محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

ميترسم از بعضي آدم ها.

میترسم از بعضی آدم ها آدمهایی که امروز دوستت دارند فردابدون هیچ توضیحی رهایت می کنند آدمهایی که امروز پای درد دلت می نشینند فردا بیرحمانه قضاوتت می کنند آدمهایی که امروز لبخندشان را می بینی فردا خشم و قهر و نامهربانیشان را آدمهایی که امروز قدرشناس محبتت هستند فردا طلبکار محبتت آدمهایی که امروز با تعریف هایشان تو را به عرش می برند فردا سخت بر زمینت می زنند!
من از آن چشم ترت میترسم از سر پر خطرت میترسمگفتی از عاقبت عشق نترس از دل بی خبرت میترسمهم از آن خنده ی بی احساست هم از این چشم ترت میترسمعمر من میگذرد پی در پی آه من از گذرت میترسم آه من از گذرت میترسمگرچه فریاد مرا میبینی من از آن گوش کرت میترسمچشم در چشم منی و من از چشم آشوبگرت میترسمفکر رفتن به سرت نیست ولی از خیال سفرت میترسمبارها داد کشیدم سر خود که چه از بال و پرت میترسمهم از آن خنده ی بی احساست هم از این چشم ترت میترسمعمر من میگذرد پی در پ
یکی نیست صدامو بشنوه! صدای خفه شده ام را . اخه دارم از ته دلتنگیام حرف میزنم؛ صدام درنمیاد ، اما دارم فریاد میزنم و. و ترسی عجیب احاطه ام کرده از فردایی که با وحشت به سویم حمله میکند میترسم از بی مهری عمر میترسم ؛ از چشمان سپید و بی رمقش میترسم؛ میترسم بی وفایی کند میترسم مهرش را از من دریغ کند ؛ میترسم تنهایم بگذارد خدایا میترسم ! یادت باشد منو تو چه عهدی بسته ایم بر سر رفاقت و وفای همیشگی عزیزان؛ یادت باشد آن روز که دلم را قرص کردی تا همیشه ی
من از آن چشم ترت میترسم
از سر پر خطرت میترسم
گفتی از عاقبت عشق نترس
از دله بی خبرت میترسم
هم از آن خنده ی بی احساست
هم از این چشم ترت میترسم
عمر من میگ.کلیپ برتر بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.
دیگه باید دكمه احساسم رو خاموش كنم،اینجوری نباشه هر روز پا میشم موهامو صاف كنم،شونم پر میشه از موهایی كه تاب موندن نداشتن،اونا هم تنهام میزارن،تو اینه نگاه میكنم و موی جدیدی كه لباس عروس پوشیده رو میبینم با خودم میگم بیخیال اینا یعنی بزرگ شدم،كی رو گول میزنم؟ اینا یعنی دارم زجر میكشم،ارزوم اینه كه از این زجر و بدبختیام درس بگیرم ،یادم میاد چند روز پیش یه زوج جوون خوشحال رو دیدم،بهم نگاه میكردن با عشق بود،پسره اومده بود با خودش گل اورده بو
دانلود آهنگ جدید محمد فرخی به نام میترسم بری
متن آهنگ جدید میترسم بری - محمد فرخی
Download New Music By Mohammad Farokhi Called mitarsam beri
Lyrics Music Mohammad Farokhi mitarsam beri
Yeni şarkı indir Mohammad Farokhi Adında mitarsam beri
Şarkı Sözleri mitarsam beri itibaren Mohammad Farokhi
میترسم اگه بری منو تنها بذاری میترسمBeni yalnız bırakırsan korkarım korkarım
میترسم اگه بگی منو دوستم نداری میترسمBeni sevmediğini söylersen korkarım
میترسم بری دور بشی حال و روزت عوض شهترکیش موزیک : سایت دانلود آهنگ ایرانی به زبان ترکیه -فارسی
کد آهنگهای پیشواز همراه اول منصور فروزش میترسم ,کد آهنگ پیشواز همراه اول منصور فروزش میترسم جدید,همراه اول منصور فروزش میترسم ,کد پیشواز همراه اول منصور فروزش میترسم ,کد آهنگ پیشواز جدید همراه اول منصور فروزش میترسم ,کد آهنگ پیشواز,کد آهنگ همراه اول منصور فروزش میترسم ,سایت پیشواز من,کد آهنگ پیشواز همراه اول منصور فروزش میترسم ,سایت آهنگ پیشواز,کد آهنگ پیشواز جدید,My Songs
بعضی روزها بعضی آدم ها مثل مالیخولیامیآیند در رویای آدم می آیند لحظه به لحظه در خواب و بیداری نشسته و ایستاده  در حركت و سكونچشمانم باید كور باشد گوشهایم کر و لبانم بسته وبعد بگویم چطوری؟ حالت خوب است؟ خاموش بگویم  لبهایم را بدوزم بهم چشمانم را گرد كنم نفسم را حبس ،بعد بگویم خوبین؟بعضی روزها وقتی مرده ای و دیگر روحی در جسمت نیست باز هم قلبت درد می گیرد برای کسی !برای كسی كه نیست! برای خودت كه نیستی و قلبت می تپد !بعضی روزها كه مرده ای مالیخول
میترسم برم و ببینمشبا اینکه خیلی سال گذشته و اون دیگه ازدواج کرده ولی دوسندارم ببینمش. نه خودشو و نه زنشوبدبختی خونه مادریش دقیقا روبرو خونه خالمه و ماهم 24 ساعته همیشه اونجا در حال رفت و امدیممیترسم.از دیدن خواهراش.از دیدن مادرشازاینکه ترسم از دیدن خودشه.میترسم دوری از کاف و دیدن یکباره ی اون بهمم بریزه  و بقیه بفهمن.و فکر کنن هنوز دلم میخوادش درصورتی ک نیست.در قلبم بغیراز عشق پراز لپ خودم نیست.
ولی واقعا فکرشو بکن اگه ازدواج میکردیم لباس عروس میپوشیدم میدونی تا حالا یه بارم به این اتفاق فکر نکردم چرا آخه دنیا نذاشت ما حتی رویای کنار هم بودنو ببینیم چرا آخه زندگی اینقدر بیرحمه میترسم ازدواج کنم خیلی میترسم از هزار تا چیز میترسم بزرگترین ترسم اینه که تو هر لحظه به تو فکر کنم به این که اگه تو بودی اگه بودی چقدر همه چیز زنده بود چجوری اینقدر خیانتکار باشم اصلا اگرم تونستم خیانتکار باشم چجوری جلوی اشکام رو بگیرم بهم بگو چجوری بگو چ
امشب با ن حرف زدم نمیدونم چه کاری ازم برمیاد تا واسش انجام بدم خیلی میترسم از اینکه بلایی سر خودش بیاره از چند نفر پول قرض کرده و این منو میترسونه میترسم واقعا حرفش رو عملی کنه و بی خبر بذاره بره تا کسی پیداش نکنه تنهایی نمیتونه دووم بیاره
نمیدونم نوشتن این نامه كار خوبیه یا نه ولی
من برای تو مینویسم، برای تو كه همه ی وجود صدفی
برای تو كه منو ساختی، منو عاشق كردی ، منو دیوونه ی خودت كردی
برای تو كه دار و ندار منی، تو كه اگه لحظه ای ازت بیخبر بمونم دق میكنم
برای تو كه شیرینی لحظه هامی. سعدی جانم همسر عزیزم رفیق من یار بی همتای من
میخوام اینو بدونی كه هرچند تلخ ولی . چیزیه كه ممكنه واسه هركسی اتفاق بیفته. ممكنه یروزی دنیا باشه ، تو باشی ، برفی باشه ولی من نباشم، ممكنه برم و
و من یهو از تمام ادم ها بیزار میشم و میترسم بنظرم ترسم خیلی خوب و منطقیه وقتی میترسم و تو دایره امنم راشون نمیدم همه چی خوبه امان از وقتی که یه خورده باهاشون اوکی میشم اونوقت طبق عادت پشت سرهم شروع میکنن اثبات کردن اینکه به کسی اعتماد نکن # آدما رو نمیزارم تو دایره اطرافم
حالم اصلا خوب نیست فکر کنم کرونا گرفتم تب دارم و بی حالم البته من هرسال کل پاییز و زمستون رو درگیر حساسیت و سینوزیت و سرماخوردگی ام شاید الانم همینا باشه اما میترسم میترسم چون مدت زیادیه بدنم خیلی ضعیف شده و اصلا مراقب سلامتیم نبودم دلم میخواد چند روز بخوابم بدون هیچ فکر و خیالی
دانلود آهنگ غمگین و احساسی به نام میترسم از اینجا بعد از تو میترسم از روزای بعد از تو (ماهان بهرام خان) با کیفیت بالا 320 لینک مستقیم mp3 موزیک صوتی همرا با متن ترانه
Ahang mitarsam az inja bad az to mitarsam az rozaye bad az to Mahan BahramKhan
دانلود آهنگ میترسم از اینجا بعد از تو میترسم از روزای بعد از تو (ماهان بهرام خان) اصلی
میترسم از اینجا بعد از تو میری و دنیام رنگ غم میشه با هر قدم که دور میشی از من از عمر من یه سال کم میشه از راهی که رفتم کنار تو حالا تنها چطوری برگردم میتر
اینجا از خودم بودن نمیترسم   از ناله و زاری کردن نمیترسم از غمگین و افسرده بودن نمیترسم از تنهایی هام نمیترسماز نشون دادن عدم اعتماد به نفسم نمیترسم از اشتباه فکر کردن و حرف زدن نمیترسم ولی اون بیرون اون بیرون لعنتی از همه ی اینا میترسم خیلی میترسم 
چند روز پیش که داشتم میرفتم مدرسه از خیابون که رد میشدم یاد مرگ مغزی و اهدای عضو و حرفای یه دوست افتادم. اگه مثلا همونجا ماشینی چیزی از روم رد میشد چی؟؟ واقعا همچین اتفاقی بعید نیست.هر لحظه امکانش هست.چه تصور ترسناکیمن واقعا از مرگ میترسم.خیلی هم میترسم!!! اصن حتی دلشو ندارم که فکر کنم بهش.نه اینکه وابسته به دنیا و آدماش باشما.نه.فکر نمیکنم ترکش سخت باشه برام.من از قبر میترسم.از اینکه حبسم کنن زیر خاک میترسم.هم تاریکه هم ترسناکه هم
اینقدر حالم گرفته س که سر سجده کلی به خودکشی فکر کردم، به زاویه ای که چه طور میشه ازش جون سالم در نبرم . به ترکیدن کامل، به زنده نماندن . بعدش یادم میاد که زندگی فقط به همینجا ختم نمیشه ، ادامه داره یه دنیای دیگه ای هم هست و بعدش میترسم ، بیشتر میترسم و عامل بازدارنده ام فعلا همینه من قبلا مردم . فکر خود کشی یا بهتر بگم مرده کشی فقط برای راحت کردن جس .
دارم فرار میکنم . فرار میکنم . از خودم ، از همه چی . ولی میدونی فرار کردن هم یه "ته" داره یه جایی میرسی به آخرش ، به اینکه دیگه جون نداری فرار کنی ، به اینکه باید وایسی و روبه رو بشی ولی من میترسم ؛ میترسم نکنه اونجا که از فرط خستگی متوقف شدم و نتونستم فرار کنم واقعیت باهام رو به بشه و اون زمان دیگه جونی برای مقابله کردن باهاش نداشته باشم .
فکر کن مردی و دوباره زنده شدی این فرصت دوباره ای که بهت دادن برای زندگی زندگی کن در مسیر خدا در هر سطحی که هستی شروع و سعی کن و تحمل کن صبور باش خدایا لطفا بهم فرصت زندگی بده اینقدر که حداقل بتونم کمی جبران کنم بدی هام رو اینقدر که ازم راضی شه و بعد منو ببری میترسم خداجون از روزی که ببینمت خیلی میترسم از این که از خجالت نتونم بهت نگاه کنم سراسر بدی ام سرار ظلمتم سراسر گمراهی نجاتم بده کمکم کن
تازگی گاهی لحظه‌هایی پیش میاد که‌ خط رو گم میکنم، لحظه رو‌ گم میکنم، زندگی رو‌گم میکنم. یهو انگار تازه به هوش اومدم و یادم نمیاد داشتم کجا میرفتم داشتم چیکار میکردم. گیج میشم میترسم و غم و یه چیزای ریزریز دونه دونه همه وجودمو میگیرن. سینه مو بیشتر. گردنمو به همه جهات میچرخونم، پاهامو تو شکمم جمع می‌کنم و باز انگار بیهوش میشم. بعضی وقتا این هوشیاری سی ثانیه ست، بعضی وقتا ساعتها.
میترسم ازین روزا که برام داری میشی یه غریبه باور کردم نیستی و برگشتی تو کار نیست چهار سال عمرم رفت تا رسیدم به این باور که تموم اون سال ها منو نخواستی و دروغ گفتی تاوان بدی دادم ده سال عمرم دهه بیست سالگی تا سی سالگیم یبار گفتی عشق نبوده هوس بوده راست گفتی واسه تو هوس بود که انقد راحت منو گذاشتی کنار منم چارسال زجر کشیدم تا تونستم باور کنم تو فقط حست هوس بوده نه عشق به گفته خودت اشتباه کردی بچه بودی
سلام خوبین؟خوبم. اتفاق زیاد میوفته اما نمیدونم چرا حوصله ی اومدنو نوشتن ندارم بااینکه واقعا دلم میخواد بنویسم. بعد از پست اخر رفتم پیش دکتر پوست برام دو قلم قرص نوشت خوردم خداروهزااااااررررر بار شکر خوب شدم.کهیر خییییلی بده خیییییلی یکی از کارایی ک اخیرا کردم گرفتن نوبت پیش دکتر بینی بود برای عمل بینی???? عاقا میخوام دماغمو ختنه کنم از خدا پنهون نی از شما چ پنهون ک مثل حیوان ملوسی چون سگگگگ از بیهوشی و احتماله زنده بیرون نیومدن ازش میترسم.ین
یکی از همسایه هامون یه سگ توسا داره که خیلی ازش میترسم.از بچگی از سگ میترسیدم حتی از اون سگ های کوچولوی خونگی مخصوصا وقتی سگ میاد سمتم یا نگاه میکنه و پارس میکنه.دیشب داشتم تو کوچه میومدم خونم که دیدم مرد همسایه قلاده سگشو گرفته و از در خونش اومد بیرون سوار ماشینش بشن و برن.میدونه از سگش میترسم تا دید من دارم میترسم قلادشو ول کرد در ماشینو باز کنه.معلوم بود عمدا اینکارو کرد.حالا سگش تربیت شده هم هست به سگش گفت بشین نشست ولی اصلا از این حرکاتش خ
بگذار سر بر شانه ات بگذار سر بر شانه ات بگذارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ چشمی پر از باران برایت دارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ بگذار سر بر شانه ات بگذار سر بر شانه ات بگذارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ چشمی پر از باران برایت دارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ میترسم از دنیای بی مادر کجایی کجایی ♪ ♥‿♥ ♪ خود را به آغوشت مگر بسپارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ میترسم از دنیای بی مادر کجایی کجایی ♪ ♥‿♥ ♪ خود را به آغوشت مگر بسپارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ من کودکانه از زم
بگذار سر بر شانه ات بگذار سر بر شانه ات بگذارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ چشمی پر از باران برایت دارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ بگذار سر بر شانه ات بگذار سر بر شانه ات بگذارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ چشمی پر از باران برایت دارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ میترسم از دنیای بی مادر کجایی کجایی ♪ ♥‿♥ ♪ خود را به آغوشت مگر بسپارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ میترسم از دنیای بی مادر کجایی کجایی ♪ ♥‿♥ ♪ خود را به آغوشت مگر بسپارم امشب ♪ ♥‿♥ ♪ من کودکانه از زم
دخترم، کوچولوی من! احساس خفگی شدیدی میکنم. به طرز مرگباری از آئینه میترسم و از آن فرار میکنم و از اینکه حقیقت چشمهایم را نمایان میکند هراس دارم. من اصلا دروغگوی خوبی نیستم، حتی دروغ گفتن را بلد نیستم! من به خودم دروغ گفتم و همین خاطر از خودم میترسم. من چیزی را در خودم مخفی کرده‌ام! من کسی را در قلبم شکستم که عمیقا به آن باور داشتم و هیچ عذابی نمیتواند از این بدتر باشد. واقعیتی را کاملا میدانم، این من نیستم، بلکه منی شده‌ام که خودم هم آنرا نمیشن
دخترم، کوچولوی من! احساس خفگی شدیدی میکنم. به طرز مرگباری از آئینه میترسم و از آن فرار میکنم و از اینکه حقیقت چشمهایم را نمایان میکند هراس دارم. من اصلا دروغگوی خوبی نیستم، حتی دروغ گفتن را بلد نیستم! من به خودم دروغ گفتم و به همین خاطر از خودم میترسم. من چیزی را در خودم مخفی کرده‌ام! من کسی را در قلبم شکستم که عمیقا به آن باور داشتم و هیچ عذابی نمیتواند از این بدتر باشد. واقعیتی را کاملا میدانم، این من نیستم، بلکه منی شده‌ام که خودم هم آنرا نم
درست تو لحظه هایی که داشتیم رابطه امونو جدی میکردیم پدربزرگش فوت کرد من باهرچیز زندگی کنار میام باهرسختی و‌تنهایی ولی با دوست نداشتن نمیتونم کناربیام من جان واقعا دوسش دارم اخلاقای خاص خودش داره ولی بشدت مرد زندگیه امامیترسم میترسم از دوباره اشتباه انتخاب کردن میترسم از دوباره شکست خوردن نمیدونم فوت پدربزرگش این وسط فال نیک بگیرم یا نه بابا کاش بودی کنارم بهم میگفتی انتخابت درسته دخترم چقدر دلم تنگتهبی وفا خیلی زود تنهام گذاشتی خیلی دل
فردا قراره بیست و یک ساله بشم و تا دیروز برام اهمیتی نداشت اما امروز همونجور که داشتم قدم میزدم و علیرضا تو گوشم "زندگی جونم" میخوندترسیدم.من از یه عدد نمیترسم.اصلا نمیدونم از چی میترسم اما میترسم.بیست سالگی خوب نبودخیلی غمگین بودم،خیلی دلگیر بودم وو درگیر یه حس آبی شدم.حس بدی نیست ولی دوره .خیلی دور.و من نمیتونم با آرزویی که قراره دفن شه تا ابد کنار بیام.ولی کاش فردا نشه. یهو بپرم به پسفردا. +علیرضا بیست و سوم ارومیه کنسرت داره کا
تا هست نمیتوونی برای نبودش زمانی تصور کنی اما ب محض تموم شدن، کسی هرلحظه دست میذاره روی گلوت و هی فشارش میده و من از دنیای خودم میترسم. #تمام‌شد. میدونی وسط رنگ زدن آدم به هزار تا چیز فکر میکنه، درحالی که دستت با قلم مو عجین شده و بوی رنگ تمام فضات رو پر کرده تو در سکوتِ کامل به یه دنیای دیگه فکر میکنی! به اینکه باید بعضی چیزا رو ببخشی یا نه، به اینکه این حرف دروغه که میگن تو ببخش تا خدا هم ببخشه! به اینکه خدا اصلا اهل معامله نیست، به اینکه خدا
به عظمت آسمان كه نگاه میكنم میترسم ازحقارت دردهایم میترسم ازمرداب اطرافم میهراسم آسمان راكه میبینم دردهایش رامی غرداشك هایش رامی ریزد حتی اگرسیلی شودوخراب كندمیبارد.تاارام گیردمیبارد. وقتی ارام شدصاف وآبی ست گویی همان اسمان نبوده گویی امروزبه دنیاامده!سالهاست درمرداب رنج هایی كه كشیده ام ارام ارام روبه نابودی بوده ام عادت كرده بودم به مرداب ترسناك !آهای غریبه آهای اشنا به تنهایی خوگرفته ام دیگردستم محتاج دست گیری نیست روی زانوی خودم
 نمیخواستم از تو جدا شم تو گلی توی گلخونه بودیگلی دیدی که آخرشم مرد توی دنیام گم شده بودیگلی تو بگو من نباشم کی کی میذاره تورو روی چشماشکی میریزه آب پای جونت کی میذاره تورو جلو آفتابگلی میترسم که پژمرده شی بمیری و بریگلی اگه خاری بره باز تو تنت میمیرم منه کولیگلی بیا خاکت میشم ساکت میشم تا از پیشم نریکلی دعا میکنم بارون بیاد روی سرت گلیگلی کلی خاطره مونده توی این خونه به جاتاین دل وامونده دیگه هیچ کسو جز تو نمیخوادگلی همه ترسم از اینه که تور
تب دارم.از چهارشنبه بعدازظهر ابریزش بینی عطسه و گلودرد و تب شروع شده.امروز رفتم دکتر گفت سرماخوردگیه داروهاتو مصرف کن خوب نشدی برو تست بده. تو این دوهفته دومین باره رفتم دکتر اولش بخاطر افتای دهن و گلو حلق وحشناک.نرفته تو دکتره شناخت???? تبم کمتر شده کمی گلومم فقط یخورده بهتره.ولی میترسم از از کرونا. امروز با تو ماسک رفتم شرکت.واقعا میترسیدم. از ۴۰۳۰ زنگ زدن گفتن خوب نشدم شنبه حتما برای تست برم. خیلی میترسم خیلی.بدبخت میشم اگه کرونا داشته باشم
نمیدونم فقط منم که اینطوریم یا.همه همینن! یهو یه خاطره هجوم میاره. از خاطره خوبا. از اونا که همیشه دلتنگشون میشم. از اونایی که مال یه دوره زندگی بودو گذشت و همیشه میترسم روزای پیش روم مث اون دوره که گذشت خوب نباشه. این ترسه همیشه همراهم که. میترسم فردام باحال تر از امروزم نباشه!!! :) دقیقا یادمه.سه سال پیش. روزای اول ورودم به یک دوره جدید. خیلی حالم گرفته بود.خیلی.خیلییی. همش میترسیدم این دوره جدید که شروع شده مث دوره چند ساله ی
استرس دارم ترس از اینده ی مبهممیخوام ولی میترسمهیچ جای زندگیم شبیه چیزی که میخواستم نیست.امروز اتفاق مهمی نیفتادن کسی وارد زندگیم شد ن کسی از زندگیم رفتمن همچنان غرق در روزمرگی هستمتو کافه با دوستاش میز کنارمون نشستن و من وانمود کردم ک ادمی رو نمیبینمشاید اگه ۴سال پیش بود برام سخت بوداما حالا حس میکنم بی احساس ترین انسان روی زمینمن دلم براش تنگ میشه ن ب بود و نبودش اهمیت میدمعجیب شدماز عشق میترسم و باورش ندارمبابا درگیر مشکل
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی