محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

و این بار تو برای نوشتی

سلام. رفتم مطالب دوستان دیدم یکی از عناوین پرواز "آینه آینه" هست. خوندم بهش یه کامنت دادم گفتم پست کنم کامنتم رو. نوشتی آینه آینه یاد بچگیا افتادم.تا یکی چیژ زشتی میگفت و فحشمون میداد دستمون رو میبردیم جلو میگفتیم آینه آینه.یا آینه خدا. خیلی خوب بود اونجوری بعدش به خودمون نمیگرفتیم.میگفتیم من آینه گرفتم هرچی گفتی به خودت برگشت جالب شد برم کامنته رو پست کنمش نیشخند ±مشهد بارون میاد،قرار بود بریم بهشت رضا.حالا فکر نکنم بریم.
از خواب بیدار می‌شوم. سرم گیج می‌رود و تلوتلو می‌خورم. خودم را می‌رسانم به دستشویی و در آینه به رویم نگاه می‌کنم.یادت هست؟ آن قدیمها وقتی نامه می‌نوشتی، تا پاسخت بیاید، دلت در رختشورخانه بود! هر بار با خودت هزار بار می‌گفتی اين بار دیگر پاسخم را نمی‌دهد. اين بار دیگر اينقدر چرت و پرت گفته‌ام که کلافه می‌شود و دعوایم می‌کند. اين بار.اينقدر نوشتی و او مهربانانه پاسخ داد، که دیگر مطمئن شدی او می‌فهمدت و باورت دارد و هرچه باشی و هرچه بگوی
اينکه دوستت بهت بگه وب نویسی و رمان نوشتنو ادامه پیشرفت میکنی و پارت اخری که نوشتی واقعا خوب بوده یه کوه انرژیه^^در ضمن کیانا (بغل دستی جان که رفت کانادا) هم توی دفتر حاطره م برام نوشته یه روزی میشم یه نویسنده رمان عاشقانه معروف!!!!!!!!!!!اصن باورم نمیشه اين منم؟!!مرسی خدا
 درگیر جنگی نابرابر با خودم هستم تو رفته ای و همچنان من عاشقت هستم دربه در اين شهر ها؛ . یکجا نشین میشد شاید اگر تو‌می نوشتی لایقت هستم حالا شبیه قایقی در دام طوفان ها اين تکه ام زل می زند آن تکه ام خود را شاید به ساحل می رسد یک تکه ام اما می پوسد اما به یقین در حسرت دریا باران رضاپور29 مرداد 98 در دست چاپ
توی مترو زن چادری رو دیدم حدودا ۵۰ ساله با صورت بدون آرایش و دست هایی که نسبت به سنش پیرتر بودو نشون میداد توی کارهای خونه هیچ وقت کم کاری نکرده  وقتی یه پیرمرد کنارش نشست چنان جمع شد توی خودش و معذب بود که انگار از برخورد اينها با هم جهنمی برپا میشهاين زن هم رو نوشتی شده از باورهای پدر،مادر،مذهب و جامعه 
هر روز باید بجنگی با یه هفت تیر خالی در مقابل لشکر تا دندون یوزی بدست باید بری سراغ مشکلات لاينحل باید به آینده‌ای فکر کنی که جز سیاهی تو پالتش هیچ رنگی نیست تو باید زنده بمونی تو اين معرکه با همین دکمه‌هایی که اين کلمات نوشتی لینک کانال زهی شعری چاپ نشده از هوشنگ ابتهاج
 عنوان کتاب:خط سومنویسنده: ناصرالدین صاحب امانیمحل نشر: تهرانناشر: عطائیسال نشر:1377 خط سوم عنوان کتابی است اثر دکتر ناصرالدین صاحب‌امانی دربارهٔ شخصیت، سخنان و اندیشه شمس تبریزی.عنوان کتاب برگرفته از سخنی معروف از شمس تبریزی است به اين صورت"گفتند: ما را تفسیر قرآن بساز! گفتم: تفسیر ما چنان است که می‌دانید! نی از محمد و نی از خدا! اين من» نیز منکر می‌شود مرا! می‌گویمش: چون منکری، رها کن، برو! ما را چه صداع (دردسر) می‌دهی؟! می‌گوید: نی
امتحان به معنای واقعی کلمه ماله می کشه بر یادگیری آدم بگو تو که یه برگه داشتی کنارت سوالاتو روش می نوشتی ، تو دریای معنی کلمه ها غوطه ور میشدی ، کلمه های جدیدشو یه جا می نوشتییی. تو رو چیشده که فقط الان داری میخونی ک خونده باشی اونم به زور ؟ وقتی یهو حوصله ات خودشو میکشه کنار البته حوصله که نمیشه گفت مسئله کمال گرایی و . کمال گرایی و . بله تنبلی هست!
- ~» من + ~» مامان بزرگ ؛ + میخوام برم مدرسه منو ببر مدرسه - کدوم مدرسه + همونجا خیابون سومی سر نبش - مگه چند سالته که میخوای بری مدرسه + سه سال - خب وقتی شناسنامه تُ ببینن موقع ثبتنام ، میفمن که بزرگی و نمیذارن بیای + شناسنامه مُ نمیبرم با خودم. یلا منو ببر مدرسه - باشه صبر کن تا شنبه ، فعلا همه جا تعطیله + یلا منو ببر میخوام برم مدرسه - حالا مشقاتو نوشتی اصن ؟ + عاره - درس چی خوندی ؟ + فارسی - ریاضی ام بلدی ؟ + عاره - دو به اضافه ی پنج میشه چند ؟ + هفت
چند وقتیست حال خواندن شعر دارم. هی می‌خوانم و سیر نمی‌شود. امروز رسیدم به مهدی جهاندار و اين شعر. شما هم بخوانید. بسم الله رسیده اند شهیدان کربلا به مقامی. مِن الغریب نوشتی إلی الحبیب سلامی حبیب رفت به میدان چه رفتنی چه قیامی سحر نسیم گذشت از سر مزار شهیدان هنوز در پی بویی که می رسد به مشامی و جبرئیل هم آن جا مجال پر زدنش نیست رسیده اند شهیدان کربلا به مقامی. یکی حسین امیرش شد و چه خوب امیری یکی حسین امامش شد و چه خوب امامی یكی بدون زره مرگ را
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم لقمان حکیم، پسر را گفت امروز طعام مخور و روزه دار و هر چه بر زبان راندی بنویس. شبانگاه، همه آنچه را که نوشتی بر من بخوان؛ آنگاه روزه ات را بگشا و طعام خور. شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود خواند. دیر وقت شد و طعام نتوانست خورد. روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد. روز سوم باز هر چه گفته بود نوشت و تا نوشته را برخواند، آفتاب روز چهارم طلوع کرد و او هیچ طعام نخورد. روز چهارم، هیچ نگفت.
. بعضی از نوشته هات مثل اين تجاوز، کابوس میشه تو ذهنم که متجاوز چه ذهنیت و خشونتی داشته و کجا بزرگ شده؟ کاش در موردش می نوشتی!.( کامنت یکی از خوانندگان) معمولاً به سراغ نوشته ای که پیامد و نتیجه ای نداشته باشد، نمیروم. بعد از خواندن اين کامنت به فکر فرو رفتم، اينکه هم بتوانم اين را پاسخ دهم و هم پیامدی از آن را بدست آورم: بچه دیروز، تاریخچه عجیبی داشت: اينکه کلی کلمات انگلیسی با تلفظ درست آموخته بود و از آن عجیب تر که پدری مهندس و تحصیل کرده داش
در میان من و تو فاصله هاست دفتر عمر مرا باتو شکوهی دیگررونقی دیگر هست! توبه اندازه تنهایی من خوشبختی،من به اندازه زیبایی تو غمگینم! چه امید عبثی! من چه دارم که تورا درخور؟ هیچ! من چه دارم که سزاوارتو؟ هیچ! تو همه زندگی من هستی توچه داری؟ همه چیز! تو چه کم داری؟ هیچ! راستی شعر مرا میخوانی؟ نه دریغا هرگز! باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی! کاشکی شعر مرا میخواندی! چه کسی خواهد دید مردنم را بیتو؟ بی تو مردممردم! گاه می اندیشم خبرمرگ مرا باتو چه
کتاب قصه های یک دقیقه ای یادته؟ که درکه بودیم ماه داشت می رفت و خورشید داشت از پس کوه بیرون می اومد؟ چندصفحه ای هم خوندی برام، صفحه اولشم یه چیزایی برام نوشتی و روی جلد کتاب عکس چندتا اسب بود. فروختمش گاو بنفشو یادته اولین کتابی بود که بهم دادی اونم فروختم. ایوان منحصر به‌فرد درسته که کتاب خودم بود ولی چون دست بود یه زمان و پارسال که فرستادیش دل چرکین بودم نسبت بهش، اونم فروختم. جز از کل رو هم با اينکه ۱۱۰ شده مفت گذاشتم فروختم که فقط نشونه های
شانزدهم آذرماه هزار و سیصد و نود و هفت ساعت 00:36 نوشتی:"پرباران ترین پاییز اين سالها چه فایده دارد وقتی به یادم نمی افتی."و من با اين یک سطر دیوونه شدم خدا شاهده! دلم یه دفعه زیر و رو شد انگار. الانم باز بغض گلومو گرفته. واقعا تبریک براي اين همه احساس نابت دوست دریا دلم 
نشستن سر جلسه امتحان به عنوان مراقب، از بیهوده‌ترین کارای دنیاست. مخصوصا وقتی شب قبل کلی بیدار موندی و نکته و جزوه نوشتی که امروز بگی و به روش تدریست فکر کردی و سعی کردی چندتا ایده‌ی خلاقانه بنویسی که به درد امروز بخوره، بعد صبح یهو می‌فهمی فلان کلاس نمیاد و بهمان کلاس هم امتحان دینی داره! الانم بچه ها سرشون تو برگه‌س و منم سرم تو موبایل! پ. ن. : دیدم امروز ظاهر بچه‌ها متفاوته! چندتا شون یه نیمچه رژی داشتن زیر ماسک و چند نفرم با مانتوی غیرفرم
سلام کویین. مثل هزاران حرفی که به همه نزدم اينجا هم براي تو مینویسم . نوشتنی که تو هیچ وقت نمیخوانی. ممنونم از اينکه همراه روزای شاد و غمگین فیزیوپات بودی . ممنونم که رفیق بودی تمام لحظه های استرس ازمون قلب و لاين بندی . ممنونم که کنارم بودی . تمام لحظه هایی که گریه میکردم . تو همراه ترین من در تمام غم هام بودی. اين ها رو نوشتم بدانی من نمکدان شکن نیستم . آدم فراموش کردن خوبی ها نیستم . ولی امشب با اون جمله ای که توی توییترت در مورد من نوشتی و منو مس
از علی(ع) مظلوم تر نمی شناسم آقای "دکتر محمد اسدی گرمارودی" در کتاب نقش غدیر در کمال انسان ها» می نویسد: به جُرج جرداق صاحب کتاب الامام علی صوة العدالة الانسانیة» گفتند: شما یک مسیحی هستی و خیلی هم مذهبی نیستی، چه شد که در مورد حضرت علی (ع) کتاب نوشتی؟! به گریه افتاد، و گفت: مرحوم علّامهٔ امینی هنگامی که کتاب الغدیر» را نوشت چند جلد از کتاب را براي من فرستاد، یک نامه هم نوشت و گفت آقای جرج جرداق شما یک حقوقدان و وکیل دادگستری هستی، نه شیعه هست
به نام خدا
شاعر:علی ملکی
شعر:لاک غلط گیر
روزای اول که همش می گفتی درکت میکنم
اصلا بهم نگفتی که یه روزی ترکت میکنم
چه جمله هایی اون روزا نوشته بودم برا تو
تو هم نوشتی واسه من یکی یکی دروغاتو
واسم نوشتی از دلت گفتی که عاشقت شدم
بیچاره من که واسه تو گذشتم از دل خودم
تو یکی از نوشته ها شدی تموم باورم
یادم نمیاد که چقدر گفته بودم دوست دارم
هر جمله که نوشتمش تهش یه قلب می کشیدم
به کل حرفای دلم یکی یکی می رسیدم
ولی حالا رو تک تک قلبا دارم تیر می ک
پروپوزال نوشتن هم شده قوزِ بالایِ قوز، امشب گفتم شروع کنم به نوشتن دیدم اصلا نمیفهمم باید چیکار کنم، همه هم میان از خودم سوال میپرسن و جواب میگیرن و میرن، بعدش خودم میمونم که چیکار کنم؟براي غزل موضوع پیدا کردم، کمکش کردم کلی مقاله هم پیدا کرد و الان رفت شروع کنه به نوشتن:/هنوز همه ی مقاله هایی که درباره ی موضوعم هست رو پیدا نکردم، اصلا هنگ کردم، جمشید گفت موضوع و اهداف رو درست نوشتی و برو فصل اول رو بنویس و بیار:/احتمالا تا سحر بیدار میمونم، ب
رهبران و اعضای شماری از احزاب ی همواره از شفافیت و رعایت اصول دموكراسی و ارزش‌های قانون اساسی سخن می‌گویند، اما خود حتا یك بار كنگره‌های حزبی را دایر نكرده اند. براي دایمی می‌خواهند در نقش رهبری  قرار داشته باشند. آیا دموكراسی فقط براي خانه همسایه خوب است یا براي همه جا؟! مرتضوی سخنگوی ریاست جمهوری.  
دوشنبه ٣٠/ تیر ماه/٩٩ و می نویسم از تو، براي تو، تا جایی كه احساس نایی دارد براي تراوش؛ می نویسم از تو، به یاد تو، اگر اشك مجالم دهد؛ می نویسم از تو، براي تو، تا مرا به دیدار خودِ درونم ببری، و هنوز هم براي تو می نویسم باز به دیدارم ببر مرا .
????????????????چقد نوشتی????خسته نباشی????خداروشکر خوبی:)))))منم خوبم همراه با مقدار زیادی دلتنگی:)
تو انقد انیمه آواتارو دیدی دیگه رفته تو ناخودآگاهت تو خوابتم میاد????البته منم تجربشو دارم تو خواب فیلم ببینم اونم بازیرنویس????حتی شده ک تو خواب خودم جایگزین یکی از شخصیتا بشم????
جات خالی آش رشته داشتیم????از دیشبم پیتزا مونده بود ک ی شکمویی کلکشو کند????مدیونی فک کنی خودمو میگم????
سالگرد پدربزرگ مادریمه.مرسی:)پدربزرگ مادربزرگ تورم خدا رحمتشون کنه
ازون شب
یک روز معلم به شاگردش میگه: از روی درس 10 بار بنویس!
روز بعد شاگرد از روی درس ۵ بار نوشت. معلم بهش گفت چرا از روی درس ۵ بار نوشتی؟!
شاگرد گفت: اقا اجازه???? بدبختی اينجاست که ریاضیمونم ضعیفه!!!????????
پیامک خنده دار جدید
*******************************************************************
 
خشکسالی میشه
معلمه به شاگرداش میگه بچه ها بیاين امروز بریم بیرون ، زیر آسمونِ خدا، شما برا اومدن بارون دعا کنین دعاتون مستجابه
بچه ها میگن آقا اجازه اشتباه می کنین دعای ما مستجاب نیست
میگ
یک روز معلم به شاگردش میگه: از روی درس 10 بار بنویس!
روز بعد شاگرد از روی درس ۵ بار نوشت. معلم بهش گفت چرا از روی درس ۵ بار نوشتی؟!
شاگرد گفت: اقا اجازه???? بدبختی اينجاست که ریاضیمونم ضعیفه!!!????????
پیامک خنده دار جدید
*******************************************************************
 
خشکسالی میشه
معلمه به شاگرداش میگه بچه ها بیاين امروز بریم بیرون ، زیر آسمونِ خدا، شما برا اومدن بارون دعا کنین دعاتون مستجابه
بچه ها میگن آقا اجازه اشتباه می کنین دعای ما مستجاب نیست
میگ
دو تا گلدون شکسته با دلی خسته و تنها به دیوار لم داده بودن میون غصه و غم هایکیشون گل داده بود و یکیشون دلش شکستهیکیشون با دست خالی بغل سایه نشستهیکیشون من یکیشون تو دوتایی انگار شکستندوتایی با نگرانی رو به آینده نشستنکو ؟ کجا رفت آرزو ها؟ آرزوهای پوشالیهمونایی که نوشتی توی دفترت یه سالینمی دونم چی شدش که تو شکستی تو رمیدینمی دونم چی شدش که زندگیمونو ندیدیرفتی و تو اوج عشقم منو با غم ها گذاشتیرفتی و یه جای قصه قلبت اما جا گذاشتیچه کنم من با د
سلام رفیق، فردا روز تولدتِ و من میخوام امروز بهت تبریک بگم! پارسال روز تولدت تو آی سی یو بستری بودی و گفتی: اگه زندگی سورپرابزت نکنه، تا صد و بیست سالگی تولد می‌گیری با یه کیک بزرگ، منم دعوت می‌کنی!امسالم که تولدت باید حتما بخوره به عاشورا که تو هیچ قنادی اين شهر یه کیک بزرگ پیدا نشه؟! چه بدشانسیم ما؟! یادمه سعید می‌گفت: تو به چه حقی با همه‌ی دوستای من دوست می‌شی؟ اصلا من با دوستای تو دوست می‌شم؟ منم بهش می‌گفتم: خب برو دوست شو. کی جلوتو گرفت
دانلود آهنگ جدید سعید سعادت به نام تو کجایی
متن آهنگ جدید تو کجایی - سعید سعادت
Download New Music By Saeed Saadat Called To Kojaei
Lyrics Music Saeed Saadat To Kojaei
Yeni şarkı indir Saeed Saadat Adında To Kojaei
Şarkı Sözleri To Kojaei itibaren Saeed Saadat
تو دلم درده رو لبام خنده هرکی میبینمم میگه ولت کردهKalbim kahkahalarla ağrıyor, gördüğüm herkes gittiğini söylüyor
تو منو کشتی نامه نوشتی گفتی که دوسم نداریBeni sevmediğini söyleyen bir mektup yazdın
بگو من کیتم آخ بگو بی رحم ترکیش موزیک : سایت دانلود آهنگ ایرانی به زبان ترکیه -فارسی
مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری براي کار کردن داشته باشم، براي آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !یک روز رئیس او را خواست و براي آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید.  مرد هر وقت مطلب آماده براي تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز براي کلاس نیايند و وقتشان تلف نشود !یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است براي ترم بعد دعوت به کار نش
هر بار ماه مبارك رمضان شروع میشه دلم خیلی حال و هوای میهمانی و دید و بازدید میكنه. یه جورایی دلم براي همه خیلی میسوزه. همش با خودم  غصه میخورم براي همه. براي ابجی ها.براي كسانی كه می دونم توی اين فشار های سخت و قیمت های مسخره دارند خرد می شوند.شاید ماه مبارك براي خیلی ها فقط سفره خودشان مهم باشد. همه علایقشان سرسفره باشد. اما من قیافه مردم بی نوا می اید جلوی  ذهنم. شاید به همین خاطر بارها و بارها به فكر تشكیل یك خیریه افتادم.خوب ماه مبارك براي هر
یادته تو اون روزای سخت چه حرف هایی بهم زدی؟
شب برات قرآن خودم آرومت کردم اما صبحش بیدارشدی اس ام اس نوشتی که نمیخوامت دارم باکسه دیگه ازدواج میکنم.
یا روز قبلش که بهم تهمت ی زدی.
هرچقدرم بابات مجبورت کرده بود نمیتونسی اينکارو باهام کنی.
حداقل رفتارت جوری بود که انگار عین خیالتم نیست.
یادته به گریه های من میخندیدی؟ به حال بدم میخندیدی؟
یادته گفتی اينقد هرس نخور اون یذره گوشت تنتم میره؟ هه فقط بهم میخندیدی
بعضی از حرفا آد
با من حرف بزن دنیا اين همه كلمه را میخواهد چكار!؟ما براي سكوت نیامده ایمآمده ایم ببینیم ، بشنویم ، حرف بزنیم بخندیم ، گریه كنیم گاهی ادا در بیاوریم!آمده ایم براي زندگینه براي سكوتی افسرده واركه مرگ را برايمان به ارمغان بیاورد!!ناشناس
روی آورد رایج در فلسفه براي کودکان، افزایش مهارت تفکر انتقادی و اثربخش کودکان را وجهة‌ همت خود می‌داند. مقاله حاضر با به چالش گرفتن مفهوم فلسفه در اين روی آورد از فلسفه براي کودکان، جهتگیری تلفیقی را براي آن پیشنهاد می‌کند. تسهیل تجارب فلسفی کودکان و ایجاد زمینة مساعد براي مواجهة آنان با رازها و نیازهای وجودی در تلفیق با افزایش مهارت تفکر منطقی، فلسفه براي کودکان را به اثر بخشی نزدیک و اطلاق فلسفه بر آنرا حقیقی می‌کند. تدوین الگوه
  خدایا در اين ایام شب های قدر   از اينکه در تقدیرمان؛ براي ایران مان امنیت و آبادانی با مدیریت های عالی با انصاف و براي مردم عزیزمان عزت همراه با آرامش درون، خرد عالی، توفیق خدمتگذاری، ثروت و فراوانی، سلامتی و شادمانی و همه بهترین ها را  نوشتی، بی نهایت سپاس گزارم . خدایا شکر
اينجاگذرگاه هیچ غریبه ای نیست
همه اونایی ك سری میزدم رفتن
وموندن دونه درشت های رفاقت.رفاقت هایی كه خیلی باارزش هستند
سلام داداش عباس والهه جان وهررفیق دیگری.كه هنوزیادش نرفته وبلاگ خودشو.
خوبید؟
عزاداریاتون قبول باشه
براي مرده هاطلب بخشش نكنیداونهاازمابه خدانزدیكترند
براي زنده هادعاكنید
براي كسایی كه هرروزبارهامیمیرند
براي روح زنده هاهم طلب ارامش كنید
براي اونهایی كه ن اين دنیاونه اون دنیاارامش توسرنوشتشون نبود
دعاكنید
دعاكن
بعضی آدم ها را نمیشود داشت فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت ! بعضی آدم ها اصلا براي اين نیستند که براي تو باشند یا تو براي آن ها ! اصلا به آخرش فکر نمی کنی آنها براي اينند که دوستشان بداری آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق ! یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست . اين آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد.
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی