محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

طریقت شعر هایت ناّبِ ناب ست

۩۩۩ ☫ (اشعار (طريقت) ناب ناب ☫ ۩۩۩ ببار ای ابر این سامان سرابست نپرسی حالِ مــا خیلی خــرابست به تاکستان ما چـون رونقی نیست کــویــر ست اِدّ عــاها کــامیــــابست زمانی بـاده در خم ، رونقی داشت! کنون در جمع ما قحطِ شرابست چو خرمــا بر نخیل و دست کوتـاه در اینجـــا آرزو نقش گلابــست بیا دُرّدی کشِ میخانـه ها باش که رنــدان بلاکش را صوابست شراب از ساغر شاعر طلب كن شرابش هـم رقــیب جام آبست در این وادی نباشد جای اغیـــار اگــر بـاشــد خداونــ
ـــثبتــ :تذکره + مثنوی +انجــمن ادبـــی+اسدالله خان +خُنیا گری+زِ باده نابِ غزل من بُت پرست وادیِ خیر العمل شدم خُنیاگــری زِ بــاده ی نابِ غزل شدم شد روضه خوان روضه مرا بُت گری بزرگ کور وُ کر وُ چُلاق خری ،خرِ خری سُترگ ساحل چقدر دور کرانه چقدر دور قید زمان چقدر ؟ زمانه چقدر دور افسونگری به قید زمان در موانع است جادوگری به حقهء خورشید قانع است بامن مگو که چشم تو درانجمن کجاست؟ در موج‌کوب ساحل تو جای من کجاست؟ این انتظار تلخ به جایی نمیرسد ای
۩ ۩ ۩ ۩☫ ☫ ۩ ۩ ۩ طریقت)با دوبیتی های پائیز ازاین پس لحـظه هایم از تو لبریز حضورت مثـلِ بارانــی دل انگـــیز نفس را می دهد جانی دوباره (طريقت) با دوبیتی های پائـیز . ح.(طريقت) ۩ خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید ) ۩ ۩ ️✍ محمّدمهدی طریقت
۩ ۩☫ برآستان جانان : (طریقت ) پیمان تو ☫ ۩۩ ۩ بدون شرح-خاص . . دفتر مشقم شده چشمان تو واژه های شــعر شـد از آنِ تو می سرودم شعر میگفتم تورا بر سر آن عهد وُ آن پیمانِ تو ح.( طریقت) ۩ خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید ) ۩ ۩ ️✍ محمّدمهدی طریقت
۩ ۩ ۩ ۩☫ ☫ ۩ ۩ ۩ طریقت)با دوبیتی های پائیز چون تماشاخانه ای ویرانه ام بانو سلام در جنون عاقل ترین دیوانه ام بانو سلام بوسه هايت کار دستم داد ؛آخر والسلام حسرتی بی انتها دُرّ دانه ام بانو سلام مثل رگباری بدون وقفه بارانی شدم بادهء خُمخانه ام ، خُمخانه ام بانو سلام چشم هايت عاقبت رسم شکار ی کرده اند؟! شـعـر خیامم که در پیمانه ام بانو سلام خوب یادم هست آن آرامش از چشمان تو بعد تو باروت در گُلــخانه ام بانوی سلام آشنایی گنگ بودم قبل تو بایک قیام د
۩☫ بدون شرح (طريقت)مترسک ها ☫ ۩۩ ۩ ما از مترسك ها كمتریم آنها نمادِ زندگی بودند و زندگی را بازی می كردند امّا ما زندگانی هستیم که مرده به گونی می كنیم و مرده ایم ح(طريقت) محمّدمهدی طریقت ۩ # خلدستان طریقت ( صفحه جدید ) ۩ # محمد مهدی #طریقت
۩☫ بدون شرح (طريقت)مترسک ها ☫ ۩۩ ۩ ما از مترسك ها كمتریم آنها نمادِ زندگی بودند و زندگی را بازی می كردند امّا ما زندگانی هستیم که مرده به گونی می كنیم و مرده ایم ح(طريقت) محمّدمهدی طریقت ۩ # خلدستان طریقت ( صفحه جدید ) ۩ # محمد مهدی #طریقت
۩۩۩☫ طریقت)شیریت ترین اشعارمن شعر(طريقت)۩۩۩ وا مانده‌ام در این هوای سرد پاییز من مانده‌ام با قصه ای از غصه لبریز در هر پگاهی نغمه هائی جالب انگیز بیدار می‌گردم، چو مرغان سحرخیز بی‌من محال‌ست درد جاویدان بماند با درد وُ غم هستم دمادم در گلاویز من بی‌ فروغ جلوه‌ات، یلدای تاریخ من با فروغ روی تو، صبح دل‌انگیز خُنـیـاگرانه می زنم من جار درجار تب می‌زنی در قلب من تبریز نیریز یک امشبی هُرم نفس‌هايت نباشد تا صبح می‌نالم چو مرغان شب‌آویز با
۩ ۩☫ برآستان جانان : (طریقت ) پیمان تو ☫ ۩۩ ۩ بدون شرح-خاص . . دفتر مشقم شده چشمان تو واژه های شــعر شـد از آنِ تو می سرودم شعر میگفتم تورا بر سر آن عهد وُ آن پیمانِ تو ح.( طریقت) ۩ خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید ) ۩ ۩ ️ ✍ محمّدمهدی طریقت
۩۩۩☫ طریقت)شیرین ترین اشعارمن شعر(طريقت)۩۩۩ وا مانده‌ام در این هوای سرد پاییز من مانده‌ام با قصه ای از غصه لبریز در هر پگاهی نغمه هائی جالب انگیز بیدار می‌گردم، چو مرغان سحرخیز بی‌من محال‌ست درد جاویدان بماند با درد وُ غم هستم دمادم در گلاویز من بی‌ فروغ جلوه‌ات، یلدای تاریخ من با فروغ روی تو، صبح دل‌انگیز خُنـیـاگرانه می زنم من جار درجار تب می‌زنی در قلب من تبریز نیریز یک امشبی هُرم نفس‌هايت نباشد تا صبح می‌نالم چو مرغان شب‌آویز با
امروز خودکُشی کردم رفتم جایی که فکر میکردم بوی زندگی میده امّا ؛ فقط با احساساتِ نابِ یک دختر بچه و دنیای خیالی اش رو به رو شدم که نادیده گرفته شده بود . خیلی درد داشت ، دوست داشتنِ یک دختر که روحش زخمی بود و به دنبالِ التیام می گشت! اونم نه با یه پسر بچه کم سن و سالِ بی تجربه! یه عاقله مردِ چارشونه . :/ +حالا فهمیدم چرا شبا خوابت نمیبره ؛ عذاب وجدان خوابِ راحتُ از آدم میگیره . +من بزرگ نشدم ، پیر شدم .
۩۩۩☫ لبخند (طريقت) ست با مولانا ☫ ۩۩ آیــات غـزل ، گوهرِ زرخیز شـده یک‌جرعه‌ عسل،باده لبریز شــده لبخندِ خدا طنین شورست وُشعور آرایـه‌ی این غــزل شبآویز شــده خورشیدِ سَحَر، دمیده درتاریکی چون روشنی صبح دل انگیز شــده لبخندِ (طريقت) است با مولانا یادی زِ کمالِ شمسِ تبریز شده ح(طريقت) محمّدمهدی طریقت ۩ خــُلدستان طریقت ( جدید )
۩۩۩ ☫ از گنج(طريقت)این غزل می ریزد ☫ ۩۩۩ شاعر شده ام به راه حل مهمان کن از کُــنج لَـبت مـرا عـسل مهمان کن از دوری معشوقه به تنگ آمده ام بی جنگ وُ جَدَل بغل،بغل مهمان کن دربین ستاره ها سخن پاشیدم مـهتاب شبی مرا زُحل مهمان کن از گنجِ(طريقت) این غزل می ریزد عیدست بیا مرا غزل مهمان کن ۩ # خــُلدستان طریقت ( #غزل ) ۩ # محمد مهدی طریقت
  ابروانت چشم هايت قصه هايتخشم هايت اشک هايت غصه هايتپرشده دل از نگاهتبرده ای جانم به راهتبرده ای دل را چه راحتروبه راهی رو به راهمچون نباشی غرق ماتم آسمانم ساز بارانگشته ای خورشید سوزانآتشت سوزانده جان رالیک خود گشتی تو پنهان
وقتی که از حال و، هوایت، گفتگو دارم، بارانِ ابرِ مهربانی، آرِزو دارم! سرشار، از، عشقِ تو می‌گردم، به هر لحظه، در دستِ احساسم، گُلی، خوش‌رنگ و بو دارم! دنیای فردای من از، تو، شوق، می‌گیرد؛ در صبحِ امّیدم، زِ تو، روزی، نکو دارم! با تو، بهاران می‌شود، پُرشور و پُر،احساس؛ بی‌تو، دلی، پژمرده و، بی‌رنگ و رو دارم! شورِ شرابِ عشق را، با تو، بنوشد دل؛ بی‌تو، ولی، خونابه‌ی غم، در سبو دارم! با من بمان؛ ای عشقِ نابِ لحظه‌های جان! زیرا که با تو، حال و
۩۩۩ ☫ اشعار(طريقت)دوبیتی ✍️ ۩۩۩ با شاعـران بادهء فرهاد رفته ایم درروزگــار درد وُ غم از یاد رفته ایم ما راویانِ قصه ی برباد رفته ایم بنیاد داد را به قیمت آزاد رفته ایم ح(طريقت) محمّدمهدی طریقت ۩ خــُلدستان ✍️ طریقت ( جدید ) ۩
۩۩ ☫دوبیتی (طريقت)اشعار ☫ ۩ ۩ این دهر که می‌باشد گاه از تو وُ گاه از من پاینده نخواهد ماند خواه از تو وُ خواه از من این کاخ سلاطین را هر دَم به کسی دادند جاوید(طريقت)دان خواه از تو و خواه از من ۩ خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید ) ۩ ۩ محمّدمهدی طریقت
۩۩۩ ☫ اشعار(طریقت ) دوبیتی ☫ ۩۩۩ در فسق وُ فجور بی امان باید شد آزادتـــرین فـــردِ جهــان بایـد شد بر آنچه که شیخ گفته باید نشوید از کوری چشم وی همآن باید شد آلاله رخت زِ بت‌پرستی خوش‌تر وز باده وُ از جام تو مستی خوش‌تر در هستی عشق تو از مگرنیست شوم چون نیستی از هزار هستی خوشتر نقاب افکنده آن روی دل آرا بود چون شمع در فانوس پیدا دل شاعـر چو پروانه به دورش (طريقت) سوختن باشد تمنّــا ح.( طریقت) ۩ خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید ) ۩ ۩ ️✍ محمّدمهدی ط
۩ ۩☫ دوبیتی: (طریقت ) انسانیت ☫ ۩۩ ۩ .☝️☝️☝️ بدون شرح-خاص .☝️☝️☝️ مائیم ز عشق یافته انسانیّت با عشق نثار باخته انسانیّت تا هر دم ما (طريقت)از عشق رَوَد در هر دَم ما خواسته انسانیّت ۩ خــُلدستان طریقت ( صفحه دوبیتی ) ۩ ۩ ️✍ محمّدمهدی طریقت
۩۩۩ ☫ شب به شب زندگی ام اهل(طریقت ) شده است ☫ ۩۩۩ خبرت ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻧﮕﺎﻫﺖ شاعر ﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺗﻮ وُ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﻫﺖ شاعر ﺧﺒﺮﺕ نیست ﺩﻟﻢ ﻣﺴﺖ ﺣﻀﻮﺭت ﺷﺪﻩ است ﻋﺎﺷﻖ وُ ﺷﯿﻔﺘﻪ ﯼ ﺯﻧﮓ ﺻﺪﺍﯾﺖ شاعر ﺧﺒﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍنِ ﺑﻬﺎﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﻥ ﭘﺮﺳﺘﻮﯼ ﻣﻬﺎﺟﺮ، ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ شاعر شبﺑﻪ شب ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡاهل(طريقت) ﺷﺪﻩ ﺍست ﺧﺒﺮﺕ ﻧﯿﺴﺖ که ﺷﺎﺩﻡ به ﻓﺪﺍﯾﺖ شاعر طریقت) محمّدمهدی طریقت ۩ خــُلدستان طریقت ( جدید ) ۩
۩۩۩ ☫ عشق است قصه های(طريقت)نه بیش و کم ☫ ۩۩۩ هرگاه زیر چشم به بیگانه می کنی خون مرا زِ جوش به پیمانه می‌ کنی ای آنکه دست بر سر من می‌ کشی!مکش نزد رقیب موی مرا شانه می‌ کنی؟ گفتی ولی نصیحت دیــوانگان مکن! گفتم:، ولی نصیحت دیوانه می‌ کنی ای شعر سنگدل که به آیینه سر زدی در لانه ی شکسته‌ دلان خانه می‌ کنی؟ من شعر خودچگونه ببافم که عاقبت چون رنگرَز شکایتِ پروانه می کنی عشق است قصه های(طريقت)نه بیش وُ کم این قصه را به جانِ خود افسانه می کنی ۩ # خــُل
۩۩۩ ☫ (طريقت) شراب شیدائی ( شاعر ☫ ۩۩۩ شــراب تلــخ بریزید؛ وقت شــیدایی‌ بدانکه در سر من نیست بیم رسوایی تــمـام حُـسن تو را عیب می‌گیرند اگـر چـه زخم زبان خون‌بهای زیبایی اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب اگرچه در فوران آُفتادنم تماشایی شباهت تو و من ناگزیر ثابت کرد نقاط مشترک عشق و عقل، تنهایی‌ کنون اگرچه(طريقت)هنوز در سر من صدای دَف زدن حوریانِ دریایی‌ ح.(طريقت) خــُلدستان طریقت ( صفحه غزل+ اهل ادب ) ۩ # محمد مهدی طریقت آئینه سکندر جام می اس
✍ مردی از مهر از احساس و، صفا بود اقتداری گلِ اندیشه‌اش، چون نوبهاری وسیعِ و، بیکران، نابِ بیانش روانِ واژگانش، چشمه‌ساری تبِ ژرفِ نگاهش، مملو از حرف سخندانی مِهین بوده‌ست آری پیامش موجِ مهر و، دوستی بود غزل‌های دلش، زیبانگاری میانِ هر کلامش می‌توان دید گلِ پرواز و آوای قناری پرِ پروازِ روحش، جنسِ آواز رهید از چنگِ بغضِ بی‌قراری دلش، چشم‌انتظارِ جامِ رب بود رهیده، دیگر از چشم‌انتظاری سفر کرده‌ست تا دنیای لاهوت رسیده، تا صفای بی‌ش
"اسفند" تافته‌ی جدابافته است! نه می‌توان اَنگ ِ سرمایِ زمستان را به او زد، نه وصله‌ی بی‌حوصلگی غروب‌هایِ بهار به تنش می‌چسبد. "اسفند" را باید نشست کنجِ حیاط‌خلوتِ ذهن، و عشق‌بازی کرد، با خاطراتِ دور اما ماندگار. باید دل‌کندنِ آدم‌ها در بین راه را فراموش کرد و گذشت و دل را از کینه‌ها تکاند تا جا باز شود برای شادی‌هایِ نو. حیف است از "اسفند" با بی‌تفاوتی عبور کنید. به خودتان بیایید، تمام شده و رفته تا یک سال دیگر. عطرِ "اسفند" را مهمان ر
۩۩ ۩☫ می گلگون(طریقت ) نبود ☫ ۩۩ ۩ صوفی و گوشۀ محراب و نامی را من وُ میخانه وُ دُردی‌کش وُ بدنامی را باده پیش آر که بر طرْفِ چمن خوش باشد مطربی را وُ گلی را وُ گل‌اندامی را باده در خانه اگر نیست برایِ دلِ ما رنجه شو تا درِ میخانه به خوشگامی را ذکرِ تسبیح رها کن که سر سجاده نشوَد حور چو دُرّ دانه گُـل اندامی را چون بهایِ میِ گلگون(طريقت) نبوَد خرقۀ ما به گِروگان ، بستان جامی را خــُلدستان طریقت ( صفحه :میِ گلگون) ۩ # محمد مهدی طریقت ح(طريقت) محم
۩☫ اشعار.دوبیتی . (طريقت) بخت واقبال ☫۩ دیروز همیشه دفتر خاطرهاست دنیای عجوزه باکره ، باكرهاست یك گوشه ندارد كه به كنجی بروی این دایره در دایره در دایرهاست» *** خوش به حالِ منِ فرهاد که اینم دین است مزه ی تلخ ترین خـاطــره ام شـیرین است تلخ وُ شیرین جهان خوشه همان پروین است بخت وُ اقبـالِ (طريقت) گِــروِ آئین است . خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید ) ۩ # محمد مهدی طریقت
۩☫ من از تبار (طریقت )خوش آمدید. شعر ☫ ۩۩ ۩ تو را برای دَمی عاشقانه کم دارم تو در میانه ی دریا کـرانه کم دارم تو را سپاس و آغوش مهربانت را برای خلوتِ یک شاعرانه کم دارم غروب آمد و اسباب غم فراهم شد برای از تو سرودن بهانه کم دارم من آن هـوای بهاری به زیر بارانم برای با توشدن آشــیانه کم دارم نخواه از تو و این میل کهنه برگردم که در برابر حرفت گمانه کم دارم ببخش اگر سخنانم تو را مکدر کرد من از تبار (طريقت) ترانه کم دارم ح(طريقت) محمّدمهدی طریقت ۩ خــ
۩۩۩ ☫اشعار (طریقت )دوبیتی ☫ ۩۩۩ توئی شراب وُ منم مستِ بوسه‌ های لبی کنون چـه چـــاره کنم محنتِ خمــارِ وُ شبی شدی خُـــمار وُ شدم پاکبازِ درین قمار بگو چـه چـــاره کنم قسمتم وباره تــبی ۩ # خــُلدستان طریقت ( #اشعار+دوبیتی ) ۩ # محمد مهدی طریقت
۩۩۩ ☫ برآستان جانان (طريقت) رباعی ☫ ۩۩۩ شب آمد شیوه ی شیرین در یاد وجودم رفته رفته رفت بــر باد بدون شرح دارم دادِ بی داد زِ بُستان می رسد فریادِ فرهاد ح(طريقت) محمّدمهدی طریقت ۩۩۩ من آخر آذر شوم ۩۩۩ ۩۩۩ ☫ (دفتر شعر (طريقت) اشعار ☫۩۩۩ درود بر تو وُ قدر وُ جلال و عنوانت! سلامِ ما صُحُف ، چون کتابِ قرآنت! سلامِ ما به تو یاسین و نور و فرقانت! درود ما به تو اِنجیل وُ جان به قربانت! سلام بر شرف و اقتدار سلمانت سلام مکه و غار حرا به پیمانت سلامِ ما به مسی
۩۩۩ ☫شعار ی درغزل(طریقت )بی نصیب از باده ☫ ۩۩۩ با شعاری از غزل، دستی در آغوشش کنم می‌روم خُتیاگــری را غـم فراموشش کنم سر در آغوشش گذارم با امید آتشین آن امید آتشین، از گریه خاموشش کنم ایدل از دوران ظلمت گر سلامت بگذری صبح روشن را غلام حلقه در گوشش کنم بعد ازین‌، اهل (طريقت)بی‌نصیب از باده شد از شراب نامرادی مست وُ مدهوشش کنم ۩ خــُلدستان طریقت ( صفحه "شعاری از غزل ) ۩ ۩ محمد مهدی طریقت
سلام ای آفتابِ ملکِ ایمان! رسولِ خوبِ دینِ پاکِ یزدان! سِ آسمان و، هم، زمینی، میانِ قلبِ پرآشوبِ دوران و قلبِ مهربانی‌های بی‌حد، دمادم بسته با مهرِ تو پیمان! وجودت، آیه‌ی شور و، سرور است، درونِ سوره‌های نابِ قرآن! خداوندِ بزرگ و، مهربان هم،(۱) به نامت می‌خورَد، سوگند؛ ای جان! شکوهِ آسمان‌ها و زمینی، میانِ قلبِ پرآشوبِ دوران! چه نام دلنشینی هست، وقتی، صدایت می‌کند، احساسِ انسان! محمّد (ص) یا رسول‌الله، گشته‌ست، سرودِ باورِ دنیای وجد
۩۩۩ ☫ وز سویدای اهل ( طریقت )نغمه هائی به دوران گذارن ☫ ۩۩۩ رخصتی تا که یکبار دیگر سر به کوی تو جانان گذارم سر به کوی تو جانان زیبا سر به کوه و بیابان گذارم رسم و آیین من بوده ای تو ماه و پروین من بوده ای تو می روم کز پی غمزه هايت صِحّه بر دین و ایمان گذارم سایه سار امیدی مرا باش رمز گفتار شیرین مرا باش مرهمی چاره کن بهر فرهاد زخم دل رو به درمان گذارم منّت خاروخس را چشیدم طعنه از باد و طوفان شنیدم با امیدی که در اشتیاقــت پا به فصـلِ بهاران گذارم ی
ثواب‌هايت را در کیسهٔ سوراخ نریز
فوق‌العاده زیبا و مفهومی!
آیت الله مجتهدی تهرانی:
وضو می‌گیری، اما در همین حال اسراف می‌کنی
نماز می‌خوانی اما با برادرت قطع رابطه می‌کنی
روزه می‌گیری اما غیبت هم می‌کنی
صدقه می‌دهی اما منت می‌گذاری
بر پیامبر و آلش صلوات می فرستی اما بدخلقی می کنی
دست نگه دار بابا جان!
ثواب‌هايت را در کیسهٔ سوراخ نریز.
.
چه تعبیرزیبایی.
پرتال جامع تفریحی و سرگرمی میکده
۩۩۩ ☫ناگهان خوابی(طریقت )را ربود ☫۩۩۩ این غزل وقتش فرا خواهد رسید در بهاری روشن وُ موجی سپید در زمستانی غبار آلودِ، دور در خزانی خالی از فریادِ، حور مرگ من روزی فرا خواهد رسید تلخ و شیرین ترفرا خواهد رسید روز پوچی همچو روزان دگر سایه امروز وُ دیروز وُ سپر دیدگانم همچو دالان های درد گونه هایم همچو مرمرهای سرد ناگهان من این غزل خواهم سُرود ناگهان خوابی (طريقت)را رُبود خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید ) ۩ ۩ محمد مهدی طریقت ۩
۩۩ ☫ انواع گُلها یاس و مریم فرق دارد (طريقت)/اشعار ☫ ۩ ۩ ۩ خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید ) ۩ ۩ محمّدمهدی طریقت انواع گلهای یاس وُ مریم فرق دارد گُلبرگ ها بسیار وُ کم هم فرق دارد شادم تصور می‌کنی، وقتی ندانی لبخندها در وقت ماتـم فرق دارد برعکس می‌گردم به دورِ خانه‌ات من دیـوانـه‌ها آدم بـه آدم فرق دارد شاید یقین کافر، شدم گاهی مسلمان آری کتاب اینجاست نم نم فرق دارد بر من مثالِ کشتهء عشقت نظر کن آری بنی آدم زِ خـــاتم فرق دارد خــُلدستان طریقت
۩۩۩ ☫ (طريقت)بار دیگر سوره اعجاز) من گردی ☫ ۩۩۩ بیا تا غرق رویای تو وُ افسانه ات گردم شبی در ساحل چشمم دُرِّ دُردانه ات گردم بپاشی موج موج طره هايت را به دوش خود خـودم دیوانهء رقص شلال شانه ات گردم بریزی در نگاهم چشم پر آشوب مستت را مـثـالِ پرتو رخساره ی فرزانه ات گردم بگردم با دلی آشفته گِـرد کاکل نازت بسوزم بی محابا از غم وُ پروانه ات گردم سپس روزیکه عالم را اسیر خویش میکردی یقین دارم که روزی ساکن کاشانه ات گردم تو خورشید جهان افروز آیین سحر
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی