محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

میرم یه طعم دیگه ست

گفتم : میری؟گفت : آرهگفتم : منم بیام؟گفت : جایی که من ميرم جای دو نفره نه سه نفرگفتم : برمی گردی؟فقط خندید.اشک توی چشمام حلقه زدسرمو پایین انداختمدستشو زیره چونم گذاشتو سرمو بالا آوردگفت : میری؟گفتم : آرهگفت : منم بیام؟گفتم : جایی که ميرم جايه يه نفره نه دو نفرگفت : برمیگردی؟گفتم : جایی که ميرم راه برگشت ندارهمن رفتم اونم رفتولیاون مدتهاست که برگشتهوبا اشک چشماشخاک مزارمو شست وشو میده…
هیچ جا خونه خود آدم نمیشه ???? این چند روز كه بلاگفا بسته بود باید جاى ديگه مینوشتم ولى واقعا دلم تنگ شده بود براى اینجا هرچند كه مدت زیادى بود مى خواستم از اینجا كوچ كنم حالا خونه ى ديگه هم دارم كه اگر اینجا اذیت شدم ديگه كوچ میكنم اون طرف امشب خیلى زود خوابیدم ساعت ٩ بود فكر كنم هیچوقت به این زودى نمى خوابیدم ولى انگار هرچى میگذره بیشتر دلم مى خواد بخوابم ! افسرده شدم ديگه ولى خب بدى زود خوابیدن هم اینه كه وسطش از خواب بیدار میشم ديگه خوابم نم
نازی جونم تاری از موی سرت کم بشود می ميرم آه! گیسوی تو درهم بشود می ميرم قلب من از تپش قلب تو جان می گیرد آه! قلب تو پر از غم بشود می ميرم من که از عالم و آدم به نگاه تو خوشم سهم چشمان تو ماتم بشود می ميرم مثل آن شعله که از بارش باران مرده ست اشک چشم تو دمادم بشود می ميرم وقت بیماری و بی‌تابی من دست کسی جای دستان تو مرهم بشود می ميرم جان من بسته به هر تار سر موی تو است تاری از موی سرت کم بشود می ميرم
ديگه خاطرم نیست زندگی کجاست خاطرم نیست طعم باد رو خاطرم نیست کجامو از یاد میبرم لحظه هامو ما چه غربیونه زندگی کردیم هیچ جمعه ای قاتلم نیست اسمم رو نپرس خاطرم نیست و بی اثرن تریاق ها مسمومم دریاب چه بادی میزد، اون پاییز عجب شلاقی میزد تو گفتی که همه دیرن چه مذاب بود طعم سینه ات گفتم ميرم يه طعم ديگه ست تو گفتی همه میرن ; علی خدّامی
همه چیز تمام شديه روزی فكر نمیكردم غصه حمید ارومم بزاره و مدام دنبال عشقش ميرمولی نميرم وقتی پنهانی عاشق كس دیگس ديگه واسم جذاب و دوست داشتنی نیستوقتی شب یلدا پروفایل گذاشت كه از همیشه يه دقیقه بیشتر دوست دارم و من از همه جا بلاك بودم پس من مخاطب خاصش نیستم.از اول هم حمید خط قرمزهایی واسه خودش داشت اما من تقریبا چیزی مد نظرم نبود به جز یك چیزبه خودش هم گفته بودم اگه پای كس ديگه تو زندگیمون بیاد بیصدا ميرمء،قبلا وقتی باهم قهر بودیم باكسی حرف
همه چیز تمام شديه روزی فكر نمیكردم غصه حمید ارومم بزاره و مدام دنبال عشقش ميرمولی نميرم وقتی پنهانی عاشق كس دیگس ديگه واسم جذاب و دوست داشتنی نیستوقتی شب یلدا پروفایل گذاشت كه از همیشه يه دقیقه بیشتر دوست دارم و من از همه جا بلاك بودم پس من مخاطب خاصش نیستم.از اول هم حمید خط قرمزهایی واسه خودش داشت اما من تقریبا چیزی مد نظرم نبود به جز یك چیزبه خودش هم گفته بودم اگه پای كس ديگه تو زندگیمون بیاد بیصدا ميرمء،قبلا وقتی باهم قهر بودیم باكسی حرف
دانلود رمان ديگه ميرم
 
اکثر داستانای عاشقانه از روز اول دانشگاه یا روزی که جواب کنکور میاد شروع میشن اما داستان من از روز اخر دانشگاه شروع شد……………
 
 
نام رمان : رمان ديگه ميرم
نویسنده : مینا
طراحی و صفحه آرایی : سایت رمانکده – مائده
تعداد صفحات : 380 صفحه
ژانر : رمان عاشقانهطرح های گرافیکی
بیست سال نتونستم روی خوش این زندگی رو ببینم یا شاید خودم نخواستم دنیا انگار به بعضیا سازگار نیست ببخشیداز همه معذرت میخوام تا الان که هرچی سمت خوشی رفتم دنیا و قسمت و تقدیر و این چرت و پرتا نخواستن قبول نکردناز فردا یعنی از سه شنبه دارم ميرم سمت بدی ها و ناخوشی های این دنیا ایندفعه خودم ميرم سمتش  اهای دنیا تا دو سال ديگه هرچقدر میتونی بلا سرم بیاری بیارادمی که سربازه مسلما يه ضعف هایی دارهديگه کاری باهات ندارمهرکاری میتونی باهام بکنمن د
جواب نامه هام نمیادديگه کسی منو نمیخواددارم تو غربتم می ميرمتو این همه خاطره اسیرمچشام ديگه نایی ندارهخط چین جاده ها رو بشمارهدریام ديگه ساحل ندارهبودن برام معنی ندارهدیروزم و شب نشینم و تنهامهمبستر خاکستر دریاممیسوزم و میسازم و حسرتشعرام شده حرفی از ته خطدارم می ميرمدارم می سوزمدارم با غصه می سازمدارم می ميرمدارم می سوزمدارم با غصه می سازمدیروزم و شب نشینم و تنهامهمبستر خاکستر دریاممیسوزم و میسازم و حسرتشعرام شده حرفی از ته خطدارم می
میخوام خوب باشم اگه خودمو رها کنم الانه که ميرم تو لاک خودم نمیشه وقتی حالم خوبه تافتش بزنم همونطور بمونه؟؟ آخر شب ميرم حموم حالا که اینطور شد:)) الانم ميرم وویس های csr رو گوش میکنم آرررره دلم میخواد وبمو یطوری کنم که برای نوشتن داخلش هیجان زده بشم سر فرصت یکم تغییرش میدم امروز هم کلی کار کردم و آهاااا تحت تعلیم ننه برنج آبکشی پختم خوب شده بود ديگه وقتشه از ماکارونی بکشم بیرون????✌ اگر حوصلتون کشید جواب بدید : شما برای خوب کردن حال خودتون
امروز مریم بهم زنگ زد می گفت من دلم خیلی تنگ شده پس كی میای گفتم میام دو سه روز ديگه میام گفت زودی بیا  ديگه زیارت به دلم نمی چسبه مامان خونه دست تنهاست دیروز هر چی اصرار كردم دایی قبول نكرد گفت تا شنبه می مونیم ديگه خودش به مامان زنگ زده بود مامان بهم زنگ زد گفت حالا این دو روزم بمونیددل تنگشم خیلی  
دانلود مداحی حسین سیب سرخی میميرم میميرم
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیمی ميرم می ميرمزیر دست و پا بمونه بدنتمی ميرم می ميرم می ميرمدست کی افتاده آخه پیرهنتمی ميرم می ميرم می ميرمتو رو با هرچی که شد میزدنتمی ميرم می ميرم می ميرمخاک صحرا میشه آخه کفنتمیرسه صدای آه زینبسر به نیزه پیکر زیر مرکبواویلا واویلا از زمین کربلاواویلا واویلا از زمین کربلامی ميرم می ميرمدیدی بردن آخر انگشترتومی ميرم می ميرم می ميرمپاشو دارن میزنن خواه
خواب میدیدم يه قرعه كشی برنده شدم كه يه سكه بهم دادن كه 150 میلیون می ارزید! پاركر گفت اسم نوشته واسه قرعه كشی ماشین ایران خودرو. باید فوكسم روی معدلم باشه. بدون پروژه ارشد بی معناست. فكرم مشغوله. سردرد خیلی اذیتم میكنه. باید امروز قضيه آپلود تصویر و صفحه بندی رو هرجور شده تموم كنم. بعدش ميرم سراغ ماژول سئو. فردا باز جلسه گذاشته مدیر گروه. نمیدونم چه خوابی دیده این بار. انگار ما بیكاریم هر روز جلسه! بعد هم باید هرجور شده ویدئوی ES رو تا پنج شنبه برس
.
امروز ديگه تصمیم گرفتم که نه انتظار تبریک در مناسبت ها رو از کسی داشته باشم و نه ديگه به کسی یاد آوری کنم. خیلی غم انگیزه که نوشته های قبلی ت رو نگاه کنی و ببینی با چه حماقتی برای کسانی که اصلا ارزشی نداشت براشون وقت میذاشتی و بهشون یادآور میشدی،لحظه هایی از زندگیشون رو . ایندفعه تصمیم گرفتم روی دستم داغ بذارم  مث خیلی وقت پیش ها اگه يه بار ديگه این اشتباه رو مرتکب بشم. 
صداشو میشنیدم :((دو ماه ديگه باز بیا)) برگه تو دستمو میدیدم :-1399/4/31- فکر کردم : دوماه ديگه تولدمه نفسمو دادم بیرون : آهههه ماسک داشت خفم میکرد با دستم از صورتم فاصله دادمش دوباره فکر کردم : دو ماه ديگه تولدمه در حالی که من آرزوهای ديگه ای دارم. شرایط اینه و خدا توقع داره برای اینکه میشنوم ،میبینم،میتونم فکر کنم،میتونم نفس بکشم،میتونم لمس کنم شاکر باشم که اگه نباشم آرزوم سرم نمیاد اما تا دمش ميرم و همین چیزایی ک دارمم ازم میگیره.
سلام شبِ دوست داشتنی ؛ من بهترم.میبینی که ديگه غرغر نمیکنم.راهمو ميرم بی اونکه بخوام برگردم عقب و نگاه کنم.نمیخوام بدونم کجا بودم و چی شده.نمیخوام یادم بیاد کجا وایساده بودم و چیا گذشته بم.همین که الان دارم راهمو ميرم حالمو خوب میکنه.
26 آبان 99 شبی که نابود شدم به معنای واقعی فقط يه سوال موند آخرش ! خدا تو دیدی این چند ماه حال منو و اجازه دادی چنین اتفاقی بیفته ؟ صبح که بشه از این خونه ميرم برای همیشه تنها . هیچ وقت برنخواهم گشت . خدا من امیدم به تو بود . اسم تو میاوردم همیشه التماست میکردم . خدا دیدی حالمو ؟ خدا دیدی و هیچی نگفتی !!! تمام زندگیمو می زارم اینجا خاک میکنم. ديگه قرار نیست از سر جام بلند شم فقط ميرم نفس تموم شد مرد .
زود خسته میشم. از آدما از روزها از شبا. زود خسته میشم از خوابیدن از خوردن از حرف زدن از دیدن از شنیدن از آدمایِ دور و برم از راه رفتن از دوستام از خانوادم.زود خسته میشم .زود حوصلم سر میره.چرا؟چرا این طوریم؟چرا تحمل ِ هیچ‌چیز و هیچ کسُ به مدت طولانی ندارم؟ با دوستم ميرم بیرون،خوش می گذره ،میام خونه، دفعه ی بعد ديگه تحملِ شو ندارم .خدافظ تا سالِ ديگه عزیزم.از يه پسری خوشم میاد باهاش صحبت می کنم بیشتر خوشم میاد ،شب و روز بهش فک می کنم، ميرم بیرون
دانلود آهنگ پرواز از کیان پورتراب با لینک مستقیم و کیفیت اصلی همراه با متن آهنگ
 
 
دانلود آهنگ کیان پورتراب پرواز
دانلود آهنگ کیان پورتراب پرواز
رو دور ثابت ، می گشتیم ما
اما تو رو‌ می دیدم
میکشی شکلی رو دستات
شکلی مثل بال ها
چون واسه بلند پروازی هات
ديگه نه سقفی‌ بود
نه این زمین ديگه ، جایی واسش داشت
تو آزاد و رها سبک بال
حالا رسیدی به ابرا
من این پایین تو فکرم ای کاش
من هم ای کاش
يه بار دنیا رو از ، دید تو‌ می دیدم
بالا و
دلتنگم و اونم از نوع شدیدش. هر بار تا یک قدمی دیدنش ميرم اما قدم آخرو بر نمیدارم و برمیگردم. دلتنگ يه سری چیزا بودن یک طرف حسی که بعد از دیدنش میاد سراغم یک طرف .متاسفانه اون حسِ به مراتب بسیار شدیدتر از دلتنگی عمل میکنه .پارادوكس عجبيه که گرفتارشم.بقول آقای رافعی پور: بسههه ديگه، خستههه شدیم. چيه این آدمیزاد؟ 
يه شب دستاتو می گیرم به هر قیمت اگر باشه برای عشقه تو حتی رقیبی تازه پیدا شه چرا اینقد تو مغروری منو ديگه نمی بینی منو درگیر خود کردی يه جای ديگه می شینی به جایی که نمی دیدم خیال تو منو برده چه کاری از دلم دیدی کدومش به تو بر خورده تو سردی می کنی اما همیشه رو تو می خندم به جز تو هر کسی باشه چشامو رووش می بندم منو پس می زنی اما يه شب دستاتو می گیرم يه شب که پیش من باشی همون شب ديگه می ميرم سرگشته #سهراب_عرب_زاده
يه شب دستاتو می گیرم به هر قیمت اگر باشه برای عشقه تو حتی رقیبی تازه پیدا شه چرا اینقد تو مغروری منو ديگه نمی بینی منو درگیر خود کردی يه جای ديگه می شینی به جایی که نمی دیدم خیال تو منو برده چه کاری از دلم دیدی کدومش به تو بر خورده تو سردی می کنی اما همیشه رو تو می خندم به جز تو هر کسی باشه چشامو رووش می بندم منو پس می زنی اما يه شب دستاتو می گیرم يه شب که پیش من باشی همون شب ديگه می ميرم سرگشته #سهراب_عرب_زاده
آخ قلبم اخ . میدونین يه ساعته آنلاین بودنشو نیگاه میکنم . باهم انلاین میشن . باهم آفلاین میشن . تف به من. دختره شمارشو تو بیوش زده بود ديگه. بخدا ميرم دامغان بهترین آرایشو میکنم بهترین لباسو میپوشم . ميرم آرایشگاه دختره میدم موهامو رنگ کنه بعد تو صورتش تف میکنم و برمیگردم.
من و این حال خرابم تو و این خنده بیخود . ميرم‌ از هر جا که باشی بی جهت این دل تنها به تو خوش بود . بی سبب از تب عشقت شده نبود همش توهم بوده هر چی بوده توهم ذهن من بوده اصن ديگه يه ثانيه هم نمیخوام بهت فکر کنم نه به تو نه هیچکس ديگه ای نه حتی به خودم
ديگه گريه هم ازم خسته شدهبا بیزاری میگه: بسه غصه هااگه باز گريه کنی ميرم میگممیکنم شکایتت رو به خدا»اشک من نمیدونی چه درديهمیون درد و بلا تنها باشیاگه دستتم بگیرن بی هواتو سرت طنابی از دار ببافیاشک من نمیدونی چه درديهکه دلت ديگه کسی رو نخوادشکه خودت رو حبس کنی توی خودتجوری که جایی نرسه فریادتاشک من نمیدونی دنیا چقدر سیاه شدهنمیدونی که دلا گودال و چال و چاه شدهديگه از عشق کسی نمیرسی به آسمونديگه شوقی نداره بارون و برف، رنگین کموناشک من تکی
سلام سلام صبح شنبه تا آخررر هفتتون بخیر و شادی ان شاالله. برای هفته آینده تون بعد تصمیم می گیریم امروز شاگرد خبیث گفت صب ميرم شعبه و شما عصر برو. منم از تایم عصر بودن متنفرم. ینی چون عادت به خواب عصر دارم خیلی سختمه عصرا ولی ديگه چاره نیس. دیشب برای صبحانه به خودم قول املت دادم ديگه وقتشه که برم و درست کنم واقعا وقتی گرسنه شم ديگه طاقت ندارم صبر کنم. بعدم ناهار بپزم و چشم رو هم نزاشتم عصر میاد.
عصر حدود ۲ ساعت تنگی نفس وحشتناکی داشتم، در این حد که گفتم اگه تا شب باشه ميرم تست میدم. با مامانم حرف میزدم رو مود مسخره بازی گفتم خوبه ديگه، نیازی نیست اینقد زحمت بکشم برای زندگی. ویس داد با بغض می‌گفت چرت و پرت نگو ما کلی برنامه با هم داریم هیچی ديگه، کاش کرونا بود ولی اینقد خجالت نمی‌کشیدم ????????‍♀️
نیمفهمی تو آدمو این دل صافو سادمو
♪ ♥‿♥ ♪
زدی بال و پرم شکست از آسمون افتادمو
♪ ♥‿♥ ♪
من با کی درد و دل کنم
♪ ♥‿♥ ♪
همه واسم غریبه ان
♪ ♥‿♥ ♪
تو بودی بدتر از همه شدی بلای جون من
♪ ♥‿♥ ♪
ميرم تو و شهرتو تنها میزارم
♪ ♥‿♥ ♪
ديگه با هیچی کاری ندارم
♪ ♥‿♥ ♪
از هر چی آدم مث تو بیزارم
♪ ♥‿♥ ♪
ميرم تو و شهرتو تنها میزارم
♪ ♥‿♥ ♪
ديگه با هیچی کاری ندارم
♪ ♥‿♥ ♪
از هر چ
بعد از خوندن کتاب آن سوی مرگ دیدگاهم بشدت تغییر کردهگاهی تو تفکراتی عمیق فرو ميرمديگه مثل قبل لذتی از شرایط زندگیم نمیبرماصلا افسردگی یا پریشونی ندارم کاملا سالمم اما دیدگاههام تفاوت کرده و ازین بابت بسیار خوشحالمديگه الکی خوش نیستمتصمیم گرفتم کمی دوروبرم رو خلوت کنممثلا شاید اینجارو تعطیل کنمو چیزهای ديگه رو کنار بذارم.فقط همینقدر بگم که راهی بس طولانی و پر پیچ و خمی در انتظارمونهبیخیال بودن حماقته که من سالها در این حماقت دست و پا ز
پست اخرمه ديگه نمیکشیدم توی این زندگی بمونم . من همه جوره تحمل کردم . من همه چی رو تحمل کردم نود درصد اتفاقاتی که افتاده بود و من اینجا ننوشتم ! توی ماشین هستم . برای همیشه رفتم . خوب نیستم ولی خوب میشم قطعا زندگی من در اینده فرق خواهد کرد . روش زندگیم جور ديگه ای خواهد بود . . آزاد شدم . رها کل گوشیم پاک کردم . و این آخری مونده میخوام اطلاعات مرورگر حذف کنم . اینجا ديگه نخواهم آمد . وکیل بابا توی ماشین زنگ زد گفت نگران نباشم .
يه ساعته كز كردم يه گوشه و دارم به حرفاش فك میكنم، كاش جواب میس كالشو نمیدادمو بهش زنگ نمیزدم، گوشیو كه قطع كردم با خودم گفتم كاش تموم این حرفارو چندسال پیش از كس ديگه ای شنیده بودم كسی كه حتی خودشم، ديگه نمیتونه جای خالیشو واسم پر كنه چه برسه به بقيه
يه ساعته كز كردم يه گوشه و دارم به حرفاش فك میكنم، كاش جواب میس كالشو نمیدادمو بهش زنگ نمیزدم، گوشیو كه قطع كردم با خودم گفتم كاش تموم این حرفارو چندسال پیش از كس ديگه ای شنیده بودم كسی كه حتی خودشم، ديگه نمیتونه جای خالیشو واسم پر كنه چه برسه به بقيه 
کلی برنامه ریختم،بعد یک لحظه از خودم پرسیدم واو،لحظه ای میرسه که می ميرم! چه قدر همه ی این کارها در برابرش مسخره ست. نه اینکه خب ديگه کاری نکنم چون می ميرم. حس میکنم این خرده کاری ها خیلی عجیبن وقتی قراره مرگ پایان زندگی باشه.اصلا مرگ خیلی عجیبه و هر چه قدر بیشتر جلو بری علمی در برابرش نداری. از دکتر بابایی زاد یاد گرفتم زندگی چند دهه ی زیستن يه که ارزشش رو داره و حالا همه چیز باز هم چه عجیب ـه. هفته ی سوم کرسرا تموم شد،فهمیدم با وجود خلافی هایی ک
امروز داروها رو دکتر برام ارسال کرد. قرار بود فردا نرم شیفت اما متسفانه از روزهای پرکار و بسیار مهمه که نمیشه کسی رو جایگزین کرد. به ناچار خودم دارم ميرم.بعد اینکه این روزها از آسانسور استفاده نمیکنم و بیشتر با پله بالا ميرم. تا مایچه هام دم کنه همین خودش یک تمرینه. بعد اینکه تند تند راه ميرم تا جایگزین دویدن باشه.
بسم الله الرحمن الرحیم باید اینو با جون و دلت بفهمی که کتاب بهترین دوستته. چون دوست کسيه که بهت سود میرسونه، همیشه مطابق میلت نیست، از تجربیاتش میگه و میزاره که توی زندگیش قدم بزنی. برای همین وقتی کتابخونه ميرم یا يه کتاب میخرم خیالم راحت میشه که تنها نیستم! که منو ديگه قضاوت نمیکنن، که ديگه مجبور نیستم حرفای دلمو پیش آدمای اشتباهی بزنم تا راه حل رو پیدا کنم. از وقتی برچسب کتاب خون رو به خودم زدم، ديگه آدم های کمتری دور و برم دیدم که با چشم باز
چه قشنگ میگه وقتی میگهجماعت! من ديگه حوصله ندارم به خوب» امید و از بد» گله ندارم. گرچه از دیگرون فاصله ندارم، کاری با کارِ این قافله ندارم.واقعاً چی میشه گفت؟؟!!! ولش کنم از آدما نگم بهتره.بهتره از سماوری بگم که اون سر شهر ۸ ساعته روشنه و باید ۷ ساعت ديگه روشن بمونه و من این سر شهر از استرس بگا رفتن و آتیش گرفتنش دارم بگا ميرم:)))
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی