محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

ما مانده‌ایم روز نمی‌آید

منم از قافله کرب و بلا جا مانده کنج این خانه ، خراب و تک و تنها مانده هر طرف چاوشی زائر کویت برپاست این دلم در هوس روی مه ات مانده کاش باز هم گذرم سوی حرم می افتاد از چه رو مقصد من از حرمت جا مانده جام زهر است مرا هر چه که من می نوشم عطش خاطر من در حرمت جا مانده روضه جنت و فردوس بود درگه تو یک قدم تا حرمت ، از قدمت جا مانده یا سید الشهدا دست مرا هم برگیر که دلم در هوس داغ غمت جا مانده می روم در حرم خواهر نیکو سِیَرت باز هم چشم ترم در حرمت جا مانده ترسم
(شب) شب است و بغض غریبی که در گلو مانده ست شب است و دلهره هایی که پیش رو مانده ست شب است و ناله پس از ناله ، می‌کشد فریاد شب است و شعله‌ای از آه ، در گلو مانده ست شب است و عربده ی ظلم ، می‌رسد بر گوش ولی به سینه ‌ی ‌مان ، داغ بازگو مانده ست شب است و ظلمت و بیداد و انجماد سکوت که مرغ شب هم خامش ز های‌و‌هو مانده ست شب است و شب، شبِ شب ماندهٔ نشسته به شب شبی که خسته ز شب های آرزو مانده ست شب است و شب ، که کشد گرده از دمار بشر شبی سیاه ، که بی "قدر" و آبرو
༺࿇????࿇༻ چتـری از بارانِ غم، در دلم وا/مانده است در حضورِ پنجره "مهتاب" تنـها مانده‌است بُغضی از جنسِ حباب یا که از جنسِ غبار، در تکاپویِ سکوت، بی‌صدا جا مانده است نیمه‌شب یک خاطره، یا که شعری معترض نیـمه‌جان از دوری‌اَت، بی‌مهابا مانده است غرقِ بـارانِ سَحَر یا که "مـوجِ" بیم وُ اشک این دلِ سـودا زَده، قعرِ "دریـا" مانده است ناخدایِ "شطِِ" عشـق، در "هـوایِ" بوسه‌اَت بی‌خبــر از قـهرِ تــو! در "تمنّـا" مانده است بـارشِ ابــرِ "طلوع" وُ عطر
آرزومان کربلا بود و نجف جان و سر دادیم در راه هدف چفیه هایمان رنگ و بوی یاس داشت رنگ و بوی بیرق عباس داشت یاد شبهایی که ما بودیم و مین جستجوی مرگ در زیر زمین همدم شبهایمان سجاده بود حمله کردن خط شکستن ساده بود حسرت رفتن در این دل مانده است دست و پایم سخت در گل مانده است عاشقان رفتند و ما جا مانده ایم زیر بار غصه ها وا مانده ایم
برای گفتن من شعر هم به گل مانده نمانده عمری و، نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده صدا، صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا به پیش درد عزیز دلم خجل مانده از دست عزیزان چه بگویم گله‌ای نیست گر هم گله‌ای هست دگر حوصله‌ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه، هر لحظه جز این دستِ مرا مشغـله‌ای نیستدانلود اهنگ و تکست آهنگ
بسم الله النور الان که بعد از چند هفته دست به کیبورد شدم و مینویسم یک روز تا پاییز مانده. یک روز مانده تا نود و نه به نیمه برسد و روزهای گرمش را به آغوش سرد پاییز و زمستان بسپارد. حال که مینویسم مجنونِ دوره گردِ محله مان در کوچه آواز میخواند. هنوز دمنوش های مادر به عمقِ جانم نرسیده و هنوز اثرِ تب و لرز در بدنم مانده.
هی میاین تو خصوصی می پرسین آقای جا مانده نظرت در مورد دنیا و مهراد چیه؟.آقای جا مانده چرا سکوت کردی؟ چرا چیزی نمیگی؟ چرا اصل قضیه رو نمیگی که ما روشن شیم؟ اقای جا مانده ما منتظریم و اینا. خب به نظرم و در نهایت احترام به این هر دو عزیز باید بگم نظر خاصی ندارم جز اینکه ک- عمه ی جفتشون.چه اون پسره اوبیه ک_ن نشور که شلوارشم نمیتونه بکشه بالا و موقع خوندن یه جوری شداش و کلفت میکنه که فقط فشار به تخ-اش میاد.چه اون دختره ی .
بغل نمی‌کنیم و خوبیم، بغل نمی‌شویم و زنده مانده‌ایم، زنده مانده‌ایم بدون بوسه، بدون آغوش، بدون عشق. زنده مانده‌ایم پشت میله‌های سرد یک حصار نامرئی، حصاری به منزله‌ی یک طاعون، طاعونی که مانند یک پیچک زرد، گلوی دنیا را فشرده و دست بر نمی‌دارد. کمتر می‌خندیم، کمتر ذوق می‌کنیم، کمتر خیال می‌بافیم و بیشتر منطقی شده‌ایم. کافه‌ها ترسناک شده‌اند، خیابان‌ها، کوچه‌ها، رابطه‌ها و آدم‌ها؛ ترسناک شده‌اند. پنهان شده‌ایم پشت نقاب ماسک‌ه
گل پونه های وحشیِ دشتِ امیدم، وقتِ سحر شد…●♪♫ خاموشیِ شب رفت و فردایی دگر شد…●♪♫ من مانده ام، تنهای تنها… من مانده ام تنها، میان سیل غم ها…●♪♫ حبیبم…●♪♫ سیل غم ها…●♪♫ گل پونه ها! نا مهربانی آتشم زد، آتشم زد…●♪♫ گل پونه ها! نا مهربانی آتشم زد، آتشم زد…●♪♫ شعر : هما میرافشار گل پونه ها! بی همزبانی، آتشم زد●♪♫ می خواهم اکنون، تا سحرگاه بخوانم… افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم…●♪♫ گل پونه های وحشیِ دشتِ امیدم، وقتِ سحر شد…●
فردا ۲۵ ساله میشوم.چشم باز میکنم میبینم دنیا همان دنیای ۲۴ سالگی است.چیزی فرق نکرده.فقط روزهایی که گذشته و در من رفته.فقط چیزهایی که در من مانده.فقط کسی که نشسته و این جملات را مینویسد. تولد ۲۵ سالگیت مبارک.قبل از اینکه هر کس دیگری تبریک بگوید ؛ چون من قبل از همه مراقبت هستم.دوستت دارَم نو.
شب مانده به جا با خاطره ها آهنگ کلامت، پس مانده ای ازعشقی گذرا ته مانده ی جامت، اشکی که به می آلوده شده خشکیده به جامی، خاکستری از یک نامه که دل بنوشته به نا.شقایق دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
جناب اقای محمد محمدیمتولد 1350معدن قلعه زری بیرجندشغل معدنکاراقای محمدی عزیز که از خوبان این دیار است اشعار نغزی می سرایدمن مسافر بودم اما از سفر جامانده امچون غزال گمشده در کنج صحرا مانده امکشتی عشق دلم از قصه ها پارو شکستچون بط پر خسته اندر موج دریا مانده امبلبلم اما شده ویرانه اکنون جای منروز و شب در حسرت دیدار گل ها مانده امغافله رفته و از او مانده بر جا رد پا یگوشه منزل تک و تنهای تنها مانده اممی کشد دل انتظار کی میرسد از ره بهاردل به این
۩۩۩ ☫ برآستان جانا(هما میر افشار )ایرج بسطامی ۩۩۩ گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد خاموشی شب رفت فردایی دگر شد من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنها میان سیل غمها حبیبم سیل غمها گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد می خواهم اکنون تا سحر گاهان بخوانم افسرد ه ام دیوانه ام آزرده جانم گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد خاموشی شب رفت فردایی دگر شد من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنها میان سیل غمها حبیبم سیل
به دنبال انفجار مین‌های به جا مانده از داعش در حومه شرقی استان حماه سوریه سه کودک کشته و شش تن دیگر زخمی شدند.به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری سانا، یک منبع محلی سوری تاکید کرد: در میان زخمی‌ها، کودکان نیز حضور دارند. وی گفت: دو مین به جا مانده از تجهیزات گروه تروریستی داعش در حومه حماة منفجر شدند.همچنان تعدادی از مناطق سوریه شاهد انفجار مین‌ها و نارنجک‌هایی هستند که گروه تروریستی داعش آن‌ها را به جا گذاشته است و در اثر انفجار آن‌ها چند
نظر رهبر انقلاب درباره ترامپ چند روز مانده تا انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا مقام معظم رهبری در بیاناتی در تاریخ 14 خرداد سال 1398 فرموده‌اند: افول ی آمریکا اگر یک دلیل بیشتر نداشته باشد کافی است و آن دلیل عبارت است از انتخاب فردی با مختصات آقای دونالد ترامپ در آمریکا است. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، در حالی که حدود 10 روز تا انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا باقی مانده، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله ‌ای ویدئویی را از سخنرانی رهب
. در شگفت از این غبار بی سوار خشمگین، ما ناشریفان مانده‌ایم آب‌ها از آسیا افتاده، لیک باز ما با موج و توفان مانده‌ایم هر که آمد بار خود را بست و رفت ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب زآن چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ؟ زین چه حاصل، جز فریب و جز فریب؟ باز می‌گویند: فردای دگر صبر کن تا دیگری پیدا شود کاوه‌ای پیدا نخواهد شد، امید "کاشکی اسکندری پیدا شود" اخوان ثالث% %
یک ماه شد حتی بیشتر از این رفیق چراکه پیشتر از آن هم نمینوشتم از دل وامانده ام از نگرانی هایی که مثل ملخ می افتند توی مزرعه ی جانت، آفت فکر میشوند و تمامی ندارند نه! تمام نمیشوند انگار. برای آینده ی کودکان این سرزمین بی امید مانده، برای پدران و مادرانی که اندوه و شرم به چهره هایشان ماسیده و برای اینهمه کینه و خشم و حسد ِ به جا مانده در دلهای مان، از جنگهای اعصاب و روانی که به راه افتاده.
دبیر انجمن واردکنندگان خودرو با بیان اینکه درحال‌حاضر به طور کلی بیش از ۶۰۰۰ دستگاه خودرو در گمرک‌ها مانده‌اند، اظهار کرد: روند ترخیص خودروهای وارداتی دپو شده در گمرکها مانند قبل بوده و تغییری در روند آن ایجاد نشده است.
گسترش نیوز - مهدی دادفر در گفت‌وگو افزود: درحال‌حاضر برای ۸۰۰ دستگاه گواهی‌نامه گمرکی صادر شده، حدود ۱۷۰۰ دستگاه اظهارنامه گمرکی گرفتند و ۲۲۰۰ دستگاه خودرو قبض انبار دارند. لازم به ذکر است ۲۷۰۰ دستگاه نیز تحت
دل من در تب و تاب تو باران شبم روشن ز مهتاب تو باران عکس موهای تو در سایه خورشید چه نااز میکند مشکل این تنگی دل را چون باز خورشید بهانه دیدن توست ناهید ترانه مریم توست حسرت لب هایت بر لبم مانده نگارم زیبا گرمی دستانت به تنم مانده بهارِ دنیا نگهت جااانم را به تو دادست که جانم گشتی گُنهت اما جان به لب آورده عذابم گشتی
به رسوب افتاده بود و ته مانده گی هایی که به دیواره ی زندگی اش چسبیده میشد یک زمان نه چندان دور در حالتی که شبانه ها و نیمه شبانه ها آرزویش را داشت محقق شده بود به تصور فهم پاچه های تنگ شلوار جین های تقلبی بیرون کشیدگی های دردسرساز یک جفت جوراب کهنه ی نشسته شده یک مرد که نمیدانی به کجایش متصلی چایی مانده از ظهر و خستگی مفرط تقویم های خط خطی شده از سی ام هر ماه. چه مرگت میشود وقتی چه مرگت نمیشود دو به شک شدن به خودت به همه ی زندگی ات به چرا و چگونگی
سلام بر. گم کرده ام نشان حرم رهنما کجاست جا مانده ام ز قافله ها آشنا کجاست بالم شکسته است زمین گیر مانده ام بال و پری که پر بکشم با شما کجاست پهن است دامن من مسکین و این امید تا عابر قدیمی این جاده ها کجاست تا سایه های یاسِ دلم رنگ غم گرفت آن آفتاب روشن ماتم زدا کجاست کشتی شکسته ایم به دریای انتظار ساحل کجا، راه کجا، ناخدا کجاست گفتم بیا که منتظرم با کنایه گفت یاری که نیست قلب و زبانش جدا، کجاست از راه، طالب دم مظلوم کی رسد آخر یگانه منتقم کربلا
نفرین بر تو ای دنیا، نفرینای آسمان ای کهکشان بر کویرغم زار و ناتوان من ز کاروان جا مانده امدرکشاکش این دو راهی مرگ و زندگیوا مانده امکاروان مرگ من چون رسد عمر پُر گناه من طی شودآواره ی دنیا شدم هم بستر غمها شدمدیگر ای خدا خسته ام کردی بر مرگم رضا، خسته ام کردیآواره ی دنیا شدممتن آهنگ قدیمی
• نهج البلاغه: اسنادی از سخنان، خطبه ها و نامه های حضرت علی (ع) که از ایشان به جا مانده است توسط پیروان و طرفداران ایشان گرد هم آورده شده است که آن را نهج البلاغه می نامند. • غرر الحکم و درر الکلم»: دومین اثری است که از بیانات امام علی (ع) گردآوری شده است. • مصحف علی: سومین اثر به جای مانده از امیرمؤمنان (ع) قرآن معروف ایشان است که در آن سوره های قرآن طبق تاریخ نزول مرتب شده اند. • کتاب بعدی امام علی کتابی مشتمل بر سخنانی از حضرت محمد (ص) درباره کل
دانلود پروژه عملیات و قوانین مانده یابی چاه های نفت چکیده: امروزه هزینه عملیات مانده یابی سیر نزولی طی نموده و با استفاده بهینه از ابزار و نیز مواد گل حفاری متعدد و جدید تداوم بیشتری دارد. به هرحال وجود مانده در یك چاه امری عادی بوده و شانس داشتن یك عملیات مانده یابی در یك چاه امری غیر محتمل نیست. مانده یابی عملیاتی است که شامل گرفتن، بدست آوردن و یا از بین بردن وسایلی که در چاه مانده و یا گیر کرده و باعث توقف عملیات حفاری ، راندن
دلگیرم از این همه رنج و این همه درد.از این همه خواستن و نرسیدن.این همه دویدن و نرسیدن این همه توبه و شکستنخدایا مرا دست بگیر که کم آورده و در راه مانده ام.از تمام احساس برایم نا امیدی مانده وبس.خسته ام از اینکه همیشه قهرمان شکست خورده پهلوان نمای قصه باشم از اینکه همیشه من باید بگذرم خسته شدم.از همیشه فهمیدن خسته شدم .خسته ام از تظاهر بزرگ بودن.دلم بچگی میخواهد بهانه گرفتن و تکیه کردن میخواهد دلم درک شدن،میخواهددلم لک زده برای د
رونمایی از رمان اژدهای خفته رمان اژدهای خفته با موضوع مین های باقی مانده از جنگ رونمایی شد. به گزارش مین و زندگی این رمان در دو فصل و صد صفحه توسط خانم نوشین شعبانی نوشته شده و ماجراهای آن در استان کردستان رخ می دهد. رمان اژدهای خفته اولین رمان نوجوانان در زمینه مین های باقی مانده از جنگ است. این کتاب در آینده نزدیک و با قیمت ۲۳هزارتومان به بازار خواهد آمد.
به فنجانم نگاه می کنم. و به رد رژ لب قرمزم روی آن. تمام غمم در ته مانده ی نسکافه ی سردی که صبح خورده ام قابل مشاهده است.چه خوب است که هیچکسی جز من نمی تواند با نگاه کردن به این فنجان و ته مانده ی نسکافه پی به راز من ببرد. به فنجان خالی ام نگاه می کنم و فکر می کنم به حادثه تلخ امروز صبح. چقدر زندگی پیچیده است. نمی دانم قدرت آن چیزی که در ذهنم ساخته ام را دارم یا نه؟ آیا دست های کوچکم می توانند؟ چشم های سبزم می توانند؟ موهای نسکافه ای ام می توانند
۩۩۩☫ طریقت)شیریت ترین اشعارمن شعر(طریقت)۩۩۩ وا مانده‌ام در این هوای سرد پاییز من مانده‌ام با قصه ای از غصه لبریز در هر پگاهی نغمه هائی جالب انگیز بیدار می‌گردم، چو مرغان سحرخیز بی‌من محال‌ست درد جاویدان بماند با درد وُ غم هستم دمادم در گلاویز من بی‌ فروغ جلوه‌ات، یلدای تاریخ من با فروغ روی تو، صبح دل‌انگیز خُنـیـاگرانه می زنم من جار درجار تب می‌زنی در قلب من تبریز نیریز یک امشبی هُرم نفس‌هایت نباشد تا صبح می‌نالم چو مرغان شب‌آویز با
درمن دخترکی پر ازشورو نشاط ، تمام روز، با شادترین موزیک ها،شافل می رقصد، در من زنی غمگین ، تمام شب ، شجریان گوش می کند و اشک می ریزد ، در من کودکی بیخیال ، هر گرگ و میش صبح ، شیطنت می کند ، در من نوزادی بی پناه ، هر غروب ، دنبال آغوش می گردد . من ترکیب ناهمگونی از غم ها و شادی ام و به طرز مشکوکی ؛ انسان ! شاید جا مانده از قبیله ای باشم ، یا جدا مانده از سیاره ای ، کهکشانی ، چیزی . گمان می کنم در زندگی قبلی ام شمعدانی بوده ام ، عاشق رنگ ها و آفتاب .
دل منپنجره ای است که در قاب نگاه تو گشوده میشود رو به زندگی.گیسوان تو همچون باران، میزند نوای دل را ،بر شیشه های خیس پنجره ی دل ،و من نشسته در کوچه های احساس ،رو به نگاه تو جوانه میزند بهار ،در شاخه های پاییزی درخت بودن منکسی برای گنجشکهای جا مانده در پشت پنجره ،دانه نمیریزد.کسی افتاب را در غبار روبی پنجره از پرده های ضخیم به مهمانی گلدانها ،دعوت نمیکندکسی برای تندی ضربان قلبی در سینه ،تره هم خورد نمیکند آدمی جا مانده در حسرت یک لیوان ا
پای ساحل نگاهم موج موج گیسوان توست که به اشوب میکشاند ساحل دل مرا. چشمانم ساحلی مانده در غربت انتظار. کاخ های شنی را به ویرانی میرساند شور دریایی در دستان طوفان گم کرده رویای چشمانت را نگاه خواب آلود م و چشم مانده در مرز بیداری وخواب گاه لغزش اشکی از اندوه گاه هراس پلکی که بسته میشود گاه خالی گشتن چون حباب و ما تمام عمر شاید پای مرزهای باریک مرگ و حیات گام برمیداریم کودکانه و دستان گشوده ما تنها تلاشی است برای گریز از سقوط نه پای بیهودگی زیست
نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودمکه به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائینه سراغ من گرفتی ، نه سخن به نامه گفتیبه همان بهـــانه ای که، نشنیده ای ندائـــــیمن به چشم مانده در راه، به دلی لبالب ازآه»دیده ام که ره رسیــــــــــده به تقاطــع دوراهیغصه ی دوباره ی من، قلب پاره پاره ی منمانده در حسرت رویت، به سـلامی ونگاهیاین شکسته قلب عاشق، خون به سینه چون شقایقزغمت چنان شکســــته که نباشــــــــدش دوائــــیشب بی ترانه ی من، اشک عاشقانه ی منمی ر
۩۩۩☫ طریقت)شیرین ترین اشعارمن شعر(طریقت)۩۩۩ وا مانده‌ام در این هوای سرد پاییز من مانده‌ام با قصه ای از غصه لبریز در هر پگاهی نغمه هائی جالب انگیز بیدار می‌گردم، چو مرغان سحرخیز بی‌من محال‌ست درد جاویدان بماند با درد وُ غم هستم دمادم در گلاویز من بی‌ فروغ جلوه‌ات، یلدای تاریخ من با فروغ روی تو، صبح دل‌انگیز خُنـیـاگرانه می زنم من جار درجار تب می‌زنی در قلب من تبریز نیریز یک امشبی هُرم نفس‌هایت نباشد تا صبح می‌نالم چو مرغان شب‌آویز با
روستای اورسی اورسی یکی از روستاهای شهر اورمیه در استان آذربایجان غربی می باشد. نام این روستا از دو واژه تشکیل شده است. 1- اور » به معنی شهر وآبادی، این واژه از زبان فارسی باستان بجا مانده و پیشوند نام شهر اورمیه نیز می باشد. 2- سی » به معنی دیدن، این واژه از تمدن جیرفت به یادگار مانده است. در حدود 4500 سال پیش سیل بزرگ رودخانه ی هلیل رود تمدن جیرفت را از بین برد، بعد از سیل، عده ای از مردم جیرفت به شهر اصفهان ( شهر جی ) مها جرت کردند، وعده ای به شما
تو به من گفتی آن روز
کوچه تاریک راه به جائی دارد!
شبنمی لرزید
روشنی آمد و در قلبم ماند
گفتن حس عجیبم, سخت است
تو به من گفتی آن شب
که شرافت در طلب قلب تو است
 
بادی آمد
برگی از دور رها شد در باد
چشم ترسانم را به لب چشم تو چسبانیدم
بین ما گرما بود, ترسیدم
لحظه ای آمد و رفت
و تو یادم دادی بی خدا خندیدن جرم است
من به چشمان تو دل داده شدم
و تو رفتی, آسان
و من اینجا بی یار
مانده از خندیدن, مانده از زجه زدن
قلب بیتابم را, هدیه دادم به شما
و تو رف
رها کن احساست را بگذار این پرنده ی مانده در قفس سینه بال بگشاید ماهی کوچک دلت را از تنگ بلور به رود و دریا بسپار بی محابا بخند و ترانه بخوان سازت را بردار و در کوچه های پوشیده از بوسه های برگ احساست را بنواز گاهی باید رقصید با تمام وجود ورها کرد هوای ابری احساس را در پاییز دلتنگی گاه باید گریست و در دانه دانه نت های ساز دلتنگی چشم اندوه عشق را نمایان ساخت احساست را رها کن بگذار این جوانه های مانده در سکوت شاخه ی درخت بودن تو شکوفا شود و عطر غنچه
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی