محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

خدایا هرانچه خیرته رقم بزن برامون

کی میدونه بهترین خیر چیه ؟ جز خداوند الهی بهترین خیر نصیبتون امروز ی نکنه خوندم از روانشناسی میگفت همیشه همسرتون، خانوادتون، عزیزتون، جلو جمع تاییدش کنید حتی اگه اشتباه میکنه بعد تو خلوت اشتباهش بگین راست میگفت نه؟ اولین ماهگردم مبارک.
ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید، اگه تو خونه باشیم دستگاه رو خاموش میکنیم ، اگه توسینما باشیم سالن رو ترک میکنیم ، ما تو زندگی مون هچ وقت کسانی که زحمت اصلی رو برامون کشیدن نمیبینیم ما فقط دوستت داریم کسایی رو ببینیم که برامون نقش بازی میکنن!!!
راز چیست !؟
راز قانون جذب است ( جذب خواست هایتان به سوی خود)
طبق قانون جذب‌، نظم جهان مشخص شده است ،از جمله هرانچه که وارو زندگیتان میشود و هرانچه که دارید چه خوب چه بد و هر انچه که تجربه میکنید میباشد.
درواقع این کار از طریق قدرت مغناطیسی ذهن شما انجام میشود !
 
خلاصه قانون جذب این است که شما به هرانچه که فکر میکنید و به هرانچه که ایمان داشته باشید بدست میاورید .
در فضای ازمایشگاهی علم برش تایید کرده است که هرفکری که شما میکنید از نوعی ان
راز چیست !؟
راز قانون جذب است ( جذب خواست هایتان به سوی خود)
طبق قانون جذب‌، نظم جهان مشخص شده است ،از جمله هرانچه که وارو زندگیتان میشود و هرانچه که دارید چه خوب چه بد و هر انچه که تجربه میکنید میباشد.
درواقع این کار از طریق قدرت مغناطیسی ذهن شما انجام میشود !
 
خلاصه قانون جذب این است که شما به هرانچه که فکر میکنید و به هرانچه که ایمان داشته باشید بدست میاورید .
در فضای ازمایشگاهی علم برش تایید کرده است که هرفکری که شما میکنید از نوعی ان
بعضى وقتا كه تنم رنجور میشه جسمم كم میاره یا روحم خسته میشه كم میاره میگم به خودم كه خدا بیشتر از تو بهت اعتماد داره كه از پس آدم بودن بر میاى وگرنه نمى آفریدت خدايا احساس خستگى میكنم ولى خیلى مونده تا ایده آل هام خدايا مگه چاره ساز نیستى گره گشایى كن خدايا آرومم كن خدايا نمیخوام وقتى میبنمت راضى نبینمت خدايا كمك خدايا
در روزهایی که به خاطر کرونا ، تنهایی آدما رو احاطه کرده ؛ اجازه بدیم بزرگتر ها بویژه پدر و مادرمون برامون بیشتر حرف بزنند. نمیگم ما جوون ها قوی تر هستیم اما گزینه های زیادی هست که بتونیم حالِ بهتری داشته باشیم پس بگذاریم بزرگترهامون پدربزرگ و مادربزگ هامون از هر آنچه دوست دارند برامون حرف بزنند. بگذاریم حضورِ دلگرم کنندهء ما رو حس کنند.
ساعت 8 شب روز سه شنبه است . چند دقیقه قبل با ساتگین حرف می زدم .می گفت سه چهار ساعته ما را اوردن یک جایی دارند برامون سخنرانی می کنن . مگه اینا برای ما چه کار کردن که اینهمه برامون حرف دارن . اصلا هم توجهی ندارن که ماها باید استراحت کنیم و به غذامون هم اصلا توجهی ندارن ، فکر می کنن ما هم مثل ادمای معمولی باید یک چیزی بخوریم . من که اصلا بهشون گوش نمی دم ، اینجا با بچه ها سرم گرمه ، مامانم گفته برام غذا و میوه میاره .
تو زندگی همه مون آدمهایی هستن که برامون بیشتر از یه دوست ، فامیل یا عضوی از خانواده ان ، آدمهایی که هروقت کم میاریم و از همه چیز خسته میشیم ، میتونیم بهشون تکیه کنیم و ازشون کمک بخوایم. میتونن حال دلمون رو خوب کنن ، با کارها و حرفهاشون باعث میشن فراموش کنیم علت حال بدمون رو! آدمهایی که اومدن تا دنیا جای راحت تری باشه برامون! انگشت شمارند ولی ارزشمند! همیشه قوی دیدیمشون ، اینقدر قوی بودن که فراموش کردیم اون هام از جنس ما هستند، اون هام میتونن خس
آقا من تصمیم گرفتم اندکی از علمِ خودمو اینجا برای کسایی که منو میخونن در اختیار بذارمُ راجع به اختلالاتِ روانی که توو جامعه بیداد می کنن باهاتون حرف بزنم :) اینا مباحثیه که سر کلاس استادامون به کرات برامون تعریف می کردنُ از کیس های بالینی شون برامون می گفتن یا حالا حاصل تجربه شخصی خودم بوده. دقت کردین یه افرادی هستن خیلی دوست دارن توو معرض دید باشنُ ادا در بیارنُ توجه اطرافیان رو به خودشون جلب کنن؟ منم خیلی دیدم خصوصا توو دوران دانشگاه و این
کاش آدما حرف بزنند  کاش نه خودمون رو محروم میکردیم از حرف زدن و نه طرف مقابلمون رو از شنیدن حرفامون کاش سخت نبود حرف زدن برامون کاش اگه کسی رو دوسش داریم بهش بگیم اگه چیزی داره اذیتمون میکنه بگیماگه کاری سخته انجام دادانش برامون بگیم کاش اونقدر حرفامون رو تلنبار نمیکردیم تو درونمون که مجبور باشیم برای بیانشون از راه هایی استفاده کنیم که طرف مقابلمون برنجه کاش اگه به شوخی هم هست گاهی حرفای دلمون رو به طرف مقابلمون بگیم کاش به جای اینکه
خیلی از چیزایی که داریم یه زمانی جز داشته های محالمون بوده شکرگزاری کردن برای بودن داشتنشون جز وظایفونه صبحا که بیدارمیشم بلند بلند شکرگزاری میکنم حتی برای روزهای عادی زندگیمون هم باید شکرگزار باشیم روزایی که هیچ خبر بدی نیست خیلی معمولی نهار میخوریم خیلی معمولی استراحت میکنیم جز شکرگزاری هامونه خداروشکر که اینجاهست اینجا داریم برای دورهم حرف زدن فارغ از همه فضاهای مجازی که فقط کسالت داره برامون بلاگفا و وبلاگ جز خاطرات خوبمونه که یه ف
دلم را شکستند اما من به تلافی اش هرگز دلی را نخواهم شکست. زیرا نمی خواهم دل بچشد هرانچه دل من چشیدوکشید رویاهایم را درکنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند وسیله ی کسانی بودم که هرگزانها را وسیله قرار ندادم همراه کسانی بودم که همراهم نبودند دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل انها را نداشتم. وسکوووووت بلندترین فریاد است عزیز دلم
چهارشنبه هر روز به امید فردایی بهتریم ولی. خدايا صبرمون بده مطمئنم که برامون بهترین اش رو کنار گذاشتی خدايا دستامونو محکمتر بگیر****+ خوبی؟- نه+ اشکال نداره، یه روزی حالمون خوب میشه بالاخره- یه روزی به چه دردمون میخوره آخه، الان مهمه+ اونکه آره، اما بازم بهتر از هیچیه- نه، وقتی که بهش عادت کرده باشی، همون هیچی بهتر از همه چیه خودش، همون که اون یه روزی دیگه هیچ وقت نیاد کفایته+ مطمئنی؟- نه، فقط الان مطمئنم+ از چی؟- اینکه بذاریم عادت بشه این
خیلی زود گذشت این مدتی که اینجا بودیمباهمه مشکلاتش بهمون خوش گذشت با شماها و باعث شد دوستای جدیدی پیدا کنیم که برامون معنی فاصله فیزیکی از بین رفت خیلیاهم که اومدن و رفتن و ازشون خبر نداریمدرهرصورت اینجا . تو این وب برامون خاطرات خوبی موندیه زمانی ناامید شده بودیم که کسی از وب بازدید نمیکنه و بعدش شدیم جز فن وبای  پربازدید میخواستم بگم ما دیگه وقت نمیکنیم بیایم اینجا و پست بزاریم این سه سالی که پیش رو داریم میشه گفت اینده مون توش رقم میخ
گاهی چه ساده با یک اتفاق همه چیز تغییر میکنه . اینجور مواقع نباید دنبال دلیلها و علتها و تحلیلها بود . باید پذیرفت و آمین گفت . خدا گاهی همینقدر ساده و آروم باهات صحبت میکنه . همینقدر روبرو و صمیمی باید آمین گفت و هرانچه پیشتر بوده رو پشت سر گذاشت و تغییر کرد . باید تغییرِ مسیر داد به همون سمتی که اراده ی خداست . باید آمین گفت . نترسید و حرکت کرد . اگر چه از صفر ، اگر چه به راهی ناشناخته ، اما ایمان یعنی همین .
 امروز به نقل از یکی از شعرای معتبر شنیدم که شعر سپید رو انگلیسی ها برای ضربه زدن به ادبیات ما رواج دادن در ایران!  کلا این انگلیس چرا اینجوریه؟همه کار و زندگیش رو ول کرده پی ما راه افتاده!شعر برامون میگه و قالب شعری جدیدم برامون ابداع میکنه!  
دوره ای زندگی میکنیم که خیلی داریم استرس رو تجربه میکنیم، همه اش صدای زنگ و اس ام اس و پیام هایی که برامون توی واتس اپ و تلگرام و اینستاگرام میاد یه کمی آرامش رو ازمون گرفته و باعث شده که سر در گم شیم و ندونیم که چه اتفاقی داره میافته و زمان هم که همینجور سریع میگذره. و اصن وقتی باقی نمیمونه که بخوایم برای بهتر شدن زندگیمون کاری کنیم.چی میشد اگه اضطراب کمتری رو در طول روز داشتیم؟ چی میشد آگاهانه تر زندگی میکردیم؟ چی میشد که تسلط بیشتری به زندگی
همین الان از موسسه پیشنهاد دادن بلیط قطار مشهد برامون بگیرن یه چن روزی بریم اونم با خانواده :)در حالِ غش کردنممممالبته زنگ زدن گفتن قطارا فروخته شدن حالا ممکنه با اتوبوس بریمکه برا من فرق نداره در هرصورت خوش خوشانمه :))دعا کنین دا
وابستگی مثل اعتیاد میمونه من معتادم به ففر ، به بودنش ، به حس وجودش چقدر دلچسب که هست و من میتونم کنارش نفس بکشم خدايا بخاطر همه چی ممنونم، خدايا دوست دارم هوارتااااااااااااااااا خدايا به خاطر روزهای خوبم ازت ممنونم، خدايا بخاطر خنده هایی که رو لبهامون میزاری ممنونم خدايا کنار ففر جان حال خودم و دلم و لبهام خوبه، خدايا مراقب حال خوبم باش خدايا این حال خوب رو حفظ کن خدايا مثل تمام لحظه هایی که هوای منو داشتی تمام عمر هم هوامو داشته باش که من
هزاران لینک ویدیو های آموزشی وبسایت ها همه و همه ماهیگیری آموزش نمیدن بلکه میان از لذت ماهی خوردن برامون میگن اینا اکثر ای موفق امروزن که تا دیروز شکست خورده ای بیش نبودن پس به حرف و تجویزای دوستان به ظاهر موفق کمی شک کنید بد نیست.
تابستون هم تابستونای قدیم. واقعا تعطیل بودیم. واقعا دغدغه هیچی رو نداشتیم. واقعا واژه "تابستون" برامون معنی میداد. الان ولی تابستون و پاییز و زمستون نداره! تنها فرقش توی روزهای بلندشه. توی گرماشه پوففف تابستونه فصل شادی و خنده :(
سلام عزیزم الهی دورت بگردم منم ازخدا سپاسگزارم بخاطر همه محبت ولطفشخدارو سپاسگزارم بخاطرهمه توجهش.بخاطر همه عشقش وبخاطر همه کارهای که قشنگی که برامون انجام میده.دوسش دارم چون میتونم جیگرموببینم و کنارش به ارامش برسمخداياهزارمرتبه شکرت  
امروز در راستای دیدن عزیزی که قراره بره سربازی، واقعا حرفی برای گفتن نداشتم. بیشتر شنونده بودم و در نهایت، آهنگ never give up سیا که با یه خواننده ی دیگه (که اسمش رو نمیدونم) خوندن رو برامون گذاشتم! خدا رو شکر! یه کم از غصه ی توی چهره ش کم شد و با وجود واکنش خوبی که از خودش نشون داد، (گفت >، لبخند زد و صداشو تا آخر بلند کرد. :)) ) از عملکردم راضی ام واقعا :))
خدا رو شکربه خاطر محبت هایی که بهمون کردهبه خاطر لطف هایی که کردهدمش گرم اینجا هم هوامون رو داشت اگر اون فرد رو نمذاشت جلوی راهمون میخواستیم چیکار کنیمخدا اونو گذاشت جلوی راهمون و همه چی رو برامون درست کرددمت گرم خدا خیلی سالاری به خودت قسم
چهل سال پیش، دانشجوها، از دیوار سفارت بالا رفتند و برای ابرقدرت دنیا، نسخه پیچیدند. حالا چهل سال بعد، درست در سالگرد همان روز، داریم به انتخابات آمریکا نگاه می کنیم که ببینیم برای قیمت مرغ و تخم‌مرغ و پوشک بچه، چه نسخه‌ای برامون می پیچند. همین قدر زیبا. امروز، وقت هیأت دولت، صرف اصلاح امور پوشکی شد.
خدايا به همۀ ما کمک کن. فقط و فقط تویی که به دادمون میرسی. خدايا ازت خواهش میکنم تو مشکلات و سختی های زندگی کمکمون کنی. یا فاطمه زهرا، خواهش میکنم ازتون. خدايا این جسم، امانتیه که به ما دادی. امیدوارم امانت دار خوبی باشیم. خدايا به هرکسی که بخوای آسایش و رفاه و به هرکسی که بخوای سختی و رنج میدی. شاید باید قدردان سختی هات باشم که منو به یادت میندازن و نمیذارن تو رو فراموش کنم. خدايا ما به کمکت نیاز داریم.
خب، گفتم که ما بقدری عجله ای بود کارهامون روز مسابقه که حتی نکردیم یک نگاه بندازیم قطعات از هم جدا شده اند، یا نه. در واقع، از اهداف ما انجام کار بلند مدت بود. یعنی فکرش رو نمی خواستیم بکنیم که این مسابقه، آخرین مسابقه ای هست که باید شرکت کنیم. در واقع به این مسابقه قرار بود به چشم سکوی پرتاب نگاه کنیم.
روز مسابقه، روز خاصی بود برای ما. در اون روز ما دیدیم که همه گروه ها از یک پروانه آماده بخصوص استفاده کرده اند، و مال کسی با دیگری متفاوت نیست. م
احساس میکنم یه تیکه از وجودم درون تو زندگی میکنه. شاید حواسمه شاید افکارم شاید هم قلبم . #دلم میخواد زودتر بهت برسم:(((( خدايااا کمکم کن:((( خدايا خودت به داد من برس :((( خدايا تو کمکم کن که بسازم زندگیمو با سلطان تو بسازی قشنگتر میشه:(( خدايا یه جوری برام‌ بساز که دهن همه بسته بشه:( که کسی نتونه به سلطانم 《تو》بگه. خدايا کمکم کن تا راهو پیدا کنم:( خدايا گم شدم و نمیدونم به چه ریسمونی باید چنگ بزنم:( خدايا کمکم کن خواهش میکنم ازت :(((
 
 
خدايا من تو را دوست دارم
 
به تو اعتماد دارم
 
تنها تو را می پرستم و تنها از تو کمک میطلبم
 
تنها ملجا و پناهم توئی
 
از تو نفس میگیرم
 
و به عدد  تمام سلولهای نباتات و جمادات و جن و انس و کائنات و هر انچه که من به آن آگاهی ندارم و
 
خودت  به آنها احاطه داری  (ما احاط به علمک ) ممنون و سپاسگزار و شاکرم  به آنچه  برای من
 
خواسته ای و آنچه برای من نخواسته ای 
 
. آنچه به من کرامت کرده ای
 
و آنچه که به مصلحت  به من نداده ای 
 
خدايا من هیچ نمیدانم !
 
نیمای عزیز استاد گوشت تلخِ مسلطم خیلی یزیدی :) اینو دارم با اشک هایی ناشی از بدن دردی که تا الان مارو نگه داشتی مینویسم :) از اینکه میدونی هشتاد درصدمون روزای یکشنبه نان استاپ کلاس داریم تا بوق سگ ولی میای تا نه و نیم برامون کلاس تشکیل میدی :)) خیلی یزیدی نیما :)) خعلی :))
میم حجری ۹۲۱ سنگ سخنگو من مطمئنم ایران میتونه یه روزجای قشنگی بشه یه روزی آزادی بیان حرف اولومیزنه دیگه کسی به اسم شاه و رهبر برامون تصمیم نمی گیره دیگه سرنوشتمون به انتخابات یه کشور دیگه بستگی نداره دیگه 70درصدمردممون زیرخط فقرنیستند دیگه فرقی نمیکنه مسلمونی یا آتئیست توام دوستمونی صبرداشته باش!! سگ سخن جو آرزو بر ن عار نیست. من که چشمم نخورد آب از این من»، ما» ها نان مان گرم آب مان سرد مشت مان در جیب است.
یکی از کارای خنده‌ دار و مسخره من و مینا هفده هجده سال پیش تو این موقع از سال؛ جدا از درست کردن اسکموی یخ! تو لیوان مخصوص با چوب بستنی!(بماند که مامان برامون با نوشابه زرد و شکر و آب هم مدل نوشابه ایش رو درست می کرد و با شیر و شکر مدل لبنیش! رو و بماندتر که اون لبنی ها رو فقط خودش و بابا میخوردن :)) ) گذاشتن این زردآلوهای تپل تو کف یخدون بود که آخ آخ تو اوج گرما بعد یه ساعت میرفتیم سراغش ، چیزی شده بود که اصلاً مادر بگرید :)) مینشستیم به خوردن و چنان ذو
سلــــــــــــــــامدیروز تولدم بــــــــــــود،خونه ی پدر شوهرم بود خیلی خوش گذشت.پدر شوهرم تو باغ بود اونجا کــــــار داشت واس همین زنگید تلفنی بهم تبریک گف خیلی دوسش،دارم خداحفظش کنه برامونجاری هامم بودن، برادر شوهرمم بود،ایهانم بود، پسر جاریمه،۱سالشه خیلی دوسش دارم همش میخــــــــوردهمسرم خیلی زحمت کشیده بود، عاشقتم اقایــــــــــــــــی جونمخدايا خودت برام حفظش کن، دنــــــــــــیامهبدرود
سلام مثل بهاره 
              گلو شکوفه داره
بوی قشنگه دوستی
   همراه خود میاره
وقتی سلام می کنیم
   شاپر کا می خندن
بالها شونو برامون
باز می کنن میبندن
گوش بده باز دباره
  پرنده های زیبا 
با چه چه و با جیک جیک
  سلام میدنبه گلها نازنین
حرفای تکراری نزنی واسم هی پشت هم پشت هم بهونه داری واسم
هم تو میدونی هم من میدونم نه تو میتونی بمونی نه من میتونم
با هم بمونیم تنها بمونیم نداره فرقی برامون
وقتی حتی یه ذره حسی نیست توی دلامون
چی شد اون حال و هوامون حیف اون خاطره هامون
این نبود جواب قلب عاشقم دروغ نگو مثل قدیم عاشقم
بسه دیگه چیزی نگو حرفی نزن حرفی نبود نگفته باشیم تو و من
پیش خودم دارم فکر میکنم هردم  چی اشتباهی بوده که دلگیر شدیم از هم
حتی نمیدونم حتی نمیفهمم دلیل این چ
6 روز از دومین ماه پاییز کرونایی گذشت هربار به خودم قول میدم که دیگه از کرونا ننویسم اما گویا شدنینیست این ناممکن:) اصلا مگه میشه فراموشش کرد؟ روزا داره میگذره یه سرنوشت نا معلوم در پیش داریم هیچ حدس خوشایندی از اینده خودم و اطرافیانم نمیتونم بزنم این زندگی شده تکرار مکررات توی این همه دردسر و سردرگمی و کار وکار و کار. باید یه گوشمونم به حرف نتراشیده نخراشیده ی همون مردمی باشه که برامون تره هم خورد نمیکنن
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی