محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

میشه حالم خوب باشه ولی حوصله ندارم

دانلود آهنگ جدید ایرانی,کد آهنگ پیشواز ایرانسل حالم عوض ميشه حرف تو که باشه ,دانلود آهنگ بیکلام حالم عوض ميشه حرف تو که باشه,کد آهنگ پیشواز همراه اول حالم عوض ميشه حرف تو که باشه ,Download Music,حالم عوض ميشه حرف تو که باشه,دانلود آهنگ,دانلود آهنگ جدید حالم عوض ميشه حرف تو که باشه,متن آهنگ,دانلود آهنگ حالم عوض ميشه حرف تو که باشه با کیفیت 320,متن آهنگ حالم عوض ميشه حرف تو که باشه ,حالم عوض ميشه حرف تو که باشه…بی اعتمادم کن به همه دنیا اینکه با من باش&
- پاشو برو بانک دیگه، ظهر شد، قرار بود برا چک بری + حوصله ندارم، حال ندارم، حالم از بانک رفتن به هم میخوره، حالم از چک به هم میخوره، حالم از همه چی به هم میخوره. - پاشو کلی کار داری + حالم از هر چی کارِ به هم میخوره - پاشو چه مرگته؟َ! + خفه شو. ببین، خفففه شو میخوام بخوابم خفه شید خفه شید
خیلی دوست دارم تایپ کنم و بنویسم احساس می کنم مدتی رو باید برگردم به غار تنهاییممثل یه خواب زمستونیه که هر چند وقت یک بار بهش احتیاج پیدا می کنماین جور وقتا حوصله ی هیچ چیز جدیدی رو ندارمحوصله ی هر ارتباطی رو ندارم ارتباطی هم صورت بگیره دلمو میزنهاین جور وقتا جلوی خودمو برای هر ارتباطی میگیرمباید برگردم به غار تنهاییم تا خودمو یکم رفرش کنمسه روز آخر هفته از فردا شروع ميشهبابتش سپاسگزارمنمی دونم قراره تو این آخر هفته چیکار کنمفقط می دونم م
دوهفته ای ميشه ک حالم یهو بد ميشه یهو تهوع میگیرم دستوپام شروع میکنه ب لرزیدن سردم ميشه بیحال میشم خوابم زیاد شده بی حوصله و بی عصابم .کهیر هم میزنم همراه با خارش دکتر رفتم ازمایش دادم هیچیم نیس همش منفی حدس میزنم بخاطر قرص عصابم باشه ک استفاده کردم ۳ماه. عوارضش خیلی سنگینه رو بروشور و گوگل نوشته. منم ۳شبه قطعش کردم. امیدوارم حالم بهتر بشه
ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ ﻣﺜـﻞ ﺩی ﻣﺜـﻞ ﺑﻬﻤـــﻦ ﻣﺜـﻞ ﺍﺳﻔﻨــــــﺪ ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــــــﺎﻥ ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــﺪنی ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــنی ﻏ
یکم حالم خوب نیستدلم میخواد همش پیشش باشمداره از کنترلم خارج ميشه دوست داشتنشو این خیلی بده:(دارع برف میبارهفردا باید برم ازمایشگاهبا دوستاش رفته بیرونستاره رفتارش رو مخمه.چشماش درمیاد داره انگارفردا صب کلاس فاکینگ ۶باید بیدار شمسه شنبه باید برم خونهعزاااااا گرفتم????حوصله غرای مامانو ندارمحوصله بی حوصلگیو ندارمفعلا حوصله هیچیو ندارم 
حوصله ندارم ، یه حسی بهم میگه از اربعین جا میمونم علاوه بر مسئله مالی ، امسال مادرم راضی نیست ، انگار میدونه این سفرم قرار نیس فقط زیارتی باشه البته من به هیچکس نگفتم ولي از نوع حرف زدنش ميشه فهمید که میدونه حالا از کجا ، خدا میدونه.
پدر هم میگه به حرف مادرت گوش کن پسرجان
شاید هنوز لیاقتش رو ندارم 
ولي با دلتنگی نجف چه کنم:(
باید به خودم یادآوری کنم. من اومدم اینجا و یک step رو به عقب داشتم که استراحت کنم. کند باشم. اصلا قدم بزنم. مورچه وار. یادم باشه پارکر دیگه نیست که گند بزنه به روزم. اگه روزم خوب نیست باید روی خودم کار کنم. یادم باشه واقعا باید حالم رو خوب کنم. یادم باشه قدم بزنم و از مسیر لذت ببرم. یادم باشه؛ کنترل دست منه. یادم باشه سخت نگیرم. و اینکه همینه که هست. من همینم که هستم. + پیتزاخور رو که دیدم حالم خوب شد! یعنی درواقع حالم خوب بود وقتی اومد! نمیدونم چرا.
خدارو شکر که اینا نه زر می زنن نه تو مخم می رن. فقط از خنگولي و قشنگیشون سرمست می شم. حوصله ی صدای اضافه ندارم. حوصله ی جر و بحث ندارمحوصله ی آدم های اضافه رو ندارم دلم می خواد فقط فاصله بگیرم و سکوت کنم ولي نمی ذارن عین مته تو مخمن. کاش تخم زندگی تنهایی رو داشتم اگه داشتم الان با تمام سگ و سگ توله هام و وسایلم جمع می کردم می رفتم ماسال توی یه کلبه ی نهایت بیست متری. سکوت و آرامش می خوام حتی صدای ابی تو مغزمه جهان تو مغزمه.
میدونی حوصله ی آدمای جدیدو ندارم ولي ادمای قدیمی زندگیمم یا سرشون شلوغه یا بی حوصله اند یا من بازم حوصله ندارم. اسم این حالت تنهاییه. نزدیک صدبار از صبح تا حالا نظرات وبو چک کردم اما کسی برام نظر نذاشته. امشب حدود نیم ساعت یا بیشتر با احسان نشستیم و در سکوت تخمه شکستیم. من بودم و اون و دوتامون تو اتاق من بودیم. فقط من سکوتو میشکستم با سوالام. ازش گرسیدم احساس خوشبختی میکنی؟ گفت آره گفتم چی باعثش ميشه؟ گفت اعتقاداتم و چند دقیقه بعد پرسیدم دوست د
امروز هم حوصله کار کردن ندارم. به خودم میگم زهرا! پاشو دختر اینهمه پرونده روی میزت یه کم کار کن. میگم باشه، اما بازم حوصلم نمیکشه. از صبح فقط به هفت هشت تا تلفن کاری جواب دادم و راهنمایی و البته قول انجام کارهایی رو هم به تلفن زدگان دادم ولي حوصله ندارم. حضرت وجدان که سابق بر این با چماق بالای سرم می ایستاد و یک لحظه چشم ازم برنمیداشت و هی فرت فرت عصاش رو بالای سرم ت میداد و سر هیچ و پوچ دعوا و سرزنشم می کرد هم، انگار مثل خودم تنبل شده.
به نام خدا سلام انگار که آقا پسرمون اینجا رو بخونه، هر بار اینجا می نویسم دوست دارم باهاش حرف بزنم، شب صحبت می کنیم. البته من زیاد حوصله چت ندارم. نکنه واقعا آدرس اینجا رو داره؟ حوصله ندارم برم چتای قبلی رو ببینم تا بلکه از توش یه سند خبطی مبنی بر این که خانم اینجا رو به او معرفی کرده باشه و یادش نباشه. فکر کن. این چند وقت خاله همش ارائه داشت. انگار که هر روز خدا امتحان داره، یه لحظه دلم براش سوخت.
ولي من یا ادما رو دوس دارم و باحاشون حالم خوبه یا کلا حذف ادم تیکه انداختن و چشم و ابرو اومدن نیستم ترجیحم اینه با کسایی که حرف میزنم باعث حال خوب و انرژی همدیگه بشیم اینکه یه جایی حاشیه باشه فکرم درگیر باشه بترسم از ادما اونجا دیگه حالم خوب نیست اونجا دیگه جای من نیست کیفیت روابط خیلی مهم تر از کمیته برام نمیدونم نقطه قوته یا ضعف که من وقتی کسی و وارد دایره اطرافیانم میکنم مهم ميشه برام، حالا تو هرنقشی ک میخواد باشه میخواد دوست باشه، خواهر ب
اخر ی روزی پای تو از دست میرم. . . همبازی میگفت از علاقه است،ابرازش مشکل داره من ۳ روزه پی این علاقه کنکاش میکنم. . .:) نیست . . .:) اگرم باشه . . . من از نفر دوم بودن متنفرم. . . کما اینکه نفر دومم نیستم و مهم نیست^_^ دیگه حتی حوصله ندارم لب باز کنم ک بگم: برداشتون بد بوده ، من ابدا چنین چیزی نگفتم ، اون کارو من نکردم اینایی ک میگی من نیستم اقصیر من نبود . . . دیگه حتی حوصله ندارم تو ذهنم بررسی کنم ی لبخند میزنم و چیزی ک میخوان رو میگم: اره حق با شماست
حال و حوصله هیچی رو ندارم . دوسه ماهی ميشه به صورت مجازی آموزش طراحی میبینم ، یه هفته از شروع کلاسای این ترم میگذره اما من هنوز شروع نکردم ، اصلا حوصله ندارم ، به خودم میگم تو رو چه به طراحی ، آب و دونم کامل بود فقط مونده بود نقاش بشم . واسه خاطر معصومه هم که شده باید خودمو بکشونم تا ترم چهره ، از روز اول همش منتظره من برسم به طراحی چهره ، همش تشویقم میکنه ، دلم نمیاد نیمه کاره رهاش کنم . شدم زهره ی تنبل و بی حوصله .
ای داد ای داد از آن چشم خراباتی و مستت از دست  تو نالم
در خلوت هر شب غمت افتاده به جانم ای وای به حالم
ای وای به حالم غافل نشوم لحظه ای از فکر و خیالت
من تاب ندارم من خواب ندارم
بنشین ببرم شب همه شب آفت جانم
ای وای به حالم صیاد نگاه منی و در پی جانم
از تیر نگاه تو به عرش رفته فغانم
ای وای به حالم افتاده ام از پا و دیگر نیست توانم
ای آفت جانم من خواب ندارم
خواب از سر یک شهر گرفتی به نگاهی
من ماندم و یک کوچه بن بست و سیاهی
جانم بستان و شبی از پر
داشتم فکر میکرم که نسبت به چند سال پیش چقدر ساکت تر شدم خب وقتی حرف میزدم و نمیفهمیدن ، معلومه وقتی ساکت باشم که دیگه عمرا نفهمن ! :|خلاصه که راهی جز این ندارم ، اینو نخواستم ولي بهترین گزینه‌اس ، شاید حداقل ضرر نمیبینم ، من تو این جهنم همه رویاهامو کشتم !یادم نمیره چقدر سعی کردم خوب باشم تو این خراب شده :)ولي چ فایده ، نه خوب بودن من بدردتون میخوره نه دیگه خوب بودن شما بدرد من میخوره !من هیچوقت نویسنده ی خوبی نمیشم ، چون ذهن قشنگی ندارم و از همو
1
همه بندنم کوفتس رفتم حموم موهامو خشک نکردم همه بدنم خیس گرفتم خابیدم الان از ناحیه گردن به پایین ت نمیخورم ????????????همه درسام مونده جمعه ازمون دارم خبرم :(((شیمیم مونده ریاضیم موندهفیزیک موندهزیست هر چی میخونم تموم نميشه عین سگگگگ:((((لعنتی هر چی چرخه مرخه داشته گذاشته برا این ازمون اون از فصلای گیاهی عنترش و چهار تا چرخه تخمیش این فصل توليد مثل انسان چ فصل آشغال و کوفییه :((((فرصت اخرمه .حالم از همه چی بهم میخوره کنکور کوفتی لعنتی چ بروزم
چه قشنگ میگه وقتی میگهجماعت! من دیگه حوصله ندارم به خوب» امید و از بد» گله ندارم. گرچه از دیگرون فاصله ندارم، کاری با کارِ این قافله ندارم.واقعاً چی ميشه گفت؟؟!!! ولش کنم از آدما نگم بهتره.بهتره از سماوری بگم که اون سر شهر ۸ ساعته روشنه و باید ۷ ساعت دیگه روشن بمونه و من این سر شهر از استرس بگا رفتن و آتیش گرفتنش دارم بگا میرم:)))
اینقدر حال و حوصله هیچی ندارم که حال و حوصله بی‌حوصلگی هم ندارم. مشکل ما اینه که یه روزه می‌فهمیم بزرگ شدیم و مشکلاتی که تا دیروز نداشتیم از امروز غرقمون می‌کنه. ولي طبیعت این نیست؛ یه لیوان حساس به گرما رو بذار توی یخچال، بعد از دو ساعت درش بیار توش آب جوش بریز بعد بگو چرا شکست چه لیوان آشغالی.
حتی نمیدونم چی بنویسم!چون دیگ به کلماتم اعتماد ندارم!حتی به قطره اشکامم اعتماد ندارم!مضحکه!حتی دیگ به مرگم اعتماد ندارم!یه دوستی داشتم خیلی چیزا میگف.یادم میاد دونه به دونشو.یبار بهش گفتم غم اخر چیه!گف غم اخر یعنی دیگ کسی و از دس ندید.گفتم نه اینطور نیس،غم اخرتون باشه یعنی هی غم ببینید .مگه ميشه ادم غم نداشته باشه .غم هس ولي کم هس.چند سالی گذشته!دوستم نیس!رفته!مهتاب!غم اخرم شد.هیچی ب هیچی.#یک هیچ
آخ ک هر بار ب خودم می گویم دیگر از نوشتن دست برمی دارم. و هر بار از مبارزه با وسوسه ی نوشتن، شکست خورده باز می گردم. امان از این استرس و انتظار. این چند روز مگر می گذرد؟ خودم را سپرده ام ب فیلم های دوست داشتنی و زبان لعنتی. بیشتر از تمام عمرم فیلم دیده ام و ذهنم پر است از حادثه و خیال و عشق. و هی می آیم از فیلم ها بنویسم و حوصله اش را ندارم. هیچ وقت نظم دادن ب ذهنم را یاد نگرفتم و نوشتن از فیلم ها، نظمی می خواهد ک من هرگز نداشته ام.حالم خوب است
نیلوفر برام ارزو میكنی یه دختر بیاد تو زندگیم؟
یكی بیاد نگاش میكنم بگم كاش نیلوفر بود؟ یكی باشه اسمشو میخوام صدا كنم اشتباه بگم نیلوفر؟ یكی باشه باهاش جایی میرم تو دلم بگم كاش نیلوفر كنارم بود؟
من تا اخر عمر جای تو رو به هیچ كسی نمیدم
تصمیمم رو گرفتم
حالم از تك تك ادمای دنیا بهم میخوره
وقتی تو رو ندارم هیچ كس و هیچ چیز رو نمیخوام.عشق
فردا میخوام برم. سر یچیز الکی تو خونه بحث کردمنمیدونم چم شدهحوصله خودمم ندارمدستام سرهبی حسهحتی تاب نوشتن ندارمدلم وقتی رو میخواد ک همه چی خوب بود دلم 5سال پیش رو میخوادزندگی خیلی قشنگتر ازین حرفا بودانقد سخت و مسخره نبودهمه چی فرق داشتهمه چی رنگ دیگه ای داشتخیلی وقته ک دنیا خاکستریهدنیا زشتهاسترس اینده داره داغونم میکنهاز زندگی و ادما حالم بهم میخورهدام میخواد دنیا رو بالا بیارم و همه چی تموم شه.
وقتی ادمی خودشو بشناسه،بفهمه خودشو،علایقشو پیدا کنه،دوست داشته باشه خودشو، دیگران رو بی قید دوست داشته باشه،خوبیهاشون رو ببینه،خیر خواه همه باشه،از هر چی فکر بد و قضاوت و نیت بد و خود درگیری ازاد باشه،دونه دونه خود درگیریهاشو با حوصله باز کنه، به نتایج خیلی بینظیری میرسهخیلی خیلی عالی. اول باید از خداوند بخوادتش، کمک بخواد، براش تلاش کنه، بعد همه چیز ميشه عشق، ميشه معنویت، ميشه باری تعالی.
من غیب شدم از دیشب ساعت 12 :|! مثلا تا کی خط کاریم خاموش باشه و وات ساپ هم بسته !!! حوصله کسی رو ندارم . البته فقط به جز مدیر عامل . اونم فکر نکنم فعلا با من کاری داشته باشه . اول زنگ میزنه بعد پیام میده . گوشی خاموش باشه پیام میاد کی زنگ زده. الان روشن کردم خبری نبود پس یعنی مدیر عامل کاری نداشته با من الان مشکل اون اقایی که هست که میخواد با یک دهم قیمت یک پروژه سنگین به من بندازه ! امیدوارم منصرف بشه .
آدم تو این دنیا هرچی بارش سبک تر باشه برای کوچ به اونطرف راحت تره،پس چرا باید بارم رو سنگین کنم و به هر قیمتی به خواسته هام برسم من تلاشم رو در حد توانم انجام میدم به نتیجه اش کاری ندارم هرچی خدا خواهد همان میشود،دیگه حوصله ندارم بخاطر برخی چیزها بجنگم یا به هر روشی بجنگم دیگه سعی میکنم خودمو رها کنم تو آغوش خدا !
خیلی وقتا هم هی پشت سرهم بدون اینکه به این فکر کنم اصلا حرفام برای کسی مفهومی داره به نوشتن ادامه میدم تا مخم تخلیه بشه فحش میدم دعوا میکنم میگم که متنفرم حوصله ندارم حوصله ندارم حوصله ندارممممممممممم .یکی از همکلاسی هام که بتازگی زایمان کرده میگه شوهرم بعضی شبا بهم میگه بذار یه بچه دیگه بیاریم .و من فکر میکنم که دوس دارم توی صورت همکلاسیم بالا بیارم وقایع شویی که وقیحانه و بی شرمانه بروز داده میشود آخر به ما چه مربوط است که در تخت خواب
یا رب، لا تعلِق قَلبی بِما لیسَ لِی! دلم میخواد بارها و بارها این جمله رو مرور کنم با خودم چقدر این روزا سردم چقدر بی حوصلم اعصاب هیچکسی رو ندارم مامان و بابا بعد از سه هفته میخوان فردا برگردن خونه،حوصله ندارم پاشم خونه رو جمع کنم،دلم میخواد پتومو بکشم رو سرم و فقط غر بزنم امشب با ویالنم بداهه آهنگ میزدم و همین حالم رو خیلی خوب کرد یه مدت عادتهام تغییر کرده بود و قبل از خوابم کتاب نمیخوندم دوباره این عادتم رو برگردوندم و شبا قبل از خواب عود ر
سلام. یه روز که حالم خیلی گرفته بود اونموقع که نت ملی بود،رفتم میهن بلاگم مطالبم رو خوندم. .توی یکی از پستام نوشته بودم آدم خودش باید حال خودش رو خوب کنه.راست گفته بودم.ولي گاهی آدم از یه نفری ناراحته که قراره هميشه باهاش باشه.اون لحظه ناراحت بودم از دست بچه مردم با خودم گفتم دلم خوش بوده.ولي الان اعتقادم براینه که اگه میخوام حالم خوب باشه وقتی از دست بچه مردم ناراحت شدم بهش بگم .شاید حق با اون باشه،یا اگه نبود متوجه اشتباهش بشه.
خیلی حالم بده. شاید سال 95 یه روزهایی داشتم که فکر میکردم حالم بدتر از اون نميشه. ولي الان حالم خیلی بده. ته افسردگی‌م. ته ندونستن. ته اینکه یعنی قراره چی بشه و چی سرمون بیاد بلاخره؟ ته ته. کجا دارم میرم؟ کجا می‌خوام برم؟ کی میمیرم؟ چه‌جوری؟ کاش وقتی میمیرم حال دورنیم خوب باشه. مثل الانم نباشم.
دنیا خوبه وقتی حالم خوبه. دیشب رفتم یوگا خیلی توش زجر کشیدم اما بعدش حالم خوب شد. البته شب هم اروم دوباره نبودم . فکر فکر فکر. اما صبحش خوب بودم و کلی کار دارم روی پروژه بی.ای. همین دیگه. همین همین همین. با یه گروهی تو لن حرف زدم. ۱ ساعت وقتم رو گرفتن. و گفتن . رو می کنن. خواستم امتحان کنم و ببینم می کنن یا نه و تجربه ای باشه. حالم ببینم چی می شه. 
حالم از نظر جسمی خوب نیست زیاد.سرم درد میکنه. حس میکنم سرم رو گردنم سنگینی میکنه.گوشامم درد میکنه.عصر با مامان و بابا و خاله اینا رفتیم بیرون. هوا گرم بود .یهو سرد شد.فقط امیدوارم سرما نخورده باشم.واقعا حوصله مدرسه رفتن ندارم .فقط زودتر این هفته تموم شه بعدش تعطیلاته یه نفس راحت میکشم
آه حس کسی رو داشتم که بهش نرسیده! لعنت بر شیطون. نصف عمرم توی بلاگفاست. دلم تنگ شده بود. + امروز از خودم راضی ام. خیلی خوب کار کردم. یک مشت ریزه کاری رو جمع کردم. کلی کار دیگه هم مونده. اوضاع خوبه. هنوز کمی ترس قاطی حس هامه. دکی یک بند گلایه داره از زمین و زمان. توی یه چاهیه که دلم میخواد داد بزنم بیا بیرون! اما نمیاد. توی چاه گیر کردن وحشتناکه. حقیقتش حوصله ندارم. من حوصله مشکلات خودم رو هم ندارم.
صدای گیر ماشینی که نمیدونم کجاس و مال کیه دار مغزمو تا مرز انفجار پیش میبره حوصله هیچی و هیچکسی و ندارم و تو این شرایط مجبور به تحمل مهمونیای مسخره و حوصله سر بر خانوادگی ام با خودم یه  قرار گذاشم تو این  20 روزی که مونده تا عید میخوام بکشم کنار دیگه برا هیچی نجنگم همه چیو میسپرم به خدا . اون بهتر از من بلده درستش کنه دارم تاوان اشتباهات خودمو پس میدم و حقمه . هر بلایی ک سرم بیاد حقمه .الان تو این شرایط فقط به خود خدا التماس میکنم که مو
آلبالو تازگیا همش طلبکاره. میفهمم به خاطر پاش بهانه گیر شده.اما منم خسته ام ،این هفته استرس زیاد کشیدم و دیگه حوصله منت کشیدن ندارم. دلم برای میم تنگ شده. رابطه ای که همش توش دلم بلرزه رو نمیخوام. البته چندوقت بود بحثی پیش نیومده بود شاید این اوضاع موقت باشه.
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی