام به خودم وبلاگمتصمیم گرفتم از این به بعد مطالبم رو به جای نوشتن در دفتر خاطرات اینجا بنویسممن از روزی که سوم دبیرستان بودم و پدرم نزاشت برم امتحان دانشگاه ازاد شرکت کنم شروع کردم به نوشتن و تا حالا جلدهای زیادی از خاطرات روزانه ام نوشتمنوشتن برام ارام بخشهفکرامو منظم میکنه و برای اینده برنامه ریزی میکنم 
یعنی اتفاقی هست که من بعد از نوشتن خوابم و آوردن اسمش ، برای چک کردن وبگذر و باز میکنم میبینم یه نفر رفته دقیقا روی این پست این حجم اتفاقی ميشه ؟ با حامدم نامزد بودیم خبر نداشت اونشب برام شبب یلدا آورده بودن بعد از عرسی فرشید و اون شاهکارش مگه ؟ یادم نیست نگرانی ! استوری ها ! کردستان و منزل و عکس ! نه امکان نداره تموم شده + نکنه تموم این نوشتن ها اشتباهه ؟ زندگیم + آروم جونم زنگ میزنه
سیستم شبکه های اجتماعی مثل بلاگفا. سیستم دریافت جایزه هست. سیستمی که شما رو به مرور معتاد خودش میکنه. داستان از چه قرار هست. شما مینویسی و جایزه نوشتنت چی هست ؟ دریافت نظر مغز شما این نظر رو به عنوان جایزه میدونه. با ترشح دوپامین باعث حس سرخوشی در شما ميشه. این چرخه نوشتن و دریافت جایزه اونقدر در شما تکرار ميشه که وقتایی هم که چیزی نمی نویسید فکر میکنید شاید کسی اومده برای شما نظر گذاشته. اینقدر این سیستم پیشرفت میکنه که اگر روزی نظر دریافت نکن
كرم دور چشم والنسى حاوى خاویار و Q10 و كلاژن هست. باعث رفع تیرگى و چین و چروك اطراف چشم تون ميشه. بدلیل داشتن كلاژن باعث سفتى پوستتون ميشه. Q10 باعث دفع رادی.خرچنگ دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
پرسش :سلام. من مجرد هستم و به پزشك مراجعه كردم برای تشخیص نوع پرده بكارتمگفت كه ازنوع حلقوى ساده هست.میخواستم بدونم از نوعى هست كه هنگام داشتن رابطه پاره ميشه و باعث خونریزی ميشه؟ممنون میشم جواب بدید
روابط جنسی سالم و شرعی±وبلاگ
این آخرین پستم توی این وبلاگه و من مهاجرت میکنم به یه وب دیگهدلم برای اینجا و نوشتن اینجا تنگ مشهاما خب قصد دارم برای نوشتن یه مرام متفاوتو در پیش بگیرم  مثل نوشتن صرفا در باب اهدافم و نمتونم این وبو بزنم از نو بسازمفقط چند تا نکته:1. کسایی که آدرس بخوان آدرس جدیدمو بهشون میدم2. گاهی سر میزنم و برای 23 سالگیم می نویسم3. دارم بزرگ میشم4. من همچنان امپراتورم
جمعه سیصد و نود و نهم، چند دقیقه ای است که آغاز شده است. برخلاف هميشه که نوشتن را موکول به پایان جمعه می‌کردم، اینبار انگار حال ِجمعه‌ام چند روزی است که بر قرار است و بی تابم که کاش زودتر برسد وقت عرض حال. چه بسا این جمعه نوشتن، مرهم تجویزی طبیبی است که می‌داند بیمارش، هر هفته در این روز چنان در قبض و بند است که اگر ننویسد به دق خواهد افتاد. مولای من سلام سی و دو ساله بودم که نوشتن آغاز شد، حالا هفته های نخستین چهل سالگی‌ام.
چند وقت هست که می خواهم شروع کنم به نوشتن دوباره در اینجا. نوشتن درباره چیزهای به ظاهر بی اهمیت که وقتی برمی گردی و می خوانی، گذشته گم شده ات را باز می یابی. یادت می آید که که بودی و چطور فکر می کردی. انگار هرچه بیشتر می نویسی بیشتر زندگی کرده ای. نوشتن در اینجا از آن جهت می تواند خوب باشد که مثل اینستاگرام نیست. فضایی است که مخاطب چندانی ندارد که تو را بشناسند و از سوی دیگر آنقدرها هم احساس بی مخاطب بودن نمی کنی که مهار جمله ها را رها کنی و متن اس
#ز_منجنیق_فلک_سنگ_فتنه_میبارد درین روزهای برزخی هرچه بیشتر بر ذهن پریشان خویش فشار می آورم که چیزی بنویسم،کمتر عایدم می شود ،بر دو راهی نوشتن و س مانده ام. دوگانگی دل و دِماغ حیران مےکند آدمی را. دلم نوشتن می خواهد اما ذهن یاری نمی کند. کلمات و واژه هاے فراّر چونان قاصدک در پاییز حیرانے ذهن من سرگردان و هراسانند. برای چون منی که به نوشتن و گفتن خویگر گشته ام این سکوت و س آزارگر است . هرگاه که اضطراب میآید ذهن من دچار سکوتی دردناک مےشود.
روزی که از بلاگفا برم عید منه. ولی احتمال رفتن علیرضا شیرازی از رفتن من بیشتره. طوری به این کلبه احزان وابسته شدم که حتی وقتی از یه وب سیر میشم حذفش نمیکنم. + اینجا با همه ی غم انگیز بودن فضاش کمک خیلی بزرگی بم میکنه؛ عصبانیتمو با نوشتن به غم تبدیل میکنم. عصبانی که نشم هرچقدر خودمو اذیت کنم بقیه رو اذیت نمیکنم. بقیه رو اذیت نکنم فشار مردم آزاری از روم برداشته ميشه. ولی با ناله نوشتن شماهایی که میاید اینجا رو میخونید اذیت میکنم :/
   امروز 97/12/12 یا به عبارت دیگر، 3/3/2019  است. دوازده، عدد مورد علاقه من است و دوست دارم امروز رو به پایان را یک روز ویژه ای بدانم. چه روزی؟ روز شروع به هر روز نوشتن. روز آغاز زیاد نوشتن و تمرین نوشتن کردن. این ایده از همان دغدغه یادداشت قبلی و از اینجا آمد.  احتمالا این صفحه شخصی من، هر روز، به‌روز خواهد شد. امیدوارم اینبار سر حرفم بمانم!  و  بنابراین اینجا یادداشت‌هایی خواهم داشت که شاید خوب نباشند. کامل نباشند. آنها فقط تمرین و مشق نوشتن هست
چطور موخوره سر خود را درمان كنیم
كمتر خانومی پیدا ميشه كه موهای بلند داشته باشه و موخوره رو تجربه نكرده باشه. موخوره به یك یا چند شاخه شدن انتهای موها گفته ميشه كه اگه بهش رسیدگی نشه پیشرفت میكنه و نه تنها باعث ضعیف شدن موها ميشه بلكه باعث كوتاه و بلندی انتهای مو و ایجاد ظاهری ناخوشایند در موها ميشه.
 
به همین دلیل در این مطلب در مورد موخوره و انواع روش های پیشگیری از اون و مراقبت از موها صحبت میكنیم و نكاتی رو برای درمان موخوره و خلاصی از ا
ميشه خودموپیداكنم؟برای خودم زندگی كنم؟قلبموازسنگ هایی كه انداختن توش خالی كنمخودموغرق كنم توابی كه پاكم كنه ازاشتباهاتم.اشكام تموم شه.دلم تنگ چیزی بشه كه ارزششوداره.ارزش داشتن مهمه .هیچوقت نزاریدكسی یاكسانی باعث بشن ارزشتون كم بشه.ميشه انقدفراموشی بگیرم كه رنگ جیغ بپوشم عطربزنم لاكاموبادخترم ست كنم تمام حیاطوباهاش بدوم ازته دل بخندم اسمونونگاه كنم ودخترموبغل كنم بالاسرم بلندبگم فقط تو تواسمون زندگی منی خندشوببوسم بغلش كنم بوش كن
بعضی تکنیکهای پست مدرن در روانشناسی مانند ایین های باستانی و به گونه ای سحر آمیز هستند، ولی جالب است که اغلب خیلی خوب کار می کنند. یکی از این تکنیکها که برای بخشیدن کمک کننده است، تکنیک "بنویس، بخوان، بسوزان" است که برای حل مسائل تعاملی می تواند کمک کند. 
در این تکنیک فردی که بیشترین مساله را با او دارید و او را نبخشیده اید در نظر بگیرید. آنگاه یک قلم و کاغذ بردارید و شروع به نوشتن نامه به او نمایید. در این نامه همه مسائلی که بین شما پیش آمده
در نامه هایی که برای فوت عزیزان داده میشود در پایین برگ به جای معرفی فرزندان و نوشتن نام آنها نوشته میشود خانواده های داعدار فرزندان مرحوم یا مرحومه و سایر وابستگان متاسفانه در بر خی موارد نوشتن اسم و فامیل به علت جا ماندن بر خی افراد صله رحم چند صد ساله را تحت تاثیر قرار داده و باعث از هم گسیختگی خانواده و فامیل میشود بهتر است این شیوه مثل بسیاری از مناطق کشور اصلاج شود و در پائین صفحه همین چمله لحاظ گرد خانواده های داغدار فرزندان مرحوم یا م
سلام توی این چند وقت که فرصت نکردم بنویسم اتفاق های مختلفی افتادهمی خواستم از دلیل نوشتنم بگماول از اینکه به نظرم نوشتن میتونست بهم کمک کنه تا فراموش نکنم نویسندگی رو نه اینکه متن متن ادبی باشه یا ارزش خواصی داشته باشه ولی برای منی که همش در حال کار های غیر نگارشی و ذهنی و کامپیوتری هستم نوشتن منو توی نگارش قوی تر میکرد و باعث میشد قوه ی تخیل و تحلیل ام به همراه بخش ادبیاتی مغزم به کار بیفتهالبته بگم یکی از دلایل ای که مینوشتم گاهی این بود که
در این مطلب از آرگا تصمیم داریم، نحوه صحیح نوشتن آدرس به انگلیسی را در اختیار شما عزیزان قرار دهیم. لازم است بدانید، که نوشتن آدرس در زبان انگلیسی دقیقا برخلاف آدرس نویسی در زبان فارسی می باشد.
The post نحوه نوشتن آدرس به انگلیسی و نکاتی که باید بدانید appeared first on آرگا.
خرید آموزش بیسیک فور اندروید دانلود فیلم کلیپ آموزشی
تا اراده به نوشتن می کنم آن منِ جدیِ مغرورِ پرطُمطُراق، از عمیق ترین و مخفی ترین قسمت های وجودم بیرون می آید و غافلگیر می شوم! کنار می ایستم و او می نویسد و من میخوانم. انگار آن بخشِ شوخ و طناز و بی خیال و بازیگوشِ وجودم از نوشتن بیزار است!
تا اراده به نوشتن می کنم آنْ منِ جدیِ مغرورِ پرطُمطُراق، از عمیق ترین و مخفی ترین قسمت های وجودم بیرون می آید و غافلگیر می شوم! کنار می ایستم و او می نویسد و من میخوانم. انگار آن بخشِ شوخ و طناز و بی خیال و بازیگوشِ وجودم از نوشتن بیزار است!
سلام به شما
این روزها  متاسفانه بعضی از مردم  به سمت سحر و جادو و طلسمات و دعانویسی جادوگردی ساحری ومیرن  و نمیدونم چه بلایی سرخودمون اوردیم که بخاطر نمیدونم چیه حسادته کینه توزی تنفر احساس سرخوردگی درونی مشکلات روحی روان پریشی نامردی بی معرفتی یا هرچی هست اقدام به نوشتنوسحرو جادو برای  دیگران  میکنن و یا خیلیا گیر ها و شیادها میفتن و چون اونا بلد نیستن ( البته در این مورد چند مقاله جامع که واقعا با خوندنش تحول عظیم
هر از چندی نوشتن را رها می‌کنم
به انگشتانم خیره می‌شوم
می‌گفتی ن زیبا آزارت می‌دهند
و هر انگشت من زنی زیباست
که آرامت می‌کند
به هر انگشتم که نگاه می‌کنم
یاد زنی زیبا می‌افتم
که از دستش گریزی نداری
می‌خندم
و نوشتن داستان تو را از سر می‌گیرم
تاجرچت
سلام این چند روز خیلی حالم خوبه نفس راحت کشیدم یک نفس از ته دل. فکر نمیکردم اینجوری بشه ولی خداروشکر بالاخره تونستم قید ی چیزای رو بزنم سخت بود اما شد در ضمن قرار بود فعلا یک مدت بلند پستی نزارم اما حال خوب این روزا باعث شد دوباره بنویسم نوشتن رو در کل دوس دارم گاهی باید برای آینده سرنوشت ی چیزای رو تعطیل کرد زندگی جدید در حال بررسی و راه اندازی. خوشحالم که خدا بازم هوام رو داشت و باعث شد زودتر.
.
سلام.راستش چند روزیه تصمیم گرفته بودم که باز وبلاگ بزنم و بنویسم و بنویسم و بنویسمنوشتن یجور تسکین واسه دردهایی که شاید حتی درمانشونم نمیدونیم.اما بانوشتن ميشه اروم شد وارامشی بدون منت دریافت کرد.میدونم با وجود اینستاگرام و تلگرام وبرنامه هایی که جدیدا اومدن شاید تعدادمعدودی وبلاگ گردی کنند اما بنظرم همین تعداد کم نشون تنهایی یا بی کسی نیس.پس قضاوت نکنیم.منم نه از روی تنهایی و نه از روی بیکسی دوباره رو به وبلاگ نیوردم.دلیل خاصی
نیمه پر لیوان . . .
یادش بخیر انگار همین دیروز بود که تصمیم گرفتم شروع به نوشتن هفتگی مطلب توی بلاگم کنم، تقریبا 6 سال پیش با یه برنامه نا مشخص،یه دوست خوب که خودشم وبلاگ داشت و بعد دیگه اینقد شل کن و سفت کن کرد که دیگه اثری از وبلاگش نموند بنظرم کار جالبی بود مخصوصا که اون موقع ها اینستاگرام هم وارد عرصه نشده بود، البته من کار وبلاگ نویسی رو با کپی کردن شروع کردم، بعد آروم آروم جرأت کردم و خاطراتم را نوشتم، یه مدت که گذشت یه سری چرند و پرند هم نو
بعضی كارا شدنیه اما یه نشدن ِ مخفی تو دلش هست.  مثلا ميشه لبات بخنده اما واقعا خندت نیاد.ميشه كارای روزمرتو انجام بدی اما واقعا حسّ ِ شو نداشته باشی.ميشه پر از احساس باشی اما دلت بخواد یك ساعت مثه مرده بیفتی رو تختت.ميشه غذای خوشمزه درست كنی اما خودت حتی دلت نخواد بهش لب بزنی.ميشه خونه رو تر تمیز كنی واسه قدمهای مهمون هات اما حوصله پذیرایی نداشته باشی.ميشه عاقلانه یه كاریو شروع كرده باشی اما الان بعد چندسال ازش پشیمون باشی.ميشه یه آد
 كاش میتونستم زن بودنم رو حس كنم احساس میكنم یه موجود الكى هستم كه نه مرده  نه آزادهنه آنچه كه دوست داره شده نه زن مردى هست نه مادر بچه اى نه حقوق شایسته اى داره نه كسى بارى از رو دوشش كم كرده نه ميشه عشقش رو بروز بده به راحتى رها ميشهبه راحتى نادیده گرفته ميشه به راحتى قضاوت ميشه ظرافت ها و لوندى هاش غریبه یه گوشه ى این دنیا حبسه تك و تنهاست . دوستى نداره به خاطر بدجنسى ها و حسادت هاى نه ! روز به روز روحش داره بیشتر شكسته ميشه یه رو
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی